es
Feedback
📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر

Ir al canal en Telegram

🛑👉@RadioRahianeSher👈🛑 🛑شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑رسانه فرهنگی و ادبی 🛑 مدیر مسئول #نسرین_پورنقی_باهوش

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
208
Suscriptores
+124 horas
+27 días
-430 días
Archivo de publicaciones
🔰💢💯گزیده خوانی 🎤گوینده: #بشردوست 🌟🌈💫🌟🌈💫 انگیزه های خود را به طور کامل تشریح کنید! به این نتیجه خواهید رسید که هرگز هیچ کس، کاری را کاملاً به خاطر دیگری انجام نمی دهد. تمام کارها متوجه جهت خود آدم، تمام خدمات برای خود و تمام عشق ها، عشق به خود است. شاید بهتر باشد که به عزیزترین و نزدیک ترین کس ِ خود فکر کنید. عمیق تر حفر کنید و پی خواهید برد که کسی که شما دوست دارید، او نیست. چیزی که شما دوست دارید، احساس مطبوعی است که چنین عشقی را در شما بیدار می کند! آدم در نهایت، عاشق آرزوها و اشتیاق های خود است. 📗 وقتی نیچه گریست ✍🏽 #اروین_یالوم 🌈🍃🌸🌈🍃🌸🌈 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🔰💢💯گفتنی‌ها! 🎤گوینده: #بشردوست 🌟🌈💫🌟🌈💫 مُشتاق علیشاه (میرزا محمد تربتی) نزدیک به دو قرن پیش، چهارمین سیم را به ساز سه‌تار اضافه کرد که به‌ نام «سیم مُشتاق» شناخته می‌شود. گفته می‌شود او که مرد خوش‌سیما، خوش‌صدا و عارف‌مَسلکی بوده، محبوب دل جوانان شده و صدای سازش در شهر طنین‌انداز بوده. می‌گویند، او در حجره‌ای نزدیک مسجد جامع کرمان می‌نشسته، قرآن می‌خوانده و سه‌تار می‌زده. ظاهرا کسانی از رونق‌ گرفتن جلسه‌های ادبی و نشست‌های هنری و عرفانی او با جوانان و جمع‌شدن مردم گِردَش دل خوشی نداشتند. عده‌ای آرام‌آرام شهر را به هم می‌ریزند و مُلاعبدالله مجتهد، امام جمعه کرمان فتوای قتل او را به جُرم خواندن قرآن با ساز، صادر می‌کند. مردم به محل ساز زدن و زندگی او یورش می‌برند و سنگسارش می‌کنند... 🌈🍃🌸🌈🍃🌸🌈 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

#رازـمثل‌ها 🔰عهد دقیانوس! 🎤#صالحی به عقیده عوام الناس عهد دقیانوس از قدیمترین عهود و اعصار تاریخی است که از آن عهد و عصر قدمی فراتر نمی توان نهاد به همین جهت هر وقت بخواهند قدمت و کهنگی چیزی یا مطلب و موضوعی را اثبات کنند در لفافه طنز و طیبت به عهد مزبور اشاره می کنند و می گویند: مربوط به عهد دقیانوس است 🍃 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher

💠دوستان و همراهان عزیز شب تابستانی‌تون به‌خیر🍂🍃🍁🍂🍃🍁🌿☘️🍁🍂🍂 🛑 🍃با بخش #شبانه همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️محفل عشق- 🎤حسام الدین سراج 🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑✳️🎵🛑 حرف آخر اینکه وقتی‌ ناراحت شدی دلت گرفت؛ فقط‌ به‌ آسمون‌ نگاه‌ کن‌ و زمزمه‌ کن: ‹خدا بزرگه›‌ ناخودآگاه آروم‌ میشی..♥️ 🛑✳️🙏سپاس از همه ی شما مخاطبان عزیز، که با بخش موسیقی همراه بودید. تا برنامه دیگر ،شما را به خداوند منان می سپاریم. 🛑✳️🎵تادرودی دیگر بدرود💐 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

