اتحاد جماهیر گوربوی
Ir al canal en Telegram
Are you, are you coming to the tree? @AghebatGradenBot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
257
Suscriptores
+624 horas
+107 días
+4530 días
Archivo de publicaciones
ولی برای من همیشه سواله که چرا هانیبال توی کل ماجرا قربانی انگاری میشه درحالی که واقعا همه چیز تقصیرشه؟
Hannibal
شاید آن بولین الان توی تاریخ به یه شخصیت محبوب تبدیل شده باشه و به واسطه سریال تئوردورها و نقش آفرینی بینظیر ناتالی دورمر عاشق آن بولین شده باشن و اون رو آیکونیک بنامن ولی در زمان خود هنری هشتم، آن بولین مورد تنفر اکثریت جامعه بود و مردم جامعه ازش نفرت داشتن
آن بولین مادر الیزابت اول بود
+1
درتاریخ اتفاقات مشابه زیاد تکرار شده اما جنجالیترین شون طلاق هنری هشتم از کاترین آراگون و ازدواجش با آن بولین بود که شباهت زیادی به چارلز و دایانا داشت
همچنین میگن ملکه الیزابت یه نامه به جا گذاشته که قراره ۲۰۸۵ باز و خونده بشه
احتمالا توش دوتا چیز نوشته شده
یکی درمورد مرگ دایانا و یکی درمورد نابود کردن کشوری بنام ایران با کمک اسلام و اخوند🙏🏻
دایانا محبوب ترین زن تاریخ سلطنت بریتانیا بود
زنی که برای اولین بار کنار فردی که ایدز داشت نشست و بهش دست داد و بدون هیچ مشکلی بچههای آفریقایی و سیاه پوست رو در آغوش میگرفت
خلاصه که همه چیز دست به دست هم دادن تا دایانا رو برای همیشه توی ۳۶ سالگی جاودان کنن
اگه دایانا زنده بود امسال ۶۵ ساله میشد و شاید سرنوشت متفاوتی رو رقم میزد
هری بعد از این اتفاق کم کم از خانواده سلطنتی فاصله میگرفت و تنها نقطه امن خانواده براش برادرش ویلیام و زن برادرش کیت محسوب میشد
اما با آشنایی با مگان مارکل و تحریکهای مگان هری کاملا از خانواده سلطنتی جدا شد
ولی ویلیام با زن باباش ساخت چون اگه نمیساخت دیگه سلطنت بی سلطنت
نمی ارزید🙏🏻
مرگ دایانا بین ویلیام و هری و چارلز فاصله زیادی انداخت که این فاصله با ازدواج چارلز با کامیلا در ۲۰۰۵ بیشتر هم شد
چارلز با کامیلا بعد از مرگ ملکه مادر ازدواج کرد و همین باعث میشه احتمال بره بزرگترین عامل ازدواج دایانا با چارلز و بعد مرگ دایانا ملکه مادر بوده
کامیلا بعد از این ازدواج بطور خودکار شاهدخت ولز میشد اما بخاطر نفرت عمومی و شدید از کامیلا، کامیلا هرگز لقب شاهدخت ولز رو استفاده نکرد و از لقب دوشس کورنوال تا زمان تاجگذاری استفاده کرد تا افکار عمومی رو عصبی تر نکنه
بنده نمیتونم منکر بشم که همه اعضای خانواده سلطنتی احترام خاصی به دایانا میگذاشتن اما احترام گذاشتن به دایانا دلیل نمیشه نزنی بکشیش
دایانا مانع بزرگی برای ازدواج مجدد چارلز بود، ازدواج مجدد خود دایانا برای وجه خانواده سلطنتی انگلیس بد بود و مردم بریتانیا و تمام دنیا عاشق دایانا بودن
با خلع کامل عنوان دایانا تمام مردم دنیا از خانواده سلطنتی متنفر میشدن و وجه این خانواده نابود میشد
پس فقط مرگش میتونست مانع همه این اتفاق ها بشه
