es
Feedback
جبهة الزرتشت

جبهة الزرتشت

Canal cerrado
Sin datos
Suscriptores
-124 horas
+37 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
داش نت رو قطع کردین دیگا

از شریعتی و بازرگان و قطب زاده بپرس داش

داداش حرف های گورباچف طور میزنیا

کیرش کلفته پس

https://t.me/Harpy1/295 باقرشاه چرا سیاهه؟

دهه ۶۰ی خوشحال شد

بزودی اتحاد عرازشه و سلطنت طلب و همه گروه ها میان این جمهوری هرزگان رو نابود میکنن

تمام حرف ما

عباس بس کن

یه رژیم بسته رو تصور کن؛ مثل آدمی که خودش رو توی یه اتاق تاریک حبس کرده، درها رو قفل زده، پرده‌ها رو کشیده و فکر می‌کنه این‌جوری امن‌تره. اما دقیقاً به‌خاطر همین تاریکی، هر صدای کوچیکی از پشت دیوار براش مثل غرشِ یه طوفانه. صدای پا؟ دشمنه. زمزمهٔ همسایه؟ دارن نقشهٔ نابودیش رو می‌کشن. این دقیقاً تصویرِ یه رژیمِ بسته‌ست؛ چون هیچ‌وقت چراغی روشن نمی‌کنه تا ببینه صدا واقعاً از کجا اومده، مجبوره همون لحظه هر صدا رو با بدترین احتمالِ ممکن تفسیر کنه. شوروی، یه عملیات مخفی راه می‌اندازه به اسم «ریان»؛ هدفش اینه هزاران جاسوس، پخش‌شده توی هر گوشهٔ غرب، هر روز بنویسن چه اتفاقی افتاده. نه فقط اتفاق‌های مهم. هرچیزی. یه چراغ اضافه توی پنتاگون که دیرتر از همیشه خاموش شده؟ گزارشش کن. یه سناتور که یه جملهٔ تند گفته؟ گزارشش کن. یه کلیسا که چراغاش نصفه‌شب هنوز روشنه؟ گزارشش کن. یه ژنرال آمریکایی که خانواده‌ش رو زودتر فرستاده مسافرت؟ حتماً یه معنایی داره؛ گزارشش کن. یه کارمند سفارت که معمولاً ساعت پنج از در می‌زنه بیرون، امروز تا هفت مونده؟ گزارشش کن. فروشگاه اسلحهٔ محلی که می‌گه فروش دوربین تفنگ شکاری بالا رفته؟ گزارشش کن. شاید دارن آماده می‌شن برای یه چیزی بزرگ‌تر از شکار. صدها هزار از این گزارش‌ها، هرکدوم به‌تنهایی پوچ، بی‌معنی، حتی خنده‌دار، اما همه‌شون رو با هم می‌ریختن توی یه ماشین عظیم تحلیل که وظیفه‌ش این بود از دل این آشغال‌های اطلاعاتی، یه الگو پیدا کنه. اگه اون وسواس شوروی یه بیماری بود، آمریکا دقیقاً می‌دونست کجا باید فشار بده تا این بیماری بدتر بشه. هواپیماهای آمریکایی، عمداً نزدیک مرزهای شوروی پرواز می‌کردن، بعضی‌وقتا حتی وارد فضای نظارتی رادارهاشون می‌شدن، و بعد ناگهان برمی‌گشتن. هدف این نبود که حمله کنن. هدف این بود که هر بار، برای چند دقیقه، دستگاه دفاع هوایی شوروی رو بندازن توی حالتِ آماده‌باش کامل؛ بترسونن، عقب بکشن، دوباره بترسونن. تکرار این کار، بارها و بارها، دقیقاً مثل اینه که مدام یه زنگ خطر رو فعال کنی تا طرف مقابل دیگه نتونه تشخیص بده کِی واقعاً باید بترسه و کِی نه؛ خستگی دائمی یه سیستم عصبی که هیچ‌وقت اجازهٔ استراحت نداره. وقتی یه دستگاه امنیتی مجبوره به همه‌چی توجه کنه، دیگه نمی‌تونه به هیچی درست توجه کنه. یه نگهبان که باید هم‌زمان به هزار در نگاه کنه؛ نتیجه‌ش این نیست که همهٔ درها امن‌ترن، نتیجه‌ش اینه که نگهبان خسته می‌شه، تمرکزش از بین می‌ره، و درست همون دری که واقعاً مهم بود، از قلم می‌افته. اون همه وسواس، اون همه رصد و نگرانی، به‌جای این‌که سیستم رو امن‌تر کنه، دقیقاً برعکسش عمل می‌کنه. و این یه اتفاق تصادفی نیست؛ یه قانون تقریباً همیشگیه که توی هر سیستم بسته‌ای تکرار می‌شه.

تیک تاک

Mensaje de video01:00

تمام حرف من

Repost from Samuel
بالاخره یه روزی دمکرات ها آمریکارو به گا میدن

تبیین راز ویروس کرونا و تشکیل امپراطوری پارس

عمو ترامپ عمو ترامپ خوب آتیشتون زده

هنوز کونتون میسوزه ترامپ‌گفت کمک در راه است نه؟

افتخار