✨✨✨سلسله ی موی دوست... 🛑✳️🎤آواز: #حسام_الدین_سراج 🛑✳️🎵آهنگساز: #رامین_کاکاوند 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

✨✨✨نازنین یار 🛑✳️🎤آواز: #حسام_الدین_سراج 🛑✳️🎵آهنگساز: #مجتبی_صادقی 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

✨✨✨شیرین و فرهاد 🛑✳️🎤آواز: #حسام_الدین_سراج 🛑✳️🎵آهنگساز: #محمدجواد_ضرابیان 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

✨✨✨شمس حق 🛑✳️🎤آواز: #حسام_الدین_سراج 🛑✳️🎵آهنگساز: #علی_قمصری 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

🛑🌈🎵✳️درود همراهان گرانقدر رادیو مجازی راهیان شعر، علاقه مندان بخش موسیقی 💐 عصر شنبه شما خوبان بخیر 🛑در برنامه امروز ، تر
🛑🌈🎵✳️درود همراهان گرانقدر رادیو مجازی راهیان شعر، علاقه مندان بخش موسیقی 💐 عصر شنبه شما خوبان بخیر 🛑در برنامه امروز  ، ترانه هایی از ✳️🎤 🎵✍️ حسام الدین سراج، را برایتان به اشتراک میگذاریم ✳️سیدحسام الدین سراج در ۲۶ مرداد ماه سال ۱۳۳۷ در اصفهان متولد شد.وی خواننده موسیقی سنتی ایرانی و نوازندهٔ سنتور و سه‌تار اهل ایران است. سراج دارای فوق لیسانس معماری از دانشگاه شهید بهشتی و دکترای پژوهش هنر از دانشگاه هنر می‌باشد. مشوق وی در تحصیل علم و هنر، پدرش بوده که بر ادبیات مسلط بود، صدای خوبی داشت و با ادیبان و هنرمندانی نظیر: جلال الدین همایی، جلال تاج اصفهانی، حسن کسایی و … هم‌نشینی داشت. سراج موسیقی را با آموختن تنبک از سیزده سالگی آغاز کرده و سنتور را در اصفهان نزد استاد ساغری آموخت و برای تکمیل آن از اساتیدی چون فرامرز پایور، رضا شفیعیان و پشنگ کامکار بهره مند گردید. در زمینه آواز از محضر استاد محمود کریمی و استاد محمدرضا شجریان استفاده کرده است. 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher

🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی 🛑📻@RadioRahianeSher
🛑🌈🪕🎤با بخش موسیقی 👇 🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰

من ؛ هرم روان در تپش ِ نسترن سبز تو ؛ جنگل خاموش ولی در بدن سبز از مزرعه ی یاد تو جاری شده هر بار بر دامن من همهمه ای از چمن
من ؛ هرم روان در تپش ِ نسترن سبز تو ؛ جنگل خاموش ولی در بدن سبز از مزرعه ی یاد تو جاری شده هر بار بر دامن من همهمه ای از چمن سبز با تابش مهر از یقه ی بام رهاشد یک نور تب آلود به هر انجمن سبز لبخند گل سرخ ببین با چه شکوهی گل بوسه بریزد به سر این وطن ِ سبز پيدا شده در زنبق صحرایی عریان پروانه ی جا مانده ای از پر زدن سبز تقویم جهان باز ورق خورد به تکرار می خواست بگوید به شما یک سخن سبز : یک روز گذر می کنی از زردی پاییز... تا  باز  بهارینه شوی  ای کهن ِ سبز! #ساغر_راد #شیراز @RadioRahianeSher

غزل ۲۸۵ حضرت حافظ اجرا: ادیب 💞 در عهدِ پادشاهِ خطابخش ِ جُرم‌پوش حافظ قرابه‌کش شد و مُفتی پیاله‌نوش صوفی ز کُنجِ صومعه با پای خُم نشست تا دید محتسب که سبو می‌کشد به دوش احوالِ شیخ و قاضی و شُربُ الیَهودشان کردم سؤال صبحدم از پیرِ مِی‌فروش گفتا نه گفتنیست سخن گر چه مَحرمی درکش زبان و پرده نگه دار و مِی بنوش ساقی! بهار می‌رسد و وجهِ مِی نماند فکری بکن که خونِ دل آمد ز غم به جوش عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار عذرم پذیر و جُرم به ذیلِ کرَم بپوش تا چند همچو شمع زبان‌آوری کنی پروانه‌ی مراد رسید ای مُحب! خموش ای پادشاهِ صورت و معنی! که مثلِ تو نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش چندان بمان که خرقه‌ی ازرق کند قبول بخت ِ جوانت از فلک ِ پیرِ ژنده‌پوش 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

