˚₊· ͟͟͞͞➳❥ 𝓶𝓲𝓭𝓪
Ir al canal en Telegram
https://telegram.me/HibyChatBot?start=sc-YEjywA5FUz https://t.me/SendHarfBot?start=7a44145640a4
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
253
Suscriptores
+2324 horas
+197 días
+1930 días
Archivo de publicaciones
و هنوزم زندس😂ولی خودش خسته شده از خودش و درخواست داده بیاین منو اعدام کنین
ولی دکتراش میگن که حالش داره خوب میشه و اگر درمان بشه میتونه برگرده به جامعه
در حالی که هر جا بوده اطرافش همش اجساد تیکه تیکه بود
ادامه متن
این شوک پلیسا یک فرصت درست میکنه برای نیکولای که فرار کنه اونم لخت لخت با تبر وسط زمستون به سمت کوه
ولی خب میگیرنش در آخر
یه بار فرار میکنه موقع انتقال به زندان و وسطش یه بار دیگه دست به قتل میزنه
این بشر واقعا عجیبه😮💨اگر روحیتون حساسه و زیر ۱۵ سال هستین بازش نکنین( خود دانین)
نیکولای واقعا یک آدم خواره و خونشون رو مینوشیده و میخوردتشون
اعتراف میکنه که خوردن گوشت انسان اولش براش سخت بوده ولی بعدا عادت میکنه( من نمیدونم چه اجباریه)
گوشتشون رو چرخ میکرده و باهاش کوفته درست میکرده
کنسرو درست میکرده
و آخرین قتلش که نهمین قتلش بوده اینجوریه که دوستاش رو با دوست دختراشون دعوت میکنه به مهمونی براشون غذای گوشتی درست میکنه ( معلوم نیست که این غذا با گوشت انسان بوده یا نه چون تموم شده بوده موقع رسیدن پلیسا ولی وقتی خونشو گشتن هیچ گوشت حیوانی توی خونه نداشته)
وسط مهمونی یکی از دخترا رو میکشونه به اتاق و با یه تبر میوفته به جونش تیکه تیکه اش میکنه و گلوشو میبره تا صداش در نیاد. مهمون ها متوجه میشن که نبود نیکولای و دختره طولانی شده ، در اتاق رو باز میکنن و صحنه ای که باهاش مواجه میشن این بوده که نیکولای لخت نشسته کنار جسد تکه تکه شده و داره گوشتش رو جدا میکنه و میخوره و حتی تازمانی که پلیسا برسن به این کارش ادامه میده و همه شوک شده بودن حتی افسر های پلیسی که میرسن سر صحنه و نمی دونن بهش ایست بدن بگیرنش یا چی
baby killer
لویزدِنِز
ایشون بچه نیست بیبی فیسه
و با اینکه از مقتول ۴ سال بزرگتر بود ولی جوون تر به نظر میرسید
یه چیزی که همیشه واقعا تحت تاثیر منو قرار میده و حس میکنم یه باگ توی بازجویی جنایی هست اونم اینه که
اگر مظنون رو چند بار تحت فشار بزارن که حوادث رو توضیح بده و همش عین هم باشه و حرفش عوض نشه میگن که این داره دروغ میگه از قبل انگار حرفشو آماده کرده حفظ کرده
و اگر حین بازجویی و شرح حال توی چندمین بار ریز ریز جزئیات حرفا تغییر کنه بازم میگن که دروغ میگه😑 و این چون داره الکی از خودش میبافه هی جزئیات عوض میشه
در حالت کلی فکز کنم تنها راهش اینه که شم پلیسی کارآگاه ها بیدار نشه که این دیگه بر میگرده به تبهر قاتل
شیلا خانم یعنی میشه گفت بزرگترین دروغ قرنو گفته بوده🤯
شیلا برای بودن با دوست پسرش به شوهرش گفته که من برادری دارم که ناتوانی ذهنی داره و نتونسته قبول کنه من ازدواج کردم پس آخر هفته ها تو برو بیرون و وسایلاتم قائم کن تا نبینه من با یه مرد زندگی میکنم
و این خانم آخر هفته ها شوهرشو میفرستاده تو خیابون یا هتل و با دوست پسرش عشق بازی میکرده😑و دقت کنین که دوست پسرش هم خبر نداشته که این شوهر داره😮💨
و داستان قتلش هم اینه که شیلا دوست دختر دوست پسرش ( آنالیسا)رو کشته
اگه بخواین من پرونده های قتل یا سرقت ها و رسوایی های بزرگ هم زیاد میخونم از اونام براتون بزارم
به ترتیب بیشترین رای قراره تحقیق کنم از منابع معتبر و جاهای جالب زندگیه هر کدوم از شخصیت ها رومیزارم
بچه ها یوناس مریض شده چیکارش کنم؟
شاید براتون سواله یوناس کیه؟
سگ سیاه افسردگیم😄دیگه خیلی رفیق بودیم گفتم حیفه اسم نداشته باشه
شاید بگین چش شده؟
یوناس افسردگی گرفته خودش🙂