بعد از مرگ دایانا، چارلز شخصا به پاریس رفت تا پیکر دایانا رو به بریتانیا برگردونه که اکثرا میگن این کار رو کرده تا خودش رو از اتهام مرگ دایانا تبرئه کنه
ولی چیزی از مسئله کم نکرد چون مردم همچنان به چارلز به عنوان قاتل نگاه میکردن
زمانی که به ملکه الیزابت خبر مرگ دایانا رو میگن، طبق گفته خدمتکارهای پیشین کاخ بالمورال، ملکه الیزابت آروم بوده و شوکه نشده
همچنین واکنشی عمومی به مرگ دایانا نداد و صبح فرداش که یکشنبه بوده مثل همیشه به کلیسا رفته. طرفدارهاش میگن بخاطر این آروم رفتار کرده تا پسرهای دایانا یه شب دیگه رو با خیال اینکه هنوز مادر دارن بخوابن ولی بنده طرفدارش نیستم درنتیجه میگم زرت
ملکه الیزابت هرگز دلیل احساسی نداشته
واکنش ندادن ملکه الیزابت انقدر توی جامعه تاثیر بدی داشت که محبوبیت ملکه الیزابت توی روزهای ابتدایی مرگ دایانا به طرز چشمگیری کاهش پیدا کرد
اما ملکه الیزابت برای یک پیام تلویزیونی حاضر شد و مرگ دایانا رو تسلیت گفت و طی مراسم تشییع دایانا، پروتکلهای سلطنتی رو شکست و به پیکر دایانا تعظیم کرد که کاملا برخلاف قوانین سلطنتی بود و باز هم طرفدارهاش میگن بخاطر احترامی بود که برای دایانا قائل بود
سوال همیشگی اینجاست که دایانا، زندگی با بیشترین عکس گرفته شده ازش در تاریخ، چطور در ساعات پایانی عمرش یا حتی لحظاتی قبل از تصادف هیچ عکسی نداره؟ چطور زنی که در هر لحظه از زندگیش ازش عکس گرفته شده از نحوه مرگ و تصادفش هیچ عکسی نیست و تنها یه عکس از ماشین مچاله شدهشه؟
همچنین دایانا قبل از مرگش توی یک نامه گفته بود احساس میکنه زندگیش درخطره و به زودی کشته میشه
کسی نمیدونه تصمیم اصلی رو کی گرفت. خیلیا میگن کار مشترک ملکه الیزابت و ملکه مادر بوده. خیلیا میگن کار چارلز بوده برای اینکه بتونه بلاخره با کامیلا ازدواج کنه چون تا زمانی که دایانا بود نمیتونست به کامیلا برسه
اما کار هرکسی که بود دایانا پاریس بود و قرار بود بعد از تعطیلات با دودی توی فرانسه و ایتالیا برگرده و بعد از این تعطیلات با دودی ازدواج کنه. وقتی دایانا میخواست از هتل خارج شه بهش خبر دادن جمعیت پاپاراتزی ها بیرون هتل وحشتناکه، پس بخشی از پاپاراتزیها رو فریب داد و یه ماشین فرعی فرستاد بره و خودش با دودی با یه ماشین دیگه رفت اما پاپاراتزیها متوجه شدن و دنبالشون رفتن
توی زیر گذر پل الما در پاریس، در جایی که حتی نقطهی تصادف خیزی هم نبود بطور ناگهانی ماشین دایانا تصادف میکنه
هم دودی و هم دایانا هیچکدوم کمربند نبسته بودن. دودی بلافصله کشته میشه اما دایانا زنده میمونه. دایانا رو به یه بیمارستان با امکانات پایین میبرن و با وخیمتر شدن حالش به یه بیمارستان دیگه انتقالش میدن. مشکل اصلی دایانا جابهجا شدن قلبش در اثر شدت ضربه و ایجاد تامپوناد قلبی بود. این جابهجایی و از دست دادن وقت باعث شد دایانا با رسیدن به بیمارستان دوم ایست قلبی کنه. با وجود ۲ ساعت تلاش برای احیا، دایانا هم در صبح ۳۱ اوت کشته میشه تا پروندهش و خواستههاش برای صلاح خانواده سلطنتی برای همیشه بسته بشه