اکسیر ستاره را شبی دستم داد یک جرعه می آن ساقی سرمستم داد در خود شده بودم گم و چشمانش باز، راه گذر از کوچه‌ی بن‌بستم داد #پروین_رضائی #رباعی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🌿🍄🌼🍄🌿 #غزل🌷 کاتبی کو که حدیث متواتر بنویسد چشم بر شط کف آلود جواهر بنویسد خنکای کفی از علقمه را حس کند آن گاه هر حدیثی به دلش شد متبادر بنویسد تا چهل منزل از این بادیه نی نامه بخواند و چهل روضه ی بی سر به منابر بنویسد عشق بر منبری از نیزه از این سمت وزیده کاش دستی به زمین های مجاور بنویسد کاشکی یکسره با دستخط یاس سه ساله شرح دلتنگی گل های مهاجر بنویسد اربعین و شب و ماه و می گل گون به پیاله کیست بر علقمه تا گریه ی "جابر" بنویسد "این طالب" به لبش ندبه مشروح بخواند شرحی از ناحیه ی غایب حاضر بنویسد کاش روح القدس این بار می افراشت علم را کیست این دست که ناگاه نگه داشت قلم را؟ ✍#محمد_حسین_انصاری_نژاد🌹 🎙#مریم_فاتحی 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑بخش شعر و شاعری تقدیم میکند 🛑سردبیر فرهنگی و ادبی 🛑دکتر مریم وثوقی هزاران درود و سلام خدمت شما همراهان عزیزرادیو راهیان شعر . در این روزهای گرم تیرماه بهترینهارو برای شما ارزومندم.🌺 🛑همراه ما باشید.در👇 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️غزل ۴۴۹ حافظ 🛑✳️موسیقی: چهارمضراب شور، دو نوازی 🛑✳️سنتور و تنبک   ⭐️⭐️⭐️                    ⭐️⭐️⭐️ ✳️ای که مهجوری عشاق روا می داری عاشقان را ز بر خویش جدا می داری ✳️تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب به امیدی که در این ره به خدا می داری ✳️دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن به از این دار نگاهش که مرا می داری . . . ✳️حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند سعی نابرده چه امید عطا می داری 🛑✳️🎤آوا دکتر قرشته جوادی همکار رادیو... ‌‌‌‌‌‌‌🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

✳️🛑شاید به همین دلیل است که بسیاری از مخاطبان، شعر معاصر متأخر را «قابل سکونت» نمی‌دانند. زیرا انسان در چیزی سکونت می‌کند که بتواند آن را به خاطر بسپارد، تکرار کند و در لحظه‌های مختلف زندگی دوباره احضار نماید. شعرِ فاقدِ حافظه، هرچند ممکن است از نظر زبانی پیچیده و خلاق باشد، اما کمتر می‌تواند به خانه‌ی روحیِ یک نسل تبدیل شود. از این منظر، بحران شعر متأخر فقط بحران معنا یا ارتباط نیست؛ بحران حافظه است. بحرانِ ناتوانی شعر در تبدیل شدن به بخشی از حافظه‌ی جمعی و زیسته‌ی انسان معاصر. گویی شعر امروز، همزمان با فروپاشی روایت‌های کلان و افول سنت‌های مشترک، خود نیز به تجربه‌ای موقتی و ناپایدار بدل شده است؛ تجربه‌ای که خوانده می‌شود، اما کمتر در جانِ جمعی رسوب می‌کند. شاید پرسش اصلی آینده‌ی شعر فارسی نیز همین باشد: آیا شعر می‌تواند دوباره به خانه‌ای برای حافظه‌ی جمعی تبدیل شود، بی‌آنکه به شعار، ایدئولوژی یا نمادهای فرسوده‌ی گذشته بازگردد؟ یا سرنوشت شعر معاصر، زیستن ابدی در تبعیدِ زبان و حافظه است؟ ‌‌‌‌‌‌‌🛑همراه ما باشید.در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸

