یادداشتهاییکجادوگـر
Ir al canal en Telegram
به دنبالِ نقشه هایِ گمشده،ماجراجویی،حلِ معما،داستان های ترسناک و جادو🕯. @FaFaomabot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
705
Suscriptores
-624 horas
-137 días
+13430 días
Archivo de publicaciones
من به یک تابستونِ بارونی احتیاج دارم،تابستونی که کلی اتفاق های ترسناک توش بیفته،از هیجانِ زیاد سوارِ اون دوچرخهی آبی رنگ بشم و برم برایِ ماجراجویی توی جنگل های ترسناک و تاریک که کلی توشون اتفاق های عجیب و شوم میفته،مثلِ همیشه تنها غذاهایی که همراهمه کرانچی و لیموناد باشه،کلاه سویشرتم رو بذارم رویِ سرم تا موهای نارنجی رنگم خیس نشن. بعد که خسته شدم زیر کهن ترین درختِ جنگل میشینم و کتابِ "جنونِ مکزیکی" رو میخونم.🚲
انقدر فیلم قشنگی بود که واژه ها برای توصیف قشنگیش کم میارن😭😭آره تو یکی از کتابفروشی ها کتابش رو دیدههه بودممم.
انجمن شاعران مرده محشرهههههه واقعا دلم تنگ شد برم یه بار دیگه ببینمش
کتابشم هست😭
بهترین فیلمییییی بود که دیدم،خیلیییییی قشنگ بود واقعا تحت تاثیرش قرار گرفتم و الان دلم میخواد حافظه ام پاک بشه و دوباره از اول ببینمش،سر مرگ نیل بشدت ناراحت شدم و حتی گریه ام گرفت،شخصیتِ موردعلاقه ام بود...ولی خب نیل برای من نمادِ قوی بودنه،نمادِ آدمیه که منتظر نموند تا کسی بهش زور بگه،درسته اون خودش رو کشت و نتونست کنار دوست هاش و آقای کیتینگ بمونه اما بدترینش این بود که زنده باشه و به اجبار پدرش تو مدرسه نظامی ثبت نام بشه و ده سال درس بخونه تا پزشک بشه. تنها خوشحالیم براش این بود که قبل از مرگش برای یک بار هم که شده تونست بازیگری رو تجربه کنه.
حتی پایانِ غم انگیزش هم برایِ من زیبا بود✨.
