es
Feedback
شامِ آخر

شامِ آخر

Ir al canal en Telegram

Azadchehr | they/them | Writer • A humanities student trying to find themself in the fall. من درحال حاضر با فروتنی می‌نویسم و ادعایی در رابطه با «فلان چیز را بلدم» ندارم و درحال یادگیری هستم. Private: https://t.me/+1aYILdhn6aM4Y2Jk

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
270
Suscriptores
+724 horas
+107 días
-130 días
Archivo de publicaciones
Repost from Alien.‌‌
خواستم بگم من قبل از دختر یا پسر بودن یک انسانم.

وای چقدر شیرینی آخه.

من خود نه تنها برای نوشته هات بلکه برای شخصیتت، گفتارت و کلا خودت روی زانو ها که هیچ، سجده میکنم.

Repost from N/a
ㅤ 🏔🪾🔦🧟‍♀ Forward this message to your channels . and I’ll tell you which characters from The Last of Us you give me the vibe of . If you like , join my channel .
● Limit : 10 • Answers : t.me/Ta9ANSWER

نینیمسمصص عزیزمم

لطف داری شما به منن

شما هرچی بنویسی شاهکاره، حتی وقتی از روزت تعریف می‌کنی هم شاعرانه و قشنگ می‌نویسی.

من واقعا از نوشته های مهیار، کامو، نازنین و الوایرو لذت میبرم.

Gn

Repost from N/a
۱۹ شهریوره و میدونم چیزی به باز شدنِ مدرسه نمونده، ولی به نظرم هنوزم دیر نیست. تصمیم گرفتم برای یه بچه‌ای که توان مالی نداره لوازم تحریر بگیرم، خواستم بگم اگر دوست داشتید شما هم همکاری کنید و کمک کنید بگید. هر مبلغی باشه کمک بزرگیه قطعا. متاسفانه در حال حاضر فقط برای یه نفر میتونیم بگیریم چون هزینه لوازم تحریر سر به فلک کشیده:) خریده شده : ✅ مداد (۳ تا) پاک کن (یه پک ۵ تایی) مدادتراش (۲ تا) کاغذ A4 کاغذ رنگی (زرد، آبی، صورتی) ماژیک (قرمز، آبی) دفترچه کوچیک دفتر متوسط باقی مونده : ❌ دفتر (فکر کنم حداقل ۳ تا لازمه) جامدادی مداد رنگی خط کش، شابلون (دوست داشتم کوله پشتی هم بگیرم ولی متاسفانه فعلا نمیشه، اول اینارو تکمیل کنم بعد اگه شد کیف میگیرم)
6219861967190124 فتوحی
اگه سوالی داشتید : @IamYourHopeBot یا @itsmikachaan

sticker.webp0.00 KB

photo content

photo content
+1

photo content

sticker.webp0.18 KB

من می‌نویسم برای آنی که می‌خواهم بخواند، بیندیشد و سپس بگوید، بگوید از آنکه درونش چه احساسی ایجاد کرده‌ام و شاید به این خاطر باشد که بنده خودم مطمئن نیستم هنگام نوشتن دقیقاً چه احساسی دارم.

من می‌نویسم برای آنی که می‌خواهم بخواند، بیندیشد و سپس بگوید، بگوید که درونش چه احساسی ایجاد کرده‌ام و شاید این به این خاطر باشد که خود مطمئن نیستم هنگام نوشتن چه احساسی دارم.

اما موسیقی ها نیز کلماتی را بازگو می‌کنند. شاید یک قطعه پیانو از بتهوون برای شخصی یادی از خاطراتی پوچ در جوانی باشد و احمقانه که چطور دل سپرده بود به آنی که رفتنش از نخست آشکار بود، شاید برای بانویی یادآور اولین رقصش در اتاق مورد علاقه‌اش باشد یا که برای یک کودک نمادی از شناختی که نسبت به پدرش دارد. تو که نمی‌دانی اما ممکن است همان یک ترانه عاشقانه که از جایی دور افتاده در کوچه ای پنهان زیر باران شنیده می‌شد حال و هوای خردسالی را یاد شخصی آورد و یا امیدی برای زندگی درونش ایجاد کند. شاید اشک یک نفر را در آورد و به او احساس تهی و بی‌مصرف بودن دهد و شاید یک نفر را آگاه کند که در فلان لحظه اشتباه از او بوده است. حتی ممکن است یک نفر را عاشق کند و یک نفر را دیوانه، دیگری را دلسرد کند و بنده خدایی را قانع. تو که نمی‌دانی عزیزم، نمی‌دانی این موسیقی ها چه حرف هایی برای گفتن دارند‌...