آلـنـد
Ir al canal en Telegram
فرزندِ ایران و جان فدایِ میهن؛ - هرچی اومد تو ذهنم، میریزم اینجا. t.me/BluChtBot?start=Aland837
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
224
Suscriptores
Sin datos24 horas
-77 días
+330 días
Archivo de publicaciones
224
گلوله نمی دانست،تفنگ نمی دانست،
شکارچی نمی دانست،پرنده داشت
برای آزادیش بال بال میزد،خدا که میدانست!
نمیدانست؟
224
انسانها موجودات عجیب و تفکر بر انگیزی هستن، برای زنده ها یه شاخه گل نمیخرن، ولی تا مردن سر قبرشون تاج گل میزارن.
224
شب دوباره همانیم؛ آزرده، غمگین، تنها و ترسیده از دنیا حتی اگر تمام روز، در قویترین حالات ممکن یک انسان زیسته باشیم.
224
- زنی در نامه به معشوقهاش نوشته بود :
مدتهاست برای هیچچیز جز ‹ تو› و ‹ وطن› گریه نمیکنم :)!
224
زمستان امسال خدا نداشت، که اگر داشت وطن چنین نبود...
ایران بیمار نبود...
این تعداد پدر مادر گریان نبود...
فهمیدم که تفاوت زیادی میان انسان و انسان نما وجود دارد ، عدالتی در این دنیا وجود ندارد.
در زیر نور ماه به آسمان نگاه کردم و یک چیز مشخص بود ، به آیندگان بگویید که در ورای ابرهای این وطن در آسمان بالای سر قهرمان های بی جان این خاک در زمستان ۱۴۰۴ هیچ خدایی پیدا نشد ...
224
من فکر میکردم یه درونگرا هستم که تنها بودن رو دوست داره ،
اما فهمیدم در واقع من عاشق آرامشم چون کنار آدمایی که بهم آرامش میدن یه برونگرای به تمام معنام.
