es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

무심

무심

Ir al canal en Telegram

Artist Talk? @Kairo_anonbotbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
178
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-23830 días
Archivo de publicaciones
photo content

sticker.webp0.04 KB

Repost from Daꪻbꪮm
این پیام رو فوروارد کنید توی چنل هایِ نازتون ،اسم ایدل و یا اکتر و رنگ مورد علاقتون رو بگید تا مشابه این عکس براتون پک بزنم🐰
این پیام رو فوروارد کنید توی چنل هایِ نازتون ،اسم ایدل و یا اکتر و رنگ مورد علاقتون رو بگید تا مشابه این عکس براتون پک بزنم🐰 ࣪˖ ִֶָ
Limit: 15ch ,be join

+1
PACK IT UP.mp34.41 MB

.

sticker.webp0.04 KB

“똑똑똑, BND coming at your door. Who's there? / 是谁? / だれ? / We're King Of the Zungle / Say WHO! WHY.. HOW?”

ddok BOYNEXTDOOR.m4a2.39 MB

photo content

photo content
+1

داشتم چیزی میکشیدم تموم شد میفرستم

عه

نیستی

سلام

سلامم

sticker.webp0.04 KB

نفس کشیدن بی‌تو شبیه جان دادنِ آرام زیرِ آوارِ سکوت است؛ انگار غمی عظیم، مثل سنگ قبری سرد، روی سینه‌ام افتاده و پنجه‌های نامرئیِ شب، گلوی مرا میان انگشتان یخ‌زده‌شان فشار می‌دهند. بی‌تو جهان بوی فراموشی گرفته؛ خیابان‌ها سردترند، ساعت‌ها کندتر می‌گذرند و ثانیه‌ها مثل قطره‌های خون از رگِ زمان چکه می‌کنند. در نبودنت، پوچی مثل مهی خاکستری درونِ ذهنم خزیده و تمام پنجره‌های روشنِ روحم را بلعیده است. حس گم‌شدن دارم؛ شبیه مسافری که در ایستگاهی متروک، میان مه و باران، سال‌ها منتظر قطاری مانده که هرگز نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانم منطقی باشم؛ عقل، گوشه‌ای تاریک از ذهنم زانو زده و احساس، مثل دریایی طوفانی، تمام وجودم را غرق کرده است. انگار تکه‌ای از من، همان بخش زنده و آرامِ روحم، سال‌ها پیش در هزارتوی افکار ترسناک جا مانده؛ روحی زنجیرشده به ستونی پوسیده در اعماقِ شب، که نه توانِ فرار دارد و نه راهی برای بازگشت. زندگی وقتی او درونم نفس می‌کشید، قابل تحمل بود؛ اما حالا هر صبح، مرثیه‌ای برای نبودنش است و هر شب، مجلس عزای آدمی‌ست که هنوز نفس می‌کشد اما مدت‌هاست مرده است. من نه عشق می‌خواهم، نه محبت، نه آغوشی برای تسکین؛ من خودم را می‌خواهم، همان آدمی که سال‌ها پیش میان سایه‌های هولناکِ ذهنش گم شد، در سیاه‌چالِ افکارش زندانی شد
و دیگر هیچ‌وقت راهِ بازگشت به این جسمِ خسته را پیدا نکرد.

sticker.webp0.04 KB

.

.