es
Feedback
"دخترِ شعر"

"دخترِ شعر"

Ir al canal en Telegram

اینجا، مأمنِ واژه‌هایی‌ست که از سکوت زاده می‌شوند. شعرها، نوشته‌ها، و ردّ روحِ من بر کاغذ. تخلّص: ارغوان «من از تبارِ شعرم...» 🖇📚✒️

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
469
Suscriptores
+824 horas
+267 días
+18830 días
Archivo de publicaciones
جمعه که غروب می‌کند، دنیا یک‌جور خاصی ساکت می‌شود. انگار شهر هم خسته است؛ از آدم‌هایی که تمام هفته دویده‌اند و حالا مانده‌اند با خودشان و فکرهایی که فرصت نکرده‌اند به زبان بیاورند. من کنار پنجره ایستاده‌ام. یک فنجان چای روی میز است و آسمان، آرام‌آرام رنگ می‌بازد. نمی‌دانم چرا غروب جمعه همیشه مرا یاد تو می‌اندازد. شاید چون بعضی آدم‌ها شبیه غروب‌اند؛ نمی‌شود نگه‌شان داشت، نمی‌شود فراموش‌شان کرد، فقط می‌شود ایستاد و رفتن‌شان را تماشا کرد. مرد که باشی، خیلی چیزها را نمی‌گویی. دلت تنگ می‌شود و می‌گویی: سرم شلوغ بود. می‌شکنی و می‌گویی: چیزی نیست. تنها می‌شوی و باز هم می‌گویی: خودم جمعش می‌کنم. اما جمعه‌ها، درست در همین ساعت، همه‌ی این حرف‌ها دروغ از آب درمی‌آیند. آدم دلش می‌خواهد یکی باشد که لازم نباشد برایش قوی باشی. فقط بنشینی کنارش، چای بخوری، به غروب نگاه کنی و هیچ‌کدامتان چیزی نگویید. شاید بزرگ‌ترین آرامش دنیا همین باشد؛ کسی که سکوتت را هم بفهمد. و من امشب، در این غروب جمعه، بیشتر از همیشه فهمیدم که بعضی دلتنگی‌ها درمان نمی‌خواهند... فقط یک نفر را می‌خواهند ..
علی_ماسپی‌مهر

صدا خوشگلا کجا هستند بخوانند🎀🐋

بشیم ⁴⁴⁴ تا؟!

.

4_6023740844375279142.mp34.68 MB

آدمایی که با رفتن‌شون منو تهدید می‌کنن، خیلی منو می‌خندونن. اون روزایی که اشکامو دیدی، ولی نشستی فقط نگام کردی و هیچی نگفتی، کجا بودی؟ اون روزایی که ترسو تو چشمام خوندی و راهتو کج کردی، کجا بودی؟ اون روزایی که دیدی از زمین و زمان بریدم، دیدی حالم خوب نیست، ولی حوصله‌ی حالِ بدمو نداشتی، کجا بودی؟ اون روزایی که می‌تونستی بمونی و نموندی، می‌تونستی دستمو بگیری و نگرفتی، کجا بودی؟ من از رفتنِ کسی می‌ترسم که بودنش رو یه روزی حس کرده باشم. تو، اصلاً بودی که بخواد نبودنت درد بشه؟ #میم‌الف

ویس بگیرید.. اگر یک موزیک ملایم هم داشت عالیه💕🙂

کاش یکی اون خوشگله بخونه... دایرکت چنل باز میکنم اگر دوست داشتید بفرستید🙃🫂🤎 بزارم چنل

شدت علاقه‌ی من به تو اگه شعر بود:
من حسادت می‌کنم حتی به تنها بودنت من به فرد رو به رویی، لحظه‌ی خندیدنت من به بارانی که با لذت نگاهش می‌کنی یا نسیمی که رها می‌پیچد اطراف تنت... من حسادت می‌کنم حتی به دست گرم آن، شال خوش‌رنگی که می‌پیچد به دور گردنت وقتی انگشتان تو در گیـسوانت می‌دود من به رد مانده از این‌جور سامان دادنت... اینکه چیزی نیست، گاهی دل حسادت کرده به عطر پاشیده از آغوش تو بر پیراهنت هیچ‌کس ای کاش در دنیا به تو حسی نداشت من حسادت می‌کنم حتی به قلب دشمنت کاش هرگز غیر من، ای کاش حتی آینه پلک‌هایش روی هم می‌رفت وقت دیدنت. - الهام نظری

و فصل نارنگی...

خوشحالم داریم به فصل انار نزدیک میشیم

خیلی صحبت ها هست حتی تهمت ها ولی خب غم اشعار بانو فروغ در هیچ شعر دیگری نیست

فکر نمی‌کنم عشق اون و گلستان فراموش نشدنیه

ولی بانو پروین هم عالیه

آخه من دوست دارم فروغ باشم😭😭😭

یکی دیگه ام گفته بود

Repost from Dor"talks
برای ایشون دیوان پروین اعتصامی -چون پروین هستید و مقتدر
برای ایشون دیوان پروین اعتصامی -چون پروین هستید و مقتدر

سپاس... به اندازه بانو" پروین اعتصامی" نه با استعدادم نه مهربون...