📝 Mindary
Ir al canal en Telegram
دانشجوی روانشناسی 🧠 جایی میان کتابها، فکرها، احساسات و روزمرگی. اینجا بخشی از دنیای منه. 🤍 https://t.me/HarfChatBot?start=16d5b6d075d3
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
677
Suscriptores
-34524 horas
-1 1367 días
+21730 días
Archivo de publicaciones
705
‘از جان عزیزترم؛
در شهریام که با تو برایم غریب نیست،
اما دیشب را بی تو، در غربت گذرانده ام.
سهم من از عشق،
گوشه ی سرد و تاریکی از این دنیاست
که با یاد تو گرم و روشن مانده است.
کاری کن که باور کنم انتظار، خود عشق است.
فیلم شبهای روشن، فرزاد موتمن’
705
‘هم میترسم دوستت داشته باشم، آنوقت بروی و درد بکشم. هم میترسم دوستت نداشته باشم، که فرصت «عاشق تو بودن» از دستم میرود و پشیمان میشوم.حالا تو بگو! چطور عاشقت باشم و درد نکشم، وچطور عاشقت نباشم و پشیمان نشوم؟!
نزار قبانی’
705
Repost from عمارت خورشید
اول از همه بانو زیباییتون🛐🛐 عکسهای قهوه و گربهها یه حس گرم و دنج دارن، و بعد تکهنوشتههای کافکا، عباس معروفی، داستایفسکی و صادق هدایت هم یه حالوهوای عمیق و ادبی بهش داده. کلاً انگار صاحب چنل یه گوشهی کوچیک از دنیای خودش رو ساخته؛ پر از قهوه، گربه، کتاب و نوشتههایی که آدم چند بار میخونتشون.
https://t.me/Mindary_Maryam
705
فکر، فکر، فکر، همیشه فکر یک چیز بیشتر از خود آن چیز آزارم میدهد.
احتمالا گم شدهام، سارا سالار
705
Repost from ASAĹ✨️🪽
اگه دنبال یه سالن مطالعه میگردی، یه منبع انگیزه میخوای که هر روز هلِت بده جلو، یا دلت میخواد بین یه جمع از آدمای واقعی درس بخونی و تنها نباشی؛
بزن روی لینک و بیا پیشمون. 📚🤍
اینجا قراره با هم درس بخونیم، با هم ادامه بدیم و روزایی که انگیزه نداریم، هوای همو داشته باشیم. 🫂✨
منتظرتم؛ بیا پیشمون🧚♂
705
Repost from عمارت خورشید
این پیام و فور بزنید تا من بیام و از چنلتون تعریف کنم و شما هم ذوق کنید.
جوین باشی اینجارو قشنگ تر میکنی
705
‘خطرناک ترين آدمايى كه ديدم اونايى بودن كه واقعا خودشونو آدم خوبى مى دونستن در حاليكه هر داستانى رو به نفع خودشون تغيير ميدادن، ازهر مسوليتی فرار مى كردن، وهيچ وقت گردن نمى گرفتن كه شايد به كسی آسيب زده باشن توى ذهنشون اونا هيچوقت مقصر نيستن ولى عجيب اينجاست كه هميشه بقيه مقصرن.
چگونه آدم ها را بخوانیم،پاتریک کینگ’
705
میگویند: عشق واقعی همیشه برمیگردد؛
عشق واقعی هیچوقت نمیرود.
شبهای روشن - داستایفسکی
705
‘وقتی روز تمام شد،
و شب محاصرهمان کرد
نفس عمیقی بکش.
بالاخره از پس امروز هم بر آمدیم
فردا روز دیگری آغاز خواهد شد.
فردریک بکمن’
705
‘در ظاهر روی پاهایم ایستاده ام.
گاهی میخندم و گاهی گریه میکنم،
اما حقیقت این است که خسته هستم..
میخواهم فرار کنم.
میخواهم بروم و ناپدید شوم.
فروغ فرخزاد’
705
‘حیف که نیستی و نمیدانی چهقدر غصه میخورم. میفهمی که،هیچوقت با هیچکس مثل تو صمیمی نمیشوم.
مثل عکسی سیاه و سفید؛ ژیل ژاکوب’
705
اولش میشنوی و ناراحت میشی و میخوای جواب بدی، بعدش میشنوی و ناراحت میشی، بعدش میشنوی و ناراحت نمیشی، بعدش اصلا نمیشنوی!
