⋆。𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝑺𝒐𝒂𝒅。⋆🎻
Ir al canal en Telegram
«بابا؛ قهرمانِ بیسروصدای تمام روزهای من. 🖤» با اشکها جنگیدهام بر غصهها خندیدهام از جیب آدمها کمی دیوانگی دزدیدهام @So2008ad_bot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
299
Suscriptores
-724 horas
-617 días
-2730 días
Archivo de publicaciones
اگه کسی داریم که برای ۴۰۶ بسته
داداشی اگه واقعا میخای به یه چیزی برسی از تموم گپای کنکوری لفت بده
یدونه نهایت دوتا چنل برای فیلم ها نگه دار
الانم نمیخاد روزی ۱۲ ساعت بخونی
شروع کن تا دی ماه روزی ۷ ساعت بخون کافیه
به خدا کافیه
تا دی ۷ ساعت اینا بخون به عید رسیدی بکنش ۱۰ ساعت
بعد نهایی تا کنکورتم روزی ۱۲ ساعت بخون ، بخدا که میرسی
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟏 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟐 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟑 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟒 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟓 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟔 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟕 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟖 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟎𝟗 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟎 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟏 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟐 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟑 — 𝟏𝐇
🔹 𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟏𝟒 — 𝟏𝐇
𓆩♡𓆪 𝐓𝐎𝐓𝐀𝐋 — 𝟏𝟒𝐇 𓆩♡𓆪
حق داری... واقعاً بعد از یه سال دویدن و استرس و جنگیدن، یهو رسیدن به آخرش و نفهمیدنِ «حالا چی؟» خیلی سخته. 🫂
ولی این یه سال، حتی اگه نتیجه دقیقاً اون چیزی که میخواستی نشه، شکست نیست تو تا همینجا کم نذاشتی.
فعلاً به خودت حق بده خسته و ناراحت باشی ولی تمومش نکن شاید هنوز بهترین قسمت داستانت مونده باشه. 🤍
از طرف سعاد به سما🫠
فکر کنم امروز قرار نبود قوی باشی؛ قرار بود فقط تمومش کنی.
و تو تمومش کردی. با همهی اون یک سال خستگی، استرس، گریههای نگهداشتهشده و چیزایی که شاید هیچوقت نتونستی به کسی بگی.
اینکه توی اتاق مشاور گریه نکردی ولی با یه آهنگ، با «خسته نباشی» مامان و بابا، با عکسها و چتهای یک سال پیش شکستی، اصلاً یعنی ضعیف بودنت نیست.
تا اینجا نوشتم به بقیه اش آخرای جلسه رو بعدا مینویسم فعلا فیلمشو ببینم زودتر تموم شع🚶♀🫠
سر انگشت دست چپ بابام خار رفته بود خواستم کمکش کنم درش بیارع نزدیک بود گریه کنم🫠
گفت نمیخواد تو برو😂🚶♀
