APAKHTAR
Ir al canal en Telegram
اَپاختر: سرزمینی کَز کَران خَزرِ تاریک میخروشد |
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 105
Suscriptores
+3324 horas
+2307 días
+66430 días
Archivo de publicaciones
1 104
+2
در دوره جمهوری بیمارِ وآیمار، یعنی: آلمانِ پَسا
جنگِ جهانیِ نخست، زمانی که هنوز زخم هایش
چِرک میکرد، از بَهر پرداخت غرامات رزم آوری
آغاز به چاپِ بیشُمار اسکانس کرد و سبب تورمی
بیسابقه شد به گونهای که یِک قُرص نان معادل
دویست میلیارد مارک گردید بانک نیز برای توازن
اسکناس صدمیلیاردی بهچاپ رسانید، اما درواقع
زیر و بَم کردنِ صِفرهای کاغذ پول حللال نیست
تعمیم بدهید به دولت وقت ایران آنها نیز چاپ
اسکانسهای یک میلیونی را آغاز کردند . . ☉☾
1 104
بُغرنج ترین عصر را طی میکنیم، با کوهی از آرزویِ
نَهزیسته و ماجرایِ مان با سیاستِ گُشنهخوئی، گره
خورده که نه دست بلکه دندان نیز بازش نخواهد کرد
چرا که خانه را نَواخانه کرد و نیآز را آرزوی دورادور
چرا که باید بپرسیم در این چهل و اندی سال چهشد
چرا توسعه صرفا در تلوزیون هست اما در یخچال نه
اکنون دقیقا به این جمله پِی میبریم: ما تورم نداریم
چون مردم خیلی خوب زندگی میکنند، ما تورم داریم
چون دولت خیلی خوب زندگی میکند . . . ☉☾
1 104
جنآیات نسبت به اقتصادِ چاک چاک شده در ایران
آنطور است که نه تنها کَمر دولت هفت استخوان
ترکیده، بلکه مغز و استخوان مردم را نیز در هاون
چدنی سابیده و چه نکبتوآرانه سبد یآرانه کآلابرگ
را داروغه جار میزند، درحالی که چشم بهرویِ ضرر
پُشت پرده بسته، این زیآن، مآهانه نَود هزار میلیارد
تومان معادل | نَود همت | است، طبق معادلات ساده
زمانی که اسکناسی پرداخت میکنید بدون دریافت
ذرهای خدمات یعنی زیآن و ادامه این چرخه درواقع
یعنی: زیآن انباشته، چنین مبلغ وآلایی ظاهرا بداهه
به دست مردم و سپس واردِ بآزار فلج شده میشود
تزریق پولِ بدون قید و شرط یکی از الگوریتم های
افزایش تورم میباشد که توسط دولت درحال اجرا
است و دقیقا " Quantity Theory of Money "
به همین مسئله مذکور اشاره دارد، اما باز جایگزین چنین کارِ بیحساب کتابِ پَرتی، میشد با احتساب
هر دستگاه خانه | سه | میلیارد تومان ماهیانه حدود
سی هزار نفر را کلید دارِ خانه کرد، ناگفته نماند که:
انحصارِ قدرت، زنجیره نامرئی رعیتسازی را هدف
قرار داده، نه شهروند سازی نوین را و چنین تفکری
که چِرک مذبوح از آن شُره میکند را چه انتظاری
است، که بهجای زیرساخت فراهم آوردن از برای کآر
یآرانه در حد بقا میدهد و بهجای هدفمند ساز کردنِ
یارانه، آن را قطره چکانی بین مردم پخش میکند
امیدوارم روزی سیستم به سمت لیبرالیسم و کاهش
دخالت دولت در بآزارها بچرخد و در چنین نظامی
جآی یارانه بسترهای فرصتسازی، فراهم میشود |
1 104
+6
جنآیت، جزئی جدا نشدنی از سیستمی که مراتبِ
آن آمیخته باجنون است که چنین تفکری مآحصلِ
تَب قُدرت، قانقاریایِ اخلاقی و کرختی وجدان
میباشد، درواقع آنجای شِنُفتن کَر، آنجای دیدن
کُور، آنجای سخنوری لال زاده شدند، چرا که در
اکثر مراتب مغزها زنگ زده و آنچه دارند سایه
عقل است، اینگونه اقتصاد را کُشتند تا زبان را
به لبهآ بدوزند و نفسها را زنده به گور بیندازند
به وجدان خود چَک بزنید . . . ☉☾
1 104
عدالتِ تزئینی، جایی که قآنون به اجبار و زور سواری
میدهد، پیآمش برای اعمال خواسته ترس و وَحشت
توسطِ جبارآنِ سرکوبگر است، چنین سیستمِ مستبدی
مستلزمِ رعیت سازی و به بردگی گرفتن اندیشه است
حق را در حد بقا و آزادی را جیره بندی شده میدهد
در این زمان، جامعه حالت رادیکالیزه به خود میگیرد
که منجر به آزادی خواهی و انقلابهای بزرگ میشود
عیناً سقوط رومانی در چهار روز . . . ☉☾
1 104
ابلُوموویسم، دردی واگیردار که عده وافرِ سیاسیون
دُچار آن شدند، دُچاری که همراه آن استخوان مردم
را میتراشند که زانو تنها مقدور به زانو زدن باشد
نه ایستادن، درون و بیرون سیآسَت هزار پدر کاملا
سیآ است، به سیاهی شب، که رخسارها را شکافت
سینهها مآلامال از خون و در پیِ آن دآغ مادامالعمر
نوری که نیست شد و اختناق تا خرتلاق بالا کشیده
شد، سهم هر شکمِ گرسنه را با توحشِ مُدرن دادند
به جایِ عامیلت بخشیدن به نخبگان سلب عامیلت
کردند و تکنوکراتها را به بهای ايدئولوژی فروختند
جملگی آنها که انزجار انجام فعلی را در سر داشتند
نخست اغوا، گر جوابگو نبود اکراه و سپس امحا
میکردند و این عمل تا جایی پیش رفت که مردمان
خود را نآمزد مَرگ دانستند و بآنگ حقطلبی برآمد
اما در رزمی آتشین و عدالتیتزئینی نغمهها سوختند
جانها تاج خون را به سر گذاشتند و نجات یافتگان
زیستنِ خود را از خآطر بردند و تنها آنچهکه اهمیت
دارد این است که: چگونه جولانگَه امثال جولانی را
از این خاک رُبود و به درگهِ طآغیان بزک شده سپرد |
1 104
+2
نقآب، نقآب آلتِ قتاله را میماند، بدون اثر انگشت، گویا رازی که آگاهی بر آن، سآلوسانِ
قدرت را برانگیخت، تا قُشونِ قلدرمآبی خود
را اجیر کنند که معماری خونریزی را برقرار
هیچ برفی در زمستان ایران سپید نمیماند
چراکه زمستان سمفونی سرخی است با آواز باروت، همپایِ خون و درد حِرمان . . . ☉☾