این خبر خیلی بدی برای خانواده سلطنتی بود
چون دایانا علارغم طلاق از چارلز، هنوز لقب شاهدخت ولز رو حفظ کرده بود اما با ازدواج با دودی این لقب رو از دست میداد که باعث خشم عمومی میشد. همچنین مردم بابت خیانتهای چارلز و بی تفاوتی ملکه نسبت به پسرش بسیار ناراحت بودن و با افشاگری دایانا در ۱۹۹۵ اعتبار خانواده سلطنتی به شدت پایین اومده بود
همچنین با ازدواج دایانا دوتن از شاهزادههای بریتانیا ناپدری عرب و غیر سلطنتی میداشتن که برای وارث بعدی سلطنت خیلی ناشایست بود ناپدر بچه مصری باشه
ممکن بود دستشون بخوره به دودی و یهو بخوان عربی صحبت کنن چه معنایی میده اخه
با جدا شدن رسمی زندگی دایانا و چارلز و همچنین جدا شدن کامیلا از شوهرش بنظر میومد همه چیز بهم ریخته
دایانا به فعالیتهای بشر دوستانهش ادامه میداد و تصمیم گرفت از این فعالیتها عقب نکشه اما توجه پاپاراتزیها هر روز بیشتر میشد و همه مردم تشنه یه شایعه داغتر بودن. دایانا انقدر کلافه میشد که گاها لباسهای یک شکل میپوشید تا پاپاراتزیها نتونن به عنوان عکس جدید درآمدزایی کنن
کاری که دایانا توی جوونی شروع کرده بود حالا گریبان بزرگسالیش رو گرفته بود و با نداشتن هیچ فضای شخصیای داشت تقاص پس میداد
تا اینکه پاپارتزیها خبر جدیدی رو منتشر کردن. دایانا با تهیه کننده مصری به اسم دودی الفاید آشنا شده بود که فرزند محمد الفاید تاجر و میلیارد مصری بود و باهم رابطه برقرار کرده بودن
شایعات میگفتن رابطه دودی و دایانا انقدر جدی شده که اونا به ازدواج فکر میکنن
چارلز انقدر به دایانا بی توجهی میکرد که زمانی که دایانا با ویلیام باردار بود، خودش رو از پلهها پایین انداخت تا شاید چارلز بهش توجه کنه. اما چارلز توی همون زمان مشغول خیانت با کامیلا بود
دایانا فکر میکرد چارلز این رفتارش رو بعد از ازدواج کنار گذاشته. مخصوصا اینکه کامیلا هم ازدواج کرده بود اما زمانی که وارد دفتر کار چارلز میشد میدید چارلز با کسی که صدای زنونهای داره مدام در تماسه یا ساعات طولانیای به خونه برنمیگرده و رفت و امدهای مشکوکی داره
کم کم خبر خیانت چارلز توی رسانه شروع به پخش شدن کرد
دایانا که یه زمانی عاشق رسانه و توی مرکز توجه بود با خبر خیانت چارلز دیگه به سختی بیرون میرفت یا کمتر توی انظار عمومی دیده میشد و چهرهش رو از پاپاراتزیها میگرفت
دایانا این وضعیت رو تا ۱۹۹۲ تحمل کرد اما بعد از این سال به زندگی جداگانه از چارلز روی آورد. چارلز هم بعدا بطور آشکار همزمان با مزدوج بودن به خیانتش به دایانا و رابطهش با کامیلا پارکر اعتراف کرد که این روی رابطه کامیلا و شوهرش اندرو تاثیر بدی گذاشت. توی این سال کتابی تحت عنوان زندگی واقعی دایانا بیرون اومد که درمورد روابط چارلز و کامیلا صحبت میکرد و پشت سر این نوارهایی از مکالمات عاشقانه چارلز و کامیلا به بیرون درز کرد.
