es
Feedback
مَه‌خوربانو‟

مَه‌خوربانو‟

Ir al canal en Telegram

🔴 واپسین ستارهٔ خاندان | به‌زودی 🔴 نویسندهٔ «واپسین ستارهٔ خاندان» «آواز زِره‌ها و زُلف‌ها» | «منظومهٔ مِهر و مَه» «خورشیدِ درون، مهتاب بر کمان» 🌞🌙🏹 ارتباط: @mahkhorbanoobot راحت تریم اینجا: https://t.me/+Fxk1tMnH0WQxNmM0

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
280
Suscriptores
-1924 horas
+427 días
+5230 días
Archivo de publicaciones
sticker.webp0.43 KB

چقدر درست میگی جناب حافظ..

اون بیرون همه جور آدمی پیدا می‌شه جانم؛ این تویی که انتخاب می‌کنی باهاشون چطور رفتار کنی و چه کسی باشی. اما می‌دونی عزیزم، تو باید مهربون باشی، باید قوی باشی. باید گریه کنی، باید بشکنی، باید دوباره بلند شی. باید برقصی و یکی‌یکی هدف‌هات رو تیک بزنی. این رو همین امروز می‌نویسم که بمونه برای یه روز در آینده؛ سعی کن عادت کنی که آخرش این خودتی که برای خودت می‌مونی. فقط یه چیز ازت می‌خوام؛ هیچ‌وقت شبیه اونا نشو. همیشه همون دختر موفرفریِ خندون بمون. گیسوانت رو باز کن، زیر نور آفتاب برقص و خودت باش.
آرتمیس“ ۱۴٠۵/٠۵/۱۴

sticker.webp0.05 KB

🌞𖧧

هر یک از ما داستانی یگانه داریم؛ داستانی که نویسندگان بسیاری در نوشتنش سهیم‌اند. خداوند، سرنوشت، و خودِ ما؛ با هر انتخابی که می‌کنیم، با هر راهی که برمی‌گزینیم. گاهی قلم را به دست خرد می‌سپاریم و گاهی به ندای دل گوش می‌دهیم. گاهی نیز میان این دو، تعادلی می‌سازیم؛ چرا که شاید زیباترین فصل‌های زندگی، همان صفحاتی باشند که عقل و احساس در کنار یکدیگر نوشته‌اند. اما گاهی در میان راه، مانند نویسنده‌ای که مسیر داستانش را از یاد برده باشد، سرگردان می‌شویم. گویی آن نقشه‌ای که روز نخست برای کتاب زندگی‌مان کشیده بودیم، از ذهنمان محو شده است. و آنجاست که باید دوباره قلم را برداریم؛ نه تنها با خرد، نه تنها با دل، بلکه با هر دو. تا ببینیم پایان این کتاب چگونه رقم خواهد خورد. با این حال، اگر بخواهم صادق باشم، باور دارم کتاب زندگی ما با مرگ پایان نمی‌یابد. پس از رفتن ما، بخش‌هایی از این کتاب به دست آدم‌های دیگری نوشته می‌شود. کسانی که شاید راه ما را ادامه دهند، شاید نوشته‌هایمان را دوباره معنا کنند، شاید فصل‌هایی را که ناخوانا مانده‌اند، روشن‌تر بخوانند؛ و شاید حتی روایت ما را آن‌گونه که خود می‌خواهند بازنویسی کنند. اما همیشه به این اندیشه می‌کنم... وقتی کتابی را می‌خوانیم و پایانش را می‌دانیم، بارها به شخصیت اصلی هشدار می‌دهیم: «این راه را نرو... عاشق نشو... این تصمیم را نگیر...» با او خشمگین می‌شویم، برایش غصه می‌خوریم و گاهی از انتخاب‌هایش شگفت‌زده می‌شویم. اما آیا کسی هست که روزی کتاب زندگی ما را بخواند و با انتخاب‌های ما همین احساس‌ها را تجربه کند؟ آیا کسی هست که از اشتباهاتمان دلگیر شود، از پیروزی‌هایمان لبخند بزند و برای فصل‌های سخت زندگی‌مان دل بسوزاند؟ شاید زندگی چیزی جز همین انتخاب‌ها نباشد؛ انتخاب‌های درست و اشتباه، پیروزی‌ها و شکست‌ها، عشق‌ها و از دست دادن‌ها. همین‌ها هستند که به داستان ما معنا می‌بخشند. پس بنویس... با تمام تردیدها، امیدها و رویاهایت. بگذار خوانندگان آینده، وقتی کتاب زندگی تو را ورق می‌زنند، در میان صفحاتش گم شوند؛ درست همان‌گونه که تو روزی در داستان زندگی دیگران غرق شدی. دوست من، بگذار داستانت خواندنی باشد.
آرتمیس “

ciao

💙💫

sticker.webp0.11 KB

✨🥰💅

Another love or another time? Oh no not ever. In this world and in this time Is the person coming? I dont think😂

داستانِ عشق

🌜💫

💜✨

🩶❤️‍🔥

🥹🫂

لیست موسیقی های که مورد علاقمه رو میخوام بزارم

Boungiorno mi amore🥹