🛑✳️👈 حتی اگر شعر سرشار از استعاره و ابهام باشد، رمزهای آن در ناخودآگاه تاریخی جامعه ریشه دارند. در شعر مهدی اخوان ثالث، زمستان صرفاً فصل نیست؛ استعاره‌ای از انسداد تاریخی و شکست سیاسی است. در شعر احمد شاملو، شب فقط تاریکی طبیعی نیست؛ صورت‌بندیِ اختناق و فقدان آزادی است. حتی در شعر فروغ فرخزاد نیز تصاویر فردی، در سطحی عمیق‌تر به تجربه‌ی جمعی و تاریخی پیوند می‌خورند. به همین دلیل، مخاطب هنگام خواندن این شعرها احساس می‌کند وارد جهانی آشنا شده است؛ جهانی که هرچند تراژیک و تاریک است، اما زبان آن را می‌شناسد. این شعرها هنوز واجد «خانه‌ی نمادین» هستند. مخاطب می‌تواند در آن‌ها سکونت کند، زیرا شعر بر نوعی ناخودآگاه مشترک بنا شده است؛ ناخودآگاهی‌ای که از حافظه‌ی تاریخی، تجربه‌ی سیاسی، اسطوره‌ها و آرمان‌های جمعی تغذیه می‌کند. اما از شعر موج نو به بعد، این خانه‌ی نمادین آرام‌آرام فرو می‌ریزد. در شعر یدالله رؤیایی، بیژن الهی و سپس بخش بزرگی از شعر دهه‌ی هفتاد، استعاره دیگر از حافظه‌ی جمعی تغذیه نمی‌کند، بلکه محصول تداعی‌های شخصی و تجربه‌ی منفرد زبانی است. هر شاعر دستگاه رمزگذاری ویژه‌ی خود را می‌سازد. گویی هر شعر، اقلیمی مستقل با دستور زبان و حافظه‌ی مخصوص خویش است. در اینجا تفاوتی بنیادین رخ می‌دهد: شعر نسل پیشین هنوز «نماد» می‌ساخت، اما شعر متأخر بیشتر «نشانه‌ی خصوصی» تولید می‌کند. نماد ذاتاً بر اشتراک بنا می‌شود؛ پلی است میان تجربه‌ی فردی و حافظه‌ی جمعی. اما نشانه‌ی خصوصی در جهان فردی شاعر محبوس می‌ماند. مخاطب برای ورود به شعر دیگر نمی‌تواند به حافظه‌ی تاریخی خود تکیه کند؛ او باید زبان خصوصی هر شاعر را از نو بیاموزد. نتیجه‌ی این وضعیت، فقط دشوار شدن شعر نیست، بلکه فروپاشیِ امکانِ سکونت در شعر است. زیرا انسان در جهانی سکونت می‌کند که بتواند نشانه‌های آن را به حافظه‌ی خود پیوند بزند. شعر وقتی به خانه‌ی روحی مخاطب تبدیل می‌شود که میان تجربه‌ی فردی و حافظه‌ی جمعی پلی برقرار کند. یکی از نشانه‌های مهم این دگردیسی، فروپاشی «حافظه‌ی شعری» در روزگار ماست. کمتر مخاطبی امروز شعر معاصر متأخر را از حفظ می‌خواند؛ حتی گاه خودِ شاعران نیز شعرهای خویش را از بر ندارند. این مسئله صرفاً به دشواری زبان مربوط نیست، بلکه نشانه‌ی تغییر نسبت شعر با حافظه‌ی تاریخی است. در سنت شعر فارسی، شعر همواره با حافظه پیوندی بنیادین داشت. شعر فقط خوانده نمی‌شد، بلکه در جان و زبان مخاطب رسوب می‌کرد. از غزل‌های حافظ تا شعر نیمایی و شعر متعهد معاصر، شعر زمانی به حیات واقعی می‌رسید که قابلیت «به خاطر سپرده شدن» پیدا می‌کرد. حفظ کردن شعر صرفاً یک عمل آموزشی یا ذوقی نبود؛ نوعی سکونت در زبان بود. انسان شعری را حفظ می‌کند که بتواند آن را به بخشی از حافظه‌ی زیسته‌ی خویش تبدیل کند. به همین دلیل، شعر نسل اخوان و شاملو هنوز قابلیت حفظ شدن داشت. زیرا این شعرها بر ضرباهنگی مشترک، عاطفه‌ای جمعی و افقی تاریخی استوار بودند. مخاطب هنگام حفظ کردن شعر، در حقیقت تجربه‌ای جمعی را در خود تثبیت می‌کرد. شعر بدل به بخشی از حافظه‌ی تاریخی نسل‌ها می‌شد. اما شعر متأخر، آگاهانه یا ناآگاهانه، علیه همین تثبیت حافظه حرکت می‌کند. بسیاری از شعرهای متأخر می‌خواهند سیال، گریزپا و ناپایدار باشند. شعر دیگر نمی‌خواهد به ذکر، ضرب‌المثل یا حافظه‌ی جمعی تبدیل شود؛ بلکه می‌خواهد رخدادی زبانی باقی بماند که در لحظه درخشیده و سپس محو می‌شود. ‌‌‌در اینجاست که نسبت شعر و سنت نیز دگرگون می‌شود. سنت، چیزی جز حافظه‌ی تاریخیِ تکرار شده نیست. شعر زمانی وارد سنت می‌شود که بتواند از مرز تجربه‌ی فردی عبور کند و در زبان جمعی ته‌نشین شود. اما اگر شعر کاملاً خصوصی شود، در سطح تجربه‌ی فردی باقی می‌ماند و امکان تبدیل شدن به حافظه‌ی مشترک را از دست می‌دهد. در ادامه👇

