es
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Ir al canal en Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
510
Suscriptores
+3124 horas
+597 días
+18030 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
چشمانش - که آدم را به دوست داشتن و پرستیدن دعوت می‌کند - برق زد #احمد_محمود #همسایه_ها
چشمانش - که آدم را به دوست داشتن و پرستیدن دعوت می‌کند - برق زد
#احمد_محمود #همسایه_ها

فور و لایک لطفا:))))🫂🪞🤍

Repost from 'آنه'
این پیام رو فور کن چنلت فولدر بسازم +50 جذب بگیری 💙🌊
ریپ نزنید | حتما جوین باشین 🌱

Repost from RegaPlus

دوست دارم چنل بشه 333 نفر:)))

۹۰ درصد مرموزی https://t.me/Peom_Girl

•Little Women •Jo March
+5
•Little Women
•Jo March

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

photo content

sticker.webp0.04 KB

sticker.webp0.05 KB

•Little Women Jo March
+5
•Little Women
Jo March

Repost from N/a
دیوان فروغ فرخزاد | گلچین اعظم نوروزی | نشر ژرف
•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.•*´¨*•.¸¸.• دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز بر پیکر خود پیرهن سبز نمودم در آینه بر صورت خود خیره شدم باز بند از سر گیسویم آهسته گشودم عطر آوردم بر سر و سینه فشاندم چشمانم را ناز کنان سرمه کشیدم افشان کردم زلفم را بر سر شانه در کنج لبم خالی آهسته نشاندم گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست تا مات شود زین همه افسونگری و ناز چون پیرهن سبز ببینید به تن من با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز او نیست که در مردکم چشم سیاهم تا خیره شود عکس رخ خویش ببیند این گیسوی افشان به چه کار آیدم امشب کو پنجه ی او تا که در آن خانه گزیند من خیره به آیینه و او گوش به من داشت گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش ای زن، چه بگویم، که شکستی دل ما را #شعر #فروغ

من بیرون جلسه... اما ذهنم هنوز سر جلسه مونده...💔

☕️🤎🍂🙂
☕️🤎🍂🙂