es
Feedback
𝐂𝐚𝐥𝐥𝐢𝐠𝐫𝐚𝐩𝐡𝐲🌿

𝐂𝐚𝐥𝐥𝐢𝐠𝐫𝐚𝐩𝐡𝐲🌿

Ir al canal en Telegram

میان شلوغیِ دنیا من هنوز به چیزهای کوچک دل می‌بندم به بوی کاغذ صدای قلم و رنگ‌هایی که روی بوم جان می‌گیرند دلبسته‌ی شعر و هنر اینستا : https://www.instagram.com/calligraphy_sarve?stkn=dGQ1dXJkcHF5MmFr @pooshtibnn

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
596
Suscriptores
+5724 horas
+307 días
+56930 días
Archivo de publicaciones
فورکن چنلت بیبی💈🩵،اینجا و اسپانسر جوین شو حتما تا توی فولدر بیای و+355جذب بگیره چنلت نآزم🍭🎀🧁
شات جوینی اسپانسر و لینک چنلت بفرست ربات زیر حتما @masiwbot
همین تکست فور چنلت نباشه و شات نفرستی تو فولدر نیستی.
🌟ربات استارز و گیفت رایگان 🌟

فور کنید، فولدر بزنم.🫶🏻
جوین بودنت باعث افتخاره.🩶

Repost from HOME🌿
فور کنین زیرش عددی که میخاین چنلای خوشگلتون بهش برسه رو بگید بزارم جذب بگیرید🤍🪐 -چنل اسپانسر حتماً جوین باشید: http://T.me/moonlightdevinationl

Repost from HOME🌿
فور کنید فولدر بزنم+300 جذب بگیرید- 🌿🤍✨🌳 چنل اسپانسر جوین باشید چک میشه:
http://T.me/moonlightdevinationl

Repost from 𝑮𝒐𝒅
این پیاممو فور کن تو چنلت که یه پیام ازت فور کنم
به 100 تا فور برسه چنلاتونو میزارم❤️‍🔥
جوین باش اینجا نانازم✨ @LoveGod77

ello 🍁این پیامو فوروارد کنید چنل اصلیتون و روی عکس/ویدیو تون ریپلای کنین منم براساس وایبتون، بهتون طرح تتو و استایل پاییزی ب
+1
ello
🍁این پیامو فوروارد کنید چنل اصلیتون و روی عکس/ویدیو تون ریپلای کنین منم براساس وایبتون، بهتون طرح تتو و استایل پاییزی بدم به ۲۰ نفرم رندوم استارز میدم🫶🏻✨ - حواستون باشه خط نزده باشم -
حتما جوین باشین برای گرفتن استار:]

Repost from 𝗡𝗮𝘃𝘆
پست موردعلاقتون و این پیام رو فوروارد کنید چنلاتون تا پست موردعلاقم از چنلتون رو بذارم اینجا.

Repost from BlueLit
فور کنید تا یه پست ازتون فور کنم
اگه دوست داشتی اینجارو داشته باش

Repost from آن روزها؛
این مسیجو فور کنید چنلتون؛ اینجا جوین باشید تا ازتون فور کنم. و به 10 تا چنل استارز میدم🥢

فور کن اینجا و اینجا جوین شو تا بزارمت فولدر
L ; 100 چنل اول
دوتا چنلا ان میوت شن 🎗

فور بزن،عدد رند چنلتو که میخوای بهش برسی بنویس تا بذارم اینجا از هم حمایت کنیم🪿
جوین باش ماه کوچولو:)

sticker.webp0.13 KB

هوشیاری یکی از شنیع‌ترین جنایت‌هایی است که در حق بشر ادا شده

حدود چهل یارد مانده بود به چوبه‌ی دار. من به پشت برهنه و قهوه‌ای رنگ زندانی نگاه می‌کردم. او راه می‌رفت با دست‌های بسته و به گونه‌ای ناهنجار اما پیوسته و استوار. پاهایش روی سنگریزه‌های مرطوب رد می‌انداختند و یکبار به رغم اینکه افرادی شانه‌هایش را گرفته بودند، پایش را دور تَرک گذاشت تا در آبی که در راه از بارش باران جمع شده بود، پانگذارد. موضوع ظریفی است، ولی من تا آن لحظه هرگز نفهمیده بودم نابود کردن یک انسان سالم و هوشمند واقعا چه معنی‌ دارد. وقتی زندانی را دیدم که پایش را آنطرف گذاشت تا در آب جمع شده باران قدم نگذارد، من آن راز را دیدم. آن خطای غیرقابل بیانِ کوتاه کردن یک زندگی را، آن‌گاه که در اوج شکوفاییست. این مرد مردنی نبود. او زنده بود، درست همانگونه که ما زنده بودیم. همه دستگاه‌های بدن کار میکردند. روده‌ها به کار هضم و گوارش مشغول بودند. پوست خود را بازسازی میکرد. سلول‌ها شکل می‌گرفتند و همگی در بلاهت صادقانه‌ای سخت به تلاش بودند. ناخن‌ها هنوز بلند میشدند وقتی که در لبه‌ی سقوط بود؛ وقتی که می‌افتاد و در هوا آویزان بود و یک دهم ثانیه‌ای از زندگی‌اش را باقی داشت. او پیش‌بینی میکرد. تعقل داشت. حتی برای چاله‌های آب تدبیر می‌کرد. او و ما گروهی انسان بودیم که باهم راه می‌رفتیم، می‌دیدیم، می‌شنیدیم و دنیای مشترک را می‌فهمیدیم و احساس میکردیم و تا دو دقیقه‌ی دیگر با یک فرمان بی‌مقدمه یکی از ما دیگر نبود؛ ذهنی کمتر. دنیایی کمتر. -داستان اعدام؛ اثر خورخه لوییس بورخس