🛑✳️📚چرا شعر معاصر متأخر «قابل سکونت» نیست؟ "تأملی درباره‌ی فروپاشی نماد جمعی، بحران حافظه و گسست شعر از سنت" ✍دکترسیناجهاند
🛑✳️📚چرا شعر معاصر متأخر «قابل سکونت» نیست؟ "تأملی درباره‌ی فروپاشی نماد جمعی، بحران حافظه و گسست شعر از سنت" ✍دکترسیناجهاندیده یکی از مهم‌ترین دگردیسی‌های شعر معاصر ایران، گذار از «نماد جمعی» به «نشانه‌ی خصوصی» است. این تحول صرفاً تغییری در فرم یا زبان شعری نیست، بلکه نشانه‌ی دگرگونیِ نسبتِ شاعر با تاریخ، حافظه، جامعه و تجربه‌ی جمعی است. شاید بتوان گفت مسئله‌ی اصلی بخش بزرگی از شعر معاصر متأخر این نیست که چرا دشوار یا پیچیده است، بلکه این است که چرا بسیاری از مخاطبان آن را «قابل سکونت» نمی‌دانند. شعرِ قابل سکونت، شعری نیست که لزوماً ساده باشد. بسیاری از شعرهای اخوان یا شاملو پیچیده‌اند، اما مخاطب در جهان آن‌ها احساس بیگانگی مطلق نمی‌کند. زیرا این شعرها هنوز بر بستری از حافظه‌ی مشترک و افق تاریخی جمعی استوارند. شاعر و مخاطب در یک جهان نمادین تنفس می‌کنند... در ادامه میخوانید👇 🛑همراه ما باشید در 🛑📻 شبکه مجازی رادیو راهیان شعر 🛑📻 رسانه فرهنگی و ادبی   🛑📻@RadioRahianeSher https://t.me/ra5d6 https://t.me/Radiorahianesher 🌸📡۰۰۰♥️& ‌⁩‌*♥️*⁩&♥️۰۰۰📡🌸