es
Feedback
دَسْــتــی کِـہ مویــتـ را نَبــافتــ

دَسْــتــی کِـہ مویــتـ را نَبــافتــ

Ir al canal en Telegram

سر به خیابان و گذرها زدم... پوچ سر از فکر تو هرجا نشد «نوشته ها و اشعار شایان آ‌ب‌روشن» حرفی سخنی: @Shayan_abroshan اینستاگرام: https://www.instagram.com/shayanabroshan?igsh=MWM5dnN6N2VpaTYzaQ==

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
335
Suscriptores
+124 horas
+137 días
+6530 días
Archivo de publicaciones
بله اقای فردوسی پور 0:07 منم همینطور

منم همینطور بچه منم همینطور

گوگولی ترین همسفر:)
گوگولی ترین همسفر:)

📌دقت کردید کم و بیش همه شبیه هم شده‌اند؟ چهره‌ها، لباس‌ها ، نوشته‌ها، عکس‌ها، توییت‌ها، لحن‌ها، کلمه‌ها، عادت‌ها ، سرگرمی‌ها ، ورزش‌ها و حتی رژیم های غذایی و ... می‌گویند شبکه‌های اجتماعی ما را تنها‌تر کرده؛ اما این ادعا چندان دقیق نیست. شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از ما را نه‌تنها آن‌طور که خیال می‌کنیم منزوی نکرده، بلکه برعکس، بیش از حد اجتماعی کرده‌اند! احتمالاً ما بیش‌اجتماعی شده‌ایم و خبر نداریم. خلوت و فردیت‌مان مخدوش شده. لارس اسونسن در کتاب خوب «فلسفه تنهایی» از اصطلاح جالبی استفاده می‌کند: «فرد-جامعه». به‌قول اسونسن، «فرد» به «فرد-جامعه» تبدیل شده؛ یعنی جامعه در خویشتن فرد رخنه کرده. کمی اغراق‌آمیز، اما قابل درک است. فرد خیال می‌کند فردیتی دارد، آزاد است و از جامعه مستقل است و راه خودش را می‌رود و کار خودش را می‌کند؛ اما واقعیت این است که جامعه او را بلعیده. تمام حرکات و کنش‌ها و انتخاب‌هایش، وابسته به خواسته‌های کلی «جمع» است. خوب یا بد، می‌خواهد به جمع تعلق داشته باشد. احتمالاً این هم محصول وضعیتی اضطرابی است. مشکل اینجاست که هرگونه تفاوت در خودش و دیگران را اشتباه ارزیابی می‌کند. این تفاوت را چیزی «بد» یا نوعی «عقب‌ماندگی» یا «شکست» یا حتی عمیق‌تر، باعث نوعی «ناامنی» تفسیر می‌کند. سپس به جان خودش می‌افتد. سرکوب خود و فردیت خود، این‌طور شروع می‌شود. این نیاز افراطی به «احساس تعلق به جمع» چنان از کنترل خارج می‌شود که فرد دیگر «خود» را از دست می‌دهد و در فقدان «خود»، به موجودی مطلوب «جمع» تبدیل می‌شود. سلیقه‌ی مخصوص خود ندارد، سبک مخصوص خود ندارد، بلکه نسخه‌ای مشابه استاندار جمعی دیگران شده؛ هر شاخه‌ای را که به‌نحوی اضافه و متفاوت بوده، بی‌رحمانه قطع می‌کند.
Loneliness and Social Conformity: A Predictive Processing Perspective (2025)
Extended Loneliness: When Hyperconnectivity Makes Us Feel Alone (2022)

چه کرده ای تو با دلم که از تو پیش دیگران گلایه هم که میکنم شعر حساب میشود

خیلیامون با اینکه الان این متنو میخونیم باز نمیتونیم بهش عمل کنیم
خیلیامون با اینکه الان این متنو میخونیم باز نمیتونیم بهش عمل کنیم

-ما ادبیاتیا کراش نمی‌زنیم به پیروی از حافظ میگیم: « مجال من همین                     باشد ك پنهان عشق او ورزم »

دوست عزیز ریکت سوال بیاد پی وی ی انالیز فوتبال کنم براش

تابحال ، از عسل ِ چشم کسی مَست شدی ؟!! تا بحال ، عاشق ِ دیـوانـه ی سرمست شدی ؟ من همان عاشق ِ دیوانه ی سرمست ِ توأم!!!! تـو بـه اندازه ی من پای کسی مست شدی ؟ وقتی از خلسه ی آغوش ِ تـو بر می گردم!!!! تـو هم آشفته ی آن بوسه ی بی مرز شدی ؟ من که از دوری تـو تـار ِ دلم می لـرزد! تو هم اندازه ی من این همه دلتنگ شدی ؟ هوس ِ خواستنت ، مثل ِعسل شیرین است تو بگو ، عاشق ِ این قلب ِ پُر از درد شدی ؟ #فریدون_مشیری

مسیری که من دارم تا به کراشم برسم سخت تر از مسیر آرژانتین تا فیناله

روزی که نماند دگری بر سر کویت دانی که ز اغیار وفادار ترم من

زود میمیرند شاعر ها به دست شعرشان پا قدم های بدی دارند این خودکار ها
#سعید_شیروانی

بله اقای قمیشی زیر رگبار نگاهش دلم انگار زیر و رو شد...

من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده‌ام لیکن بلایی کز حبیب آید هزارش مرحبا گفتیم

ادما هیچ وقت از کامل نمیرن ی بخشیشون تو ی آهنگ تو پلی لیست میمونه یا ی بخشیشون تو ی بیت تو ی غزل رندوم از شاعری ناشناس یا... هزاران یا دیگه ادما هیچ وقت کامل نمیرن مخصوصا یاد و خاطره هاشون

جمعه ها دلگیر نیست شاید دلمان گیر کسی است که دیگر نیست ... ‎‌‌‎‌‌‎‌‌

باد پیراهن کشید از دست گل ها ناگهان عطر  نیلوفر فراوان شد گمان کردم تویی #فاضل_نظری