غزلنامه
Canal cerrado
«من غزل هستم، دختری که واژهها از چشمانش متولد میشوند.» ناشناسمون: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8969478777
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
294
Suscriptores
Sin datos24 horas
-67 días
-2530 días
Archivo de publicaciones
294
_بهنامخدای درد های بی پایان_
درد فقط سوزش زخم یا شکستگی نیست...
درد فقط فریاد وحشیانه نیست..
گاهی درد فریادی خفته است. گریه های خفه شده، آرزو های خاک شده و عشق های بر باد رفته...
گاهی یه لبخند نصفه میزنی که کسی نفهمد دلتکان خورده.
درد همان لحظهست که میخواهی گریه کنی ولی فقط سکوت میکنی.
یه جور صدای بیصداست، که نه گوش میشنود، نه چشم میبیند… فقط دل میفهمد.
درد یعنی فریاد بی صدا.
یعنی لبخند روی زخمی که کسی نمیبیند.
درد مثل بغضی است که شب ها به بالشت پناه میبرد، مثل لبخندی که میان جمع میشکفد، اما پشت چشم های خسته پنهان میشود.
درد، رفیقیست که هیچوقت رهایمان نمیکند. مثل سایهای که حتی در تاریکی هم هست. فقط ما میمانیم و سکوتی که بوی خونِ دل میدهد، و زخمی که هیچ مرهمی برایش پیدا نمیشود.
_غزلچشمی
پن:مال چندین ماه پیشه...
294
@basiji_mardom
این چنل و گزارش کنید پلیززز
دارن عکس و شماره و اطلاعات معترضان رو تو این پخش میکنن رپیورتشون کنین خواهشا.
اول ریپورت رو میزنین
بعد personal data بعدش phone number
بعد این متن پایینو وارد میکنین تو بخش توضیحات :👇👇👇
294
گفتند در خانه بمان.
ببخشید آقای رئیسجمهور، نمیتوانم.
خانه دیگر امن نیست،
دیگر مرا پناه نمیدهد.
نان داغی در سفره نیست.
شیر گرمی در کاسه نیست.
خرمایی برای سادهزیستی نیست.
حالا حتی
پیامبرانه زیستن
آرزوست.
راستی آقای رئیس جمهور،
این جمله برایتان آشنا نیست؟
«اِنَّ اللهَ لا یُحِبُّ الظّالِمین»
آقای رئیسجمهور،
ما ظالم نیستیم.
ما فقط یک ایرانیایم
که قادر به خرید مایحتاج که چه عرض کنم،
قادر به نفس کشیدن هم نیستیم.
گاز اشکآور امان نمیدهد.
ما اغتشاشگر نیستیم؛
ما معترضیم.
ما از بس که
روزبهروز
بهجای گوشت،
غلظت آب در غذایمان بیشتر شده،
اعتراض داریم.
ما از بس که
به فرزندانمان وعدهی سفر دادهایم
و تنها جایی که بردهایمشان
پارک بوده،
اعتراض داریم.
ما از بس که
به قسطهای عقبافتاده فکر کردهایم،
افسرده شدهایم.
از بس به آیندهی نامعلوممان فکر کردهایم،
موهایمان سفید شده.
آقای رئیسجمهور،
من فقط هفده سال دارم،
اما باور کنید
به اندازهی یک انسان پنجاهساله
موی سفید دارم.
حتی
دستهایم
یارای نوشتن ندارند…
ما وارثان اضطراب بودهایم.
قیمت دلار شما
روزبهروز بالاتر میرود،
و آیندهی ما
روزبهروز
سیاهتر میشود.
آقای رئیسجمهور،
من اغتشاشگر نیستم.
انقلابی هم نبودم.
من فقط…
دیگر نتوانستم
ساکت بمانم.
نگویید
«هیس، دخترها فریاد نمیزنند.»
این فریاد از گلو نیست؛
از زخم است،
از درد است،
از آرزوهاییست
که خاکستر شد.
آقای رئیسجمهور،
من میخواهم زندگی کنم،
نه فقط
نفس بکشم.
بگویید
گناه زندگی کردن
در کدام قانون
جرم نوشته شده؟
من میخواهم بایستم
و اعتراض کنم؛
نه برای فردای خودم،
برای کودکانی
که هنوز نمیدانند
پارک
آخرین آرزوی زندگی نیست.
_غزلچشمی
294
آب نداشتیم که؟؟
کم آبی بود که؟؟
جنگل هیرکانی سوخت آب هاتون کجا بود؟؟؟
برا جنگل هیرکانی آب نداشتید هلیکوپتر نداشتید.
ولی برا جنگل های ترکیه داشتید
برا ریختن سر ملت و فراری دادنشون داشتید.
فقط میتونم لعنت بفرستم بهتون
تف به شرف نداشتتون
294
عکس ملت و میزارید مینویسید اینا تو اعتراضات صورتاشون پوشیده بوده پس ایرانی نیستند و از موساد هستند؟؟؟ پیداشون کنید گزارش بدید؟؟؟
هرکس اینو میگه خودش یه ارزشی به تمام معناست.
اینا جوونای وطنمونن.
بله درسته. بایدم صورت هارو بپوشانند. چرا باید بزارن دیده سه و شناسایی شند؟
اتفاقا نصیحت من به همه همینه. اگه میرید اعتراض صورتاتونو کامل بپوشانید.
با ماسک با هرچی.
هم برا گاز اشک آور هم برای گمنام موندن.
