میراث زمان
Ir al canal en Telegram
Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
769
Suscriptores
+324 horas
-77 días
+12630 días
Archivo de publicaciones
768
Repost from N/a
بـــروز تریــن چنل فیلم و سریالــ🩷
فقط برای آدم های خوش سلیقه
هر فیلم یا سریالی که دلــت بخواد اینجا بدون
︵⏜ ❕ ⏜︵
سانســ *ـور و با تمام کیفیتها گذاشته
➿➿➿➿➿➿
از جدیدترین اکرانها تا شاهکارهای سینما همرو میتونی تو این چنل پیدا کنی
t.meMovieehaven
768
☠️ رقص مرگ؛ رقصی که هیچکس نمیتوانست از آن فرار کند
در اروپای قرون وسطی، مرگ همیشه بخشی از زندگی مردم بود؛ اما در قرن چهاردهم، با شیوع طاعون سیاه، مردم اروپا بیش از هر زمان دیگری با مرگ روبهرو شدند. در چنین شرایطی، مفهومی در هنر و ادبیات اروپا شکل گرفت که به آن «رقص مرگ» (Danse Macabre) میگفتند. اما این اسم به معنی یک رقص واقعی نبود! 🎨 در نقاشیها و دیوارنگارههای آن دوره، معمولاً مرگ در کنار انسانهایی از طبقات مختلف جامعه دیده میشد؛ از پادشاه و ملکه گرفته تا شوالیه، روحانی، تاجر و کشاورز. پیام این تصاویر ساده بود: مرگ بین انسانها تفاوتی نمیگذارد. 👑 پادشاه یا فقیر، 💰 ثروتمند یا گدا، ⚔️ قدرتمند یا ناتوان... همه در نهایت سرنوشت مشترکی داشتند. یکی از مشهورترین نمونههای این هنر، رقص مرگ در گورستان بیگناهان پاریس بود که حدود دههٔ ۱۴۲۰ میلادی ساخته شد؛ اثری که بعدها از بین رفت، اما نسخهها و بازنماییهایی از آن باقی ماند. 🖤 «رقص مرگ» فقط تصویری ترسناک نبود؛ بلکه یادآوری میکرد که قدرت، ثروت و مقام نمیتوانند انسان را از مرگ جدا کنند. شاید به همین دلیل، قرنها بعد هنوز هم تصویر اسکلتهایی که انسانها را به دنبال خود میکشند، یکی از معروفترین نمادهای تاریخ هنر درباره مرگ است. #تاریخ_جهان #رقص_مرگ #قرون_وسطی #طاعون_سیاه #DanseMacabre #تاریخ
768
وقتی هخامنشیان «پست» داشتند؛ سریعتر از چیزی که فکر میکنیم!
تصور کن حدود ۲۵۰۰ سال پیش، یک نامه از شوش باید به نقطهای در غرب امپراتوری میرسید؛ نه اینترنتی وجود داشت، نه تلفن و نه حتی جادههای امروزی. اما شاهنشاهی هخامنشی برای این مشکل یک راهحل فوقالعاده داشت: شبکهای سازمانیافته از راهها و چاپارها. در مسیرهای اصلی، ایستگاههایی وجود داشت که به آنها چاپارخانه میگفتند. سواران در این ایستگاهها میتوانستند اسب خود را عوض کنند و بدون اینکه مسافت طولانی را با یک اسب طی کنند، پیام را به سوار بعدی بسپارند. یعنی چه؟ یک پیام از طرف شاه → سوار اول → چاپارخانه → سوار دوم → چاپارخانه بعدی → سوار سوم... به این ترتیب، پیام میتوانست مسافت بسیار زیادی را در مدت نسبتاً کوتاهی طی کند. یکی از مشهورترین مسیرهای این شبکه، راه شاهی بود که شهرهایی مانند شوش و سارد را به هم متصل میکرد و صدها کیلومتر امتداد داشت. اما نکته جالبتر اینجاست: این سیستم فقط برای فرستادن نامههای معمولی نبود. در یک امپراتوری عظیم، حکومت باید میتوانست خبر شورش، دستورهای اداری، گزارشهای نظامی و اطلاعات مربوط به استانها را سریع جابهجا کند. هرودوت، مورخ یونانی، درباره سرعت این شبکه با شگفتی نوشته است و توضیح میدهد که سرما، باران، برف و تاریکی شب هم مانع حرکت چاپارها نمیشد. البته این به معنی «پست عمومی» به معنای امروزی نبود؛ این شبکه در درجه اول برای نیازهای حکومتی و اداری شاهنشاهی اهمیت داشت. چرا این موضوع مهم است؟ شاهنشاهی هخامنشی سرزمینی بسیار پهناور بود؛ از بخشهایی از آسیای مرکزی تا مصر و آناتولی و سرزمینهای دیگر. حکومت چنین سرزمین بزرگی فقط با ارتش قدرتمند اداره نمیشد؛ باید اطلاعات هم سریع حرکت میکرد. پس یکی از رازهای اداره چنین امپراتوری عظیمی، همین شبکه ارتباطی بود: راهها + چاپارخانهها + اسبهای تازهنفس + سواران آموزشدیده = ارتباط سریع در سراسر شاهنشاهی و شاید بتوان گفت یکی از مهمترین فناوریهای اداری هخامنشیان، نه یک سلاح یا بنای باشکوه، بلکه چیزی بود که کمتر به آن توجه میکنیم: توانایی رساندن یک پیام از نقطهای از امپراتوری به نقطهای بسیار دور، در زمانی که هیچ فناوری ارتباطی مدرنی وجود نداشت. 🏛️ میراث زمان منابع: • هرودوت، تاریخها، کتاب هشتم، بند ۹۸ • Encyclopaedia Iranica, “Correspondence i. In Pre-Islamic Persia” • Encyclopaedia Iranica, “ČĀPĀR” • Persepolis Fortification Tablets، الواح باروی تختجمشید
