ߊܝܫ̇ࡐߊࡍ߭ ࡅ߭ࡐࡅ࡙ܚࡍ
Ir al canal en Telegram
Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
838
Suscriptores
+4024 horas
+427 días
+17230 días
Archivo de publicaciones
الان که فکر میکنم دلم میخواد از این شهر خراب شده دور بشم حتی برای ۲۴ ساعت و حتی در حد ی باغ
شنبه با بچه ها رفتیم بولینگ بعد فهمیدم چقدر نیاز داشتم بهش
البته تا زمانی که رسیدم خونه
وقتی رسیدم خونه و کل پول هفتم رو دادم برای سهم خودم
فهمیدم فقط به پول نیاز دارم ☹️
دلم
شهر بازی
لیزر تگ
پینت بال
اتاق فرار
سقوط ازاد
میخواد ☹️ حساب بانکیم البته دلش نمیخواد
ولی ی جوری نیاز به هیجان دارم که یکم دیگه پولدار نشم (اونقدر که سر ی تفریح تا چند وقت ب چوخ نرم) برای تامین هیجان و ادرنالین مورد نیازم از پشت بچم خونمون میپرم پایین 😎
بعضیا جوری خر فرضت میکنن و بهت دروغ میگن
که اگر ی سطل یونجه بزارن حلوت کمتر توهین کردن
😂😂 خواب من ی جوری شده بگم دو شبانهروز خوابیدم تجدید بخش شدم از هم گروهی تا دوستام و همه دنیا میکنم فداسرت و کلی تشویقم میکنن 😁
چشم
برو تا بیدار شه یکی دو اسلاید پاور درست کن لطفا چون شب بیداری دیگه سرویست کرد ارغوان😭
تا شنبه باید سوالای روش تحقیق رو جواب بدم
پاور درست کنم
دوتا مورنینگ ارائه بدم
یکی دیگه هم هست سه ماهه داره عکساش با لیلیوم رو میزاره مشخصه پرامپت نیست و دسته گل ثابته محیط و لباس عوض میشه و من باز دارم فکر میکنم چجوری میشه از ی دسته گل این همه مراقبت کرد که پژمرده نشه اگر تو یک روز عکاسی کرده چجوری این همه لباس حمل کرده از این ور به اونور
یکی از دوستای دوران مدرسم ۳ ساله ازدواج کرده
هرروز پست و استوری میزاره
و من سه ساله هرروز دارم عکسای عروسیش رو لایک میکنم
کاری به هیچی ندارم
تنها سوال من اینه مگه چند تا عکس و کلیپ گرفتن چند شبانه روز طول کشیده این پروسه که هنوز تموم نشده بعد سه سال
چقدر هزینه برده
نکنه برای همه همینه این همه هزینه از کجا بیاریم ما با این همه وقت برای عکاسی 😭😅
تمومش امتحان امروز رو اگر ترم دو داشتم از ترس ممکن بود حتی نرم سرجلسه چون تا امروز صبح شروع نکرده بودم و بهم ریخته بودم روانی و ترم دو به قبل اگر بودم کلا دیگه شروعش نمیکردم
ولی امروز صبح خودمو جمع کردم شروع کردم و امتحان رو نمره کامل گرفتم
البته یک ساله که کاملا شکستش دادم و از ۴ سال و چند ماه پیش تا پارسال همین موقع ها بازم ی جاهایی از ترس شکست عقب کشیدم
سال ها تو این چرخه بودم میشه گفت تمام زندگیم و با افتخار میگم چند چهار سال و اندی شده که شکستش دادم و الان حداقل اگر تو موضوعی ببازم میدونم قبلش حسابی جنگیدم براش
Repost from کاف
در تئوری سیستمها، «فیدبک مثبت» یعنی سیستمی که خروجیاش، ورودیِ خودش را تشدید میکند تا جایی که به انفجار یا فروپاشی منجر شود.
این دقیقاً همان بلایی است که اضطراب بر سر ما میآورد:
از شکست میترسی، پس اقدام نمیکنی؛
چون اقدام نمیکنی، شکست میخوری؛
و چون شکست خوردهای، ترست از قبل هم بیشتر میشود.
چرخهای خودتغذیه که تنها راهِ شکستنِ آن، وارد کردنِ یک شوکِ خارجیِ بیرحمانه است: اقدامِ کورکورانه، بدونِ تحلیلِ عواقب...
ClovE @Kafiha