تا سال ۱۹۹۵ همینطور روابط توی تاثیر بد بود که دایانا توی تلویزیون آشکارا کامیلا رو عامل این رابطه بد خوند و عملا اعلام کرد که توی ازدواجشون ۳ نفر بودن
این اعتراف انقدر از نظر اجتماعی برای اندرو پارکر سنگین بود که توی همین سال از کامیلا طلاق گرفت
سال ۱۹۹۶ به پیشنهاد ملکه طلاق دایانا و چارلز رسمی شد چون ملکه دید دایانا به سیم آخر زده و دیگه حاضر نیست دماغ پسرش رو پاک کنه و ملکه مادر اعتبار خانواده سلطنتی رو توی خطر میدید
که واقعا هم مدال میخواست
چرا؟ چون حالا که چارلز به دختر مورد علاقهش نرسیده بود زن خودش رو بولی میکرد. دایانا روحیه آزادی داشت و فارغ از هر پروتکل سلطنتی به رها بودن خودش بیشتر اهمیت میداد. ملکه و ملکه مادر تا حد زیادی این رفتار رو قابل قبول میدونستن
دایانای جوان همچنین علاقه خیلی زیادی به توجه مخصوصا توجه رسانهای داشت. چیزی که بعدا خیلی پیشمونش کرد
دایانا یه دختر جوون و زیبا بود که توجهی که میخواست رو از شوهرش دریافت نمیکرد. اما پاپاراتزیها و مردم توجه زیادی بهش میکردن و این باعث میشد دایانا برای توجه رسانهای تشنه تر بشه. استایلهای متعدد، ایونتهای متعدد و درخششهای مختلف در اکران فیلمها و غیره هم مردم تشنه بیشتر دیدن چهره دایانا و اخبار زندگیش بودن و هم دایانا هر روز بیشتر خواستار این توجه میشد
دایانا زمانی که توی ۴ ژوئن ۱۹۸۱ با چارلز ازدواج کرد کلا ۲۰ سالش بود. یه دختر جوون، تاثیر پذیر و تشنه توجه و محبت که توی سایه یه زن دیگه قرار گرفته بود
قبل از ازدواج چارلز به کرات به دایانا چاق و چابی گفته بود که دایانا قبل از ازدواج رسمی وزن زیادی کم کرده بود. همچنین این ازدواج انقدر افسانهای بود که بدون اینترنت و شیوههای اطلاع رسانی امروزی حدود هفتصد و پنجاه میلیون بیننده داشت
با ازدواج دایانا با چارلز، دایانا به طور خودکار تبدیل به شاهدخت ولز شد. بابت این لقب و این ازدواج ملکه اهدای متعدد و زیادی به دایانا داد. نیمتاجهای نفیس و کار شده و همچنین مدال عضویت در خانواده الیزابت دوم
توی ۱۹۸۰ با فشار ملکه الیزابت چارلز برای اولین بار دایانا رو به عنوان یه عروس سلطنتی دید. دایانا برای ازدواج با چارلز یه گزینه ایده آل بود
دایانا از یه خانواده اشرافی اصیل بود، کم سن و سال بود و هنوز باکره بود. چیزی که اون زمان خیلی ملاک برای ازدواج بود. چون ملکه الیزابت و قبل از اون ملکه مادر اجازه نمیدادن کامیلا صرفا طلاق بگیره تا با چارلز ازدواج کنه چون یه زن مطلقه بود و جدا از قوانین سلطنتی خاطره خوبی با زنهای مطلقه نداشتن
درنتیجه به اصرار ملکه الیزابت، دایانا با وجود سن کمش اول با چارلز به یه مسافرت رفت و بعد به قلعه بالمورال، محل اقامت اصلی خانواده سلطنتی توی اسکاتلند دعوت شد که بسیار هم مورد استقبال گرم خانواده سلطنتی قرار گرفت
ملکه الیزابت با ازدواج کامیلا احساس میکرد موانع برای ازدواج خوب چارلز برداشته شده و با فشار چارلز رو مجبور به خواستگاری از دایانا کرد که با جواب مثبت دایانا مواجه شد اما نامزدی برای مدتی طولانی مخفی موند
اما زندگی دایانا از کجا دستخوش تغییر شد؟
دایانا با پسرهای کوچیک ملکه یعنی اندرو و ادوارد همبازی بود و بعدها اندرو عاشق دایانا شد و تقریبا توی یه رنده سنی بودن و انتظار میرفت به زودی باهم وارد رابطه بشن
توی این زمان چارلز، پسر بزرگ ملکه، با سارا خواهر بزرگ دایانا در رابطه بود. همزمان چارلز با زنی به اسم کامیلا پارکر بولز یا کامیلا شاند آشنا شده بود
حدود این اتفاق ۱۹۷۲ بود که چارلز کامیلا رو توی یه بازی چوگان دیده بود و به همه گفته بود میخوام با این زن ازدواج کنم و همه کامیلا رو بنام دوست دختر چارلز میشناختن اما چارلز وقتی به یه سفر ۸ ماهه رفت، دوست مشترک کامیلا و چارلز، مردی به نام اندرو پارکر بولز با کامیلا ازدواج کرد و اونا صاحب دوتا فرزند بنام تام و لورا شدن
راستش این اتفاق خیلی یجوری بود چون اندرو و چارلز همیشه باهم چوگان بازی میکردن و گاهی این جمع با حضور کامیلا سه نفره میشد و حالا با ازدواج اندرو با کامیلا چارلز فقط پذیرفت اندرو یه مانع قانونی بین اون و کامیلاست
