blue
Ir al canal en Telegram
What you did to me?
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
509
Suscriptores
+224 horas
+17 días
-2030 días
Archivo de publicaciones
508
یه بار دیگه هم خواستن سفر برن شمال بازم عمه خانوم پرید وسط که شمال چیه بریم مشهد سفر زیارتی خوبه منم میاک
508
یه بار پسر عمم و زنش خواستن برن دبی برا ماه عسل همون اوایل ازدواجشون بعد عمه کیری ما الکی خودشو زد به مریضی که آی بگا رفتم
508
عمه ام زن کیریه کلا. یه آدم کیر پرسته که با دختراش مشکل داره ولی برا پسراش اکلیل میرینه. یکی از پسر عمه هام ازدواج میکنه و زنش بعد مدتی باردار میشه. این وسط عمه هه میگه بچت نباید دختر باشه باید پسر باشه تا نسل پسرمو ادامه بده و اینا. (چیکص میگی زنیکه مگه دست اونه بعدشم مگه پسرت حاکم جومونگه که باید نسلش ادامه پیدا کنه کسپدر) و بعدش بچه هه معلوم میشه دختره زن پسر عموم سقطش میکنه بخاطر حرف مادر شوهرش (عمم) 🤡🤡🤡🤡🤡🤡.
(خاک تو سرت زن جات بودم مادر شوهره رو جر میدادم. خب حالا بعد چندسال اون یکی پسر عمم ازدواج میکنه و بعد مدتی زن اونم باردار میشه و بازم عمم میگه باید پسر باشه و اینا به همون دلایل قبلی🤡. ایندفه این یکی عروس عمم(همون زن پسر عمه منظورم) میرینه دهنش که تو گوه خوردی بچه منه به تو ربطی نداره دختر باشه یا پسر. عمه خانوم به کصش بر میخوره شروع به دعوا میکنن. و خب دیگه خانواده عروس بعد اینکه یه عالمه رید به عمم(دستشون درد نکنه خوب کردن) عمه هه بیخیال میشه.
تا اینکه بچه بدنیا میاد و دختره. دو سه سال میگذره بزرگ میشه این عمه هه تو اون دو سه سال کلا با اون پسرش رفت و آمد نداشتن تا یه مدت.بعد چند وقتی همش میره خونشون به بهانه های مختلف.یه روز عروسه(زن پسرعمم) یه دعا(همون طلسم اینا) تو خونشون پیدا میکنه که معلوم میشه کار عمه هه بوده. عروسه بعد یه عالمه دعوا با شوهرش و عمم تصمیم به طلاق میگیره
