es
Feedback
𝑳’𝑬𝒓𝒆𝒅𝒊𝒕𝒂̀

𝑳’𝑬𝒓𝒆𝒅𝒊𝒕𝒂̀

Ir al canal en Telegram

A legacy of forgotten moments. _ @Milan_n77bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
228
Suscriptores
-124 horas
-27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
میتونم پارتی داشته باشم ؟ پست آخر.

خیلی زیبا بود ،خسته نباشی عزیزک

Repost from N/a
4_5983512857831020491.mp33.94 MB

Repost from N/a
𝜤 𝘳𝘦𝘢𝘥 𝘦𝝂𝘦𝘳𝘺 𝘮𝘦𝘮𝘰𝘳𝘺 𝘺𝘰𝘶 𝘭𝘦𝘧𝘵 𝘣𝘦𝘩𝘪𝘯𝘥… ‌ ‌ ‌𝘈𝘯𝘥 𝘧𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘮𝘺 𝘱𝘭𝘢𝘤𝘦 𝘪𝘯 𝘺𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺.

میتونم پارتی داشته باشم؟

استریت

تهیونگ

یک نفر اینجارو رند می‌کنه ؟!

فور کنید تاس بندازید
1و3 اومد رولتون‌ رو بگید ادیت تقدیم کنم.
2و4 اومد آیدی بزارید پروف جدید پیشنهاد بدم.
5و6اومد یه نوشته با توجه به وایب چنلتون تقدیم کنم.
جوین باشید! لیمیت:455

Repost from False Hope?!
*این پیام رو فور کنین *
🎨بهتون بگم اگه یه بومِ نقاشیِ نیمه‌کاره بودید، با چه رنگ‌هایی کشیده شده بودید و نقاشتون چرا هیچ‌وقت تمومتون نکرد
+
یک پست مشخص کنین فور کنم اینجا یک روز بمونه :)
limit: 290

Repost from N/a
300 angel?
تگ بزارین متقابل جوین میشم.

Repost from N/a
فور کنید تا بگم روحتون وایب کافکا میده یا داستایوفسکی و یه متن کوتاه ازشون همراه با بیکلام تقدیمتون کنم.
- برسیم به ۵۰؟

🧸🤎او از آن زنانی بود که زیبایی‌شان را نمی‌شد در یک نگاه به خاطر سپرد؛ باید چند بار به چهره‌اش می‌نگریستی تا دریابی کدام بخش
🧸🤎او از آن زنانی بود که زیبایی‌شان را نمی‌شد در یک نگاه به خاطر سپرد؛ باید چند بار به چهره‌اش می‌نگریستی تا دریابی کدام بخش از آن، این‌چنین بی‌رحمانه دل می‌رباید. در چشمانش آرامشی مرموز بود، گویی شب، تمام ستارگانش را به آن دو سپرده باشد؛ و لبخندش چنان ظریف و نجیب بود که حتی سکوت را نیز زیباتر می‌کرد. موهایش بر شانه‌هایش می‌ریخت، همچون پرده‌ای از ابریشم سیاه، و در حضورش زمان برای لحظه‌ای از حرکت بازمی‌ایستاد. زیبایی او از جنس آن زیبایی‌هایی نبود که با گذر فصل‌ها رنگ ببازد؛ شبیه تابلویی قدیمی بود که هرچه بیشتر به آن می‌نگریستی، راز تازه‌ای از آن آشکار می‌شد. او زیبا نبود؛ او معنای زیبایی را به خاطر می‌آورد.