شایان آبروشن | شاعر
Ir al canal en Telegram
سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد :) «نوشته ها و اشعار شایان آبروشن» 📚 دستی که مویت را نبافت حرفی سخنی و تهیه کتاب: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
503
Suscriptores
Sin datos24 horas
+197 días
+8830 días
Archivo de publicaciones
گر روز قیامت به جهنم روی ای دوست
حتمیست که زیبایی تو بوده گناهت
بیتی از غزل در حال تولد
بساط عشق ندیدم از این مرتبتر
شب و شراب و تو داریم؟
شب از این شبتر؟
#امید_صباغ_نو
هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد
من و رهایی از آن زلف خم به خم،هیهات
فرار نیست میّسر ز شیر آهو را
#امانالله_میرزادانش
عشق بحری است که چون بر سر طوفان آید
دست شستن ز متاع دو جهان ساحل اوست
#صائب_تبریزی
دیوانگی را رو نکردن تا چه حد خوب است؟
وقتی دلت با دیدنش درگیر آشوب است
#مینا_سراوانی
با تو در کافه نشستن چه تناقض که ندارد
قهوه ام تلخ ولی قهوهایِ چشم تو شیرین
#شایان_آبروشن
حالی برای گفتن دیوان شعر نیست!
یک مصرع وخلاصه تو را دوست دارمَت"
#رضوان_باقری
قلب و روحم را به یادت میکُشم هردم ولیک
آن دم عیسی نشانت را فراموشم شود
#محمد_جواد_شاهسون
دست آرزو هایم برای رسیدن به دامن وصالت، بسیار کوتاه بود! پس بگو؛ کدام پاییز؟ کدام کوچه؟ کدام ایستگاه و کدام کافه؟ چشمان تو را به انتظار بنشینم...#شایان_آبروشن
صبح من خیرے ندارد بـےطلوع چشم تو
ذره اے چشمان خود را بازڪن خورشید من
#محمود_احمدوند
