اسکیــزدونـی.
Ir al canal en Telegram
♡゙゙ 📷 ׅ '𝘊𝘢𝘶𝘴𝘦 𝘸𝘩𝘦𝘯 𝘺𝘰𝘶 𝘨𝘪𝘷𝘦 𝘮𝘦 𝘢 𝘨𝘭𝘢𝘯𝘤𝘦 𝘐'𝘮 𝘴𝘶𝘳𝘦 𝘵𝘩𝘢𝘵 𝘐 𝘴𝘦𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦 𝘪𝘯 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘦𝘺𝘦𝘴 𓂃 ˊ˗
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
829
Suscriptores
+624 horas
+657 días
+17430 días
Archivo de publicaciones
" دارم به امیدها و رؤیاهامون فکر میکنم، آره به قیمتِ تو و من... میتونیم یکم آرومتر پیش بریم؟ این روزا آسمون خیلی سریعتر داره حرکت میکنه. دارم سعی میکنم یه چیزی رو نگه دارم، تازه بهترین روزها شروع شدن. "وایب آهنگ فلیکس هم خیلی نرم و آرومه و هم حس گرما و دنجبودن میده؛ واقعاً انگار یه آهنگ تبدیل به حس آرامش شده. خیلی بهت افتخار میکنم لیکس ♡ ╭─┈ ⌕ Slow It Down ᯓ @skzdooni
" من هنوز دارم جوونیمو زندگی میکنم و شب و روز کار میکنم، مگهنه؟ دیگه همینالانم حس میکنم دارم از زمان عقب میمونم، دنیا هم با سرعت داره به جلو میره. فقط دارم سعی میکنم نفس بکشم، دارم تلاش میکنم خودمو با چیزی که نمیتونم ببینم، هماهنگ کنم. "ممنون بابت این هدیهی فوقالعاده برای گریههای شبانهمون ╭─┈ ⌕ Slow It Down ᯓ @skzdooni
وقتی به این فکر میکنی که فلیکس تا الان چه چیزایی رو از سر گذرونده و هنوزم با چه سختیهایی دستوپنجه نرم میکنه، این آهنگ واقعاً یه معنای دیگه پیدا میکنه. با وجود همهی سختیهایی که تحمل میکنه، باز هم همیشه با لبخند جلو میره. همیشه دنبال اینه که بهتر بشه و بیشتر پیشرفت کنه، به جامعه کمک کنه و محبتهایی که دریافت کرده رو جبران کنه، و آدمهای اطرافش رو بهتر بفهمه. فلیکس همیشه میخواد بهتر باشه و به رویاهاش برسه، ولی در تمام این مسیر هیچوقت فروتنی و تواضعش رو از دست نمیده 🤍╭─┈ ⌕ Slow It Down ᯓ @skzdooni
مهم نیست که فقط چند دقیقهست اومده؛ من تا ابد براي اسلوایتدون رو ابرام
╭─┈
⌕ Slow It Down MV
ᯓ @skzdooni
فلیکس از خودش گلبرگ آبی به جا میذاشت و خانومی پیداش میکرد، این خیلی لطیف و فلیکس کدده 🥺
╭─┈
⌕ Slow It Down MV
ᯓ @skzdooni
تولد داداش کوچیکهی خانومی بود ولی خانومی تا آخر شب سر کار بود، تا اومد شیرینیفروشی بسته بود واسه همین لیکسی اومد کیک خودشو بهش داد، ای پسرهی مهربون :((
╭─┈
⌕ Slow It Down MV
ᯓ @skzdooni
جدیدا داریم اسکیز و نینی توی امویا میگیریم، قلبم توان نداره خیلی نازن 😭
╭─┈
⌕ Slow It Down MV
ᯓ @skzdooni
+2
رنگای سرد، گرم و خنثی همگی به مینهو میان. و این یعنی فیسکارد واقعی
╭─┈
⌕ Random
ᯓ @skzdooni
گونوو، بازیگر کودک اموی افتر یو که با چانی فیلمبرداری کرد، رفته با فوتوییسم چان عکس گرفته و توی اینستاش پست کرده 🥹
╭─┈
⌕ News
ᯓ @skzdooni
+1
میخکوباروت؛ یک اغوای ناگهانیست.
لرد کریستوفر بنگ، فرماندهی ارتش سلطنتی، فقط خواستار لمس کردن و توصیف قطعههایی بود که در دیوارههای روحِ پیانیست لی مینهو ریشه کرده بودند. لمسهای زبر و زمخت یک جنگاور هم میتوانست آهنگین شود؟ لمس کردن میخواست، لمسی به دور از عطر مادر مقدس و گردنبند صلیبش، و نقشهای مینیاتوری و تَرَکخوردهی کلیسا. "زیبا و خیره کننده" تعریفی بود که شاید روزی میتوانست از زنها بشنود، اما حالا از سوی مردی بیان میشد که برای ملاقات نامزدش به عمارتشان آمده بود ولی به بوسههایی گناهآلود ختم شد.
شاید میخواست بپرسد؛ «چرا نگاهم رو برای خودت میدزدی؟» https://t.me/clovesngun «توی انگلیس، مردها به همدیگه دل نمیبندن، آقای لی.»
جنونوار تاریخ را مینوشتند، یکی با سلاح و دیگری با کلاویههای لطیف پیانویش.
+1
میخکوباروت؛ یک اغوای ناگهانیست.
لرد کریستوفر بنگ، فرماندهی ارتش سلطنتی، فقط خواستار لمس کردن و توصیف قطعههایی بود که در دیوارههای روحِ پیانیست لی مینهو ریشه کرده بودند. لمسهای زبر و زمخت یک جنگاور هم میتوانست آهنگین شود؟ لمس کردن میخواست، لمسی به دور از عطر مادر مقدس و گردنبند صلیبش، و نقشهای مینیاتوری و تَرَکخوردهی کلیسا. "زیبا و خیره کننده" تعریفی بود که شاید روزی میتوانست از زنها بشنود، اما حالا از سوی مردی بیان میشد که برای ملاقات نامزدش به عمارتشان آمده بود ولی به بوسههایی گناهآلود ختم شد.
شاید میخواست بپرسد؛ «چرا نگاهم رو برای خودت میدزدی؟» https://t.me/clovesngun «توی انگلیس، مردها به همدیگه دل نمیبندن، آقای لی.»
جنونوار تاریخ را مینوشتند، یکی با سلاح و دیگری با کلاویههای لطیف پیانویش.
