مامان ".
Ir al canal en Telegram
تو با خیلی از حرفات من و یاد خیلی از آدما میندازی مامان . (نْیشتمآن) -𝑀𝑜𝓂'𝓈 𝒽𝑜𝓊𝓈𝑒 𝓅𝑜𝓈𝓉 🕰: @moms_wordsbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
363
Suscriptores
-324 horas
-47 días
+8730 días
Archivo de publicaciones
363
Repost from N/a
Little Women(زنان کوچک)رارای عزیزم؛
@Moms_wordsتو منو یاد شخصیت Joe در این فیلم میندازی به همون اندازه زیبا و پر شور و شوق علاقه تو به تئاتر منو یاد علاقه جو به نویسندگی میندازه همونقدر مصمم و عاشق🕯☕️ و در نهایت اینا کلماتی هستند که من با دیدن هردوی شما یادشون میوفتم: زیبا همچون غروب پاییزی، جسارت در متفاوت بودن، ظریف اما مستقل، مصمم و جنگجو، قلبی بزرگ و ظاهری محکم دختری که آزادی رو به هر قفسی ترجیح میده و قلبی پر شور و روحی آزاد داره🤎
363
Repost from N/a
این پیام و فوروارد کنید توی چنلتون تا با توجه به شناختی که ازتون دارم یا وایبی که از چنلتون میگیرم بگم اگر فیلم بودید چه فیلمی میشدید؟🎥🕯☕️
"اگر چنل ندارید میتونید بیاید پیویم با توجه به خودتون بگم(اگر چنلتون پرایوته هم بیاید پیوی)"★ @nazanin_ra1 ★ ترجیحا اینجا باشید✨ https://t.me/crazy_willow_mansion
363
به مامان گفتم ..
همیشه برام مثل یه زخم تازه میمونه
همیشه جاش درد میکنه و بعضی وقت ها خون ریزی میکنه اما ..
اما هیچکس نمیتونه ببینه
هیچکس نمیتونه حس کنه چون تاحالا نگفتم که کدوم زخم تو خاطراتم هربار
خونریزی میکنه "
هیچوقت توضیح ندادم که چرا تاحالا نتونستم توضیح بدم
هیچوقت نتونستم به مامان بگم هنوزم دلم برا اون لباسی که کلی ذوق داشتم برام بخری اما خودم پارش کردم تنگ شده ))-
هیچوقت دلم نمیخواست بمونم تا حرف بزنم تا شنیده بشم یا ..
یا درک بشم
چون هیچکس نمیتونست بفهمه من یه زخمی دارم که قابل دیدن نیست و هربار خونریزی میکنه
363
-🧠 چرا بعضی خاطرات هیچوقت پاک نمیشن؟ ٭.
شاید برات پیش اومده باشه که یه اتفاق مربوط به چند سال قبل رو هنوز خیلی واضح یادت باشه ، ولی اتفاقات معمولیِ هفتهی قبل رو یادت نیاد . دلیلش اینه که مغز همهی اتفاقات رو به یک اندازه ذخیره نمیکنه . بعضی اتفاقها به خاطر احساسات ، اهمیت یا توجه زیادی که در لحظه داشتیم ، محکمتر وارد حافظه میشن . تحقیقات هم نشون میدن اتفاقات عاطفی معمولاً ماندگارتر از اتفاقات خنثی در ذهن میمونن . وقتی یک اتفاق احساس شدیدی ایجاد میکنه ، بخشهایی از مغز مثل آمیگدال و هیپوکامپ در پردازش و تثبیت اون خاطره نقش دارن . آمیگدال بیشتر با اهمیت عاطفی اتفاق ارتباط داره و هیپوکامپ به شکلگیری و سازماندهی خاطرات مربوطه . برای همینه که ممکنه یک آهنگ ، یک بو ، یک عکس ، یک مکان یا حتی یک جمله ، ناگهان یه خاطرهی قدیمی رو برات زنده کنه . چون مغز اطلاعات مختلف یک اتفاق رو به هم مرتبط میکنه و وقتی یکی از اون نشونهها دوباره دیده یا شنیده میشه ، میتونه بقیهی خاطره رو هم فعال کنه . البته «پاک نشدن» به این معنی نیست که خاطره همیشه دقیق و بدون تغییر باقی میمونه . حافظه مثل یک فیلم ضبطشده نیست و ممکنه با گذشت زمان بعضی جزئیاتش تغییر کنن یا از بین برن . درواقع چیزی که باعث میشه بعضی خاطرات بیشتر توی ذهن بمونن ، فقط خود اتفاق نیست ؛ احساسی که اون اتفاق برای ما داشته هم خیلی مهمه . شاید به همین دلیله که بعضی خاطرات ، حتی بعد از سالها ، با یک نشونهی کوچیک دوباره برمیگردن و برای چند لحظه حس میکنیم انگار دوباره همون موقعیت رو تجربه میکنیم
