آشوبِ نہان
Ir al canal en Telegram
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
470
Suscriptores
-324 horas
-47 días
-430 días
Archivo de publicaciones
468
هوا از داخل خونه خیلی پاییز به نظر میاد بعد میری بیرون و هنوز تابستونه.
این تابستونترین پاییزیه که تو زندگیم دیدم.
468
پسر بودن، روایت ناگفتههایےست؛ روایت قلبهایے که گاهے پشت سکوتشان، هزاران حرف نگفته پنهان کردهاند.
آدمهایے که یاد گرفتهاند از پس روزهاے سخت بربیایند، حتے وقتے هیچچیز مطابق میلشان پیش نمےرود و دنیا آنقدرها هم با آنها مهربان نیست.
پسرها هم گاهے دلشان پناه میخواهد؛ جایے که مجبور نباشند همیشه محکم بمانند، لبخند بزنند و وانمود کنند که هیچچیز خستهشان نکرده است.
آنها هم رؤیاهایے دارند که براے رسیدن به آنها، شبهاے زیادے را با فکر و خیال به صبح رساندهاند.
شاید کمتر از احساساتشان حرف بزنند، اما این به معناے نداشتن احساس نیست؛ بعضے دردها را فقط در سکوتشان جا میدهند و بعضے آرزوها را دور از چشم همه، در گوشهاے از قلبشان نگه میدارند.
امروز، بهانهاےست براے یادآورے تمام پسرهایے که با وجود تمام فراز و نشیبها، هنوز براے ساختن فردا تلاش میکنند؛ براے آنهایے که خسته شدند، اما از حرکت نایستادند و گاهے خودشان به دیگران امید دادند، وقتے که در دل خودشان دنبال ذرهاے از آن میگشتند.
تبریک کوچک من، از جنس احترام و مهر؛ تقدیم به تمام پسرهایے که فارغ از تمام قضاوتها، حق دارند خودشان باشند، احساس کنند، اشتباه کنند، دوباره شروع کنند و براے خوشبختے خودشان بجنگند.روز پسر مبارڪ؛ امیدوارم دنیا براے دلهاے خستهتان مهربانتر، مسیر آرزوهایتان هموارتر و سهمتان از زندگے، بیشتر از آن چیزے باشد که تا امروز نصیبتان شده است. 🩶🕊️
468
یه وکیلی یه چاه آب میفروشه به یه معلم و بعد از چند وقت میره پیش معلم میگه:
من این چاه به شما فروختم!
آب داخلش رو که به شما نفروختم!
اگه میخوای استفاده کنی باید پولش بدی
معلم میگه اتفاقا منم دنبالت میگشتم
من هم این اب نمیخوام!
اگه میخوای نگهش دارم باید پولش بدی
وکیله جا میخوره، یه لبخند تلخ میزنه میگه داشتم شوخی میکردم
معلمه میگه اگه تو وکیل شدی من بهت درس دادم.
خلاصه این که
برای کسی که بهتون درس داده زرنگ بازی در نیارید این اسمش زرنگ بازی نیست؛ نمک نشناسیه!
468
به جهنم که مرا دوست نداری
از بهر تو هرگز نکنم گریه وزاری
اگر روزی بجز من یار بگیری
الهی تب کنی فرداش بمیری
