شامِ آخر
Ir al canal en Telegram
Azadchehr | they/them | Writer A young person trying to better understand philosophy. Bot: @Azadchehrbotbot Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
344
Suscriptores
+424 horas
+677 días
+7330 días
Archivo de publicaciones
342
الان شما دو پدر و مادر دارید، پدر و مادرتون دو پدر و مادر دارن که یعنی شما ۴ پدربزرگ و مادربزرگ دارید. اگر حساب کنید، ۸ تا جد دارید و اگر همینجور تا هزاران سال قبل ادامه بدید، به هزاران شخص مختلف میرسید
342
دقت کنید، گوشت، پوست و خونی که الان باهاش زندگی میکنید همهاشون ریشه در هزاران سال قبل دارن. درواقع شماها یک نفر از زنجیره ای بسیاااااار طولانی هستید که میرسه به انسان های اولیه. چیزی که جالب ترش میکنه اینه که شما بچهٔ چند تا پدر و مادر نیستید، درواقع شما بچهٔ شاید نصف افراد جهان در دوران قبل هستید. بگذارید واضح تر بگم
342
امروز یکی از قشنگترین چیز هارو داخل یکی از کتاب ها خوندم، دربارهٔ اینکه سن جسمی ما، دقیقا طول عمری نیست که ما زنده هستیم. ما باید درواقع بسیار شگفتزده باشیم از اینکه الان زندهایم و داریم نفس میکشیم. حالا چرا؟
342
Repost from کلیسای سنت پترزبورگ
1|1_Puccini_Tosca,_Act_2_Vissi_d'arte_Maria_Callas_Orchestre_de.mp37.11 MB
342
دیگران رو نمیدونم اما شخصا هرگز. چطور میتونم وقتی انقدر تحسینت میکنم یکهو متوقفش کنم؟ تاجایی که زمان و موقعیت همکاری کنه، نظراتم رو به روراست ترین حالت برات مینویسم. چون به این باور دارم دیدگاه های متفاوت باعث میشه ذهن خلاقت بیشتر ایدهها رو دریافت کنه تا فرضیهی جدید برامون بسازی.
342
هروقت توی یک چنلی آدمایی وجود وجود دارن که همه پستام رو دنبال میکنن مدام کامنت یا ناشناس میگذارن و تعریف زیاد میکنن دلم میخواد سکته کنم هم از ذوق هم از ترس اینکه یه وقت از دستشون بدم
342
Repost from N/a
هیچوقت احساس نکنید کرینج هستید یا لایق توجه نیستید، همه ی ما آدما یک جایی باید شخصیت اصلی داستان باشیم.
342
Repost from N/a
و من بهتون پیشنهاد میکنم در چنین شرایطی یک گوشه برای خودتون بنشینید و کارایی مثل فکر کردن، توی آیینه نگاه کردن و... انجام بدید تا احساس بهتری بگیرید. کلا باید سعی کنید توی اون لحظه، یک دوربین شخصی برای خودتون داشته باشید که غرق در زندگی کوچیک داخل ذهنتون بشید. مثلا یک کتابی بخونید یا برید سر گوشیتون. به وقتش، تمرکز ها سمت شماهم میاد.
342
Repost from N/a
اما وقتی شما داخل یک جمعی هستید که تمام تلاش هاتون برای اینکه یک شخصیت خاصی برای داستان زندگی خودتون داشته باشید نادیده گرفته میشه و احساس میکنید صرفا یک انپیسی داخل جمع هستید و دوربین زندگی اصلا شمارو ضبط نمیکنه، احساسی مثل «من واقعا اینجا نیستم و به این جمع تعلق ندارم» بهتون دست میده
342
Repost from N/a
علاقه به «شخصیت اصلی بودن» اصلا چیز کرینج یا مسخره ای نیست. اگر باعث این نشه که شما یک نارسیست به نظر بیاید، باید بگم که تازه ویژگی خوبیه. باعث میشه شما یکم بیشتر به خودتون برسید، سعی کنید در جمع ها حرف بزنید، ارتباط برقرار کنید و یا حتی سعی کنید استعداد هایی داشته باشید.
342
Repost from N/a
و این کاملا عادیه، خیلی خیلی زیاد پیش میاد. گاهی اوقات ما آدم ها نه نیاز داریم فهمیده شیم، نه درک شیم، نه شنیده شیم و نه چیز دیگه ای. فقط دلمون میخواد دیده بشیم. دلمون میخواد یک نفر باشه که مارو زیر نظر بگیره، و ما احساس کنیم که خب حالا من شخصیت اصلی داستانم هستم و دوربین زندگی داره من رو ضبط میکنه.
