Selina
Ir al canal en Telegram
سکوتی پر از حرف
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
380
Suscriptores
+724 horas
+337 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
380
Repost from мели
فور کن چنلت 𝟣𝟢𝟢+ جذب رایگان بت بدم🌶🙇🏻♀
اینجا و اسپانسر جوین باش حتما❕
چنلو پین کن شاتشو بده باتم📌
شات فور زدن بنر و جوین چنل اصلی و چنل اسپانسر + تگ چنلتون بدید باتم.
ι𝖽 𝖬ᥱᥣι : @fldermelibot
380
Repost from N/a
` https://t.me/selinasardothine
_ گرمای قلب کسی بودن چه حسی داره ؟
+ نمیدونم ، چه حسی داری ؟
380
به کاف جیم،
از نفرتها پرسیده بودی، از نفرتت به من. راستش را بخواهی، اگر عشق و نفرت دو سرزمین جدا بودند، آدمها اینقدر میانشان گم نمیشدند. من همیشه فکر کردهام، نفرت، فرزند ناخلف عشق است؛ همان که دیر به دنیا میآید اما ماندنش طولانیتر است.
از آن جوان و آغوش مادرش گفتی. من هم آدمهایی را دیدهام که نام کسی را با خشم بر زبان میآورند، اما اگر نیمهشب تلفنشان زنگ بخورد، اولین نفرند که کفشهایشان را به پا میکنند و به سمت او میدوند.
پس بگذار اعتراف کنم؛ شاید حق با تو باشد. شاید ما محکومیم که دوست بداریم و همزمان، از زخمهایی که همان دوست داشتن بر ما گذاشته متنفر باشیم.
اما دربارهی احوالاتم...
متأسفم که ناامیدت میکنم، اما هنوز زندهام. البته اگر بخواهیم دقیق باشیم، از وقتی ندیدمت، چیزی میان زنده بودن و سرگردانیام. و بله، از قارهها، مرزها و تمام فاصلههایی که تصمیم گرفتهاند میان ما بایستند، دل خوشی ندارم. حتی از آن پروژه لعنتیت هم که تو را از من دزدید.
با این حال، گمان نکن این نامهرا از سر دلتنگی نوشتهام؛نه! صرفا برای آن است که مبادا با خوی ایرانیات به سراغ موهایم بیایی. هرچند بعید میدانم بعد از این تهدید، موی زردی برایم باقی بماند.
و اما آن دختر چینی رباتی یخمکی...
اولا که تهمت زدن کار پسندیدهای نیست. ثانیا، اگر قرار باشد کسی بابت حسادت بازخواست شود، فکر میکنم باید نگاهی به این نامهی چند صفحهای و میزان"مننن!!" های درونش بیندازی.
درمورد برادر زادهام هم، حقیقتا از شنیدن خبر دختر بودنش خوشحال شدم؛ فقط اميدوارم پیش از آنکه مرا "عمه " صدا بزند، فرصت دفاع از خودم را داشته باشم!
در پایان، اگر روزی دوباره یکدیگر را دیدیم، قول میدهم بحث عشق و نفرت را از نو آغاز کنم؛ شاید آن روز بالاخره فهمیدیم چرا آدمها بیشترین نفرتشان را نثار کسانی میکنند که زمانی بیش از همه دوستشان داشتهاند.
با احوالی که نه آنقدر خوب است که انکار دلتنگی کند و نه آنقدر بد که تو را پیروز اعلام کند،
-سلینا
380
Repost from گُل سَنگی
از نفرت ها پرسیده بودی؟ از نفرتم به خودت؟
حقیقتا انگار میان افزایش طول عمر و تعداد تن هایی که ازشان متنفرم رابطه مستقیمی وجود دارد. هرچقدر که زمان بیشتر میگذرد، تنفرم نسبت به آدم ها بیشتر میشود. بعضی با کلمات، بعضی با نگاه، بعضی با رفتار و بعضی با پلیدی وجودشان حس نفرت را در من بیدار میکنند. هرچند، نمیتوانم بگویم دیگر نفرت در وجودم میخوابد یا خوابیده است! چون در هر لحظه، در هر ثانیه کسی را میبینم یا میشنوم که این اجازه را به او نمیدهد.
باری شنیدم که گفتی عشق و نفرت دو عنصر متضادند و وجود ادمی یا عشق است یا نفرت، گفتی اکثر روابط به نفرت کشیده میشوند، دوست نداری و اجازه نمیدهی چنین حسی وارد روابط تو شود. اما من مخالفم، عشق و نفرت میتوانند در کنار هم وجود داشته باشند، و تو ممکن است کسی را عاشقانه دوست داشته باشی و همزمان بخشی از وجودت از او متنفر باشد.
جوانی را دیدم که عمیقا از مادرش متنفر بود و گاهی حتی از اینکه از وجود چنین آدمی زاییده شده از خودش بیزار میشد، اما من همین جوان را در بدترین موقعیت زندگی اش دیدم که نگاه خیره ای به آغوش مادرش انداخت و بعد لرزان و گریان به انجا خزید.
عشق مادر و فرزندی والاترین عشقهاست و حتی این عشق نیز دچار این آفت میشود! تازه، خیلی سخت میشود جلوی رشد این افت را گرفت. به شخصه در تو این استعداد را نمیبینم، اینکه اجازه ندهی روابطت به سیاهی کشیده شوند و آفتِ نفرت بگیرند. حتی در خودم هم چنین استعدادی نمیبینم. صادقانه بنویسم، تا به حال نشده کسی را ببینم که این استعداد را داشته باشد.
دوستی از جمع دوستاران دورِ تو، با عشق آمیخته به نفرت و خشم. کاف جیم
پیوست نامه: از احوالاتت نمیپرسم چون امیدوارم در ناراحت ترین و غمگین ترین حالت ممکن باشی و دلیلش من باشم، اگر قرار است برای غیر من ناراحت باشی ناراحت نباش، چون هیچکس- به جز مننن!! - ارزش ندارد! لطفا در پاسخ بنویس که داری از ندیدنم میمیری و از قاره ها و مرز ها متنفری که میان من و تو فاصله انداخته اند. حتی میتوانی به پروژه ام که باعث این دوری شد فحش دهی! اما مجبوری یک نامه مفصل بنویسی! وگرنه با خوی ایرانی ام میآیم و با آرامش تک تک موهای زردت را میکَنَم!
راستی شنیده ام با آن دخترِ چینیِ رباتیِ یخمکی زیاد گرم میگیری!!!! حواست به کارهایت باشد!!!!
تا مبادا کاری کنم برادرزده تو راهیات تو را به عنوان عمه بشناسد نه عمو!
آه فراموشم شد بگویم، بچه شان دختر است!! اما به جاستین نگو!!! هنوز خبر ندارد.
پاسخِ آمیخته با احساسات اُمید🌱
