es
Feedback
𝐹𝛤𝛰𝛭 ⁦ ⁩𝐹𝐿𝛰𝛤𝛦𝛮𝐶𝛦⁩⁦🏳️‍🌈⁩

𝐹𝛤𝛰𝛭 ⁦ ⁩𝐹𝐿𝛰𝛤𝛦𝛮𝐶𝛦⁩⁦🏳️‍🌈⁩

Ir al canal en Telegram

"THIS IS ALL I EVER WANTED FOR YOU ,𝑊𝛪𝐿𝐿" "FOR BOTH OF ,𝛶𝑆" "𝛪𝛵'𝑆 𝛣𝛦𝛢𝛶𝛵𝐹𝛶𝐿" 𝛪 𝐶𝛢𝛮 𝛨𝛦𝛢𝛤 𝛶𝛳𝛻 @From_florence_bot http://t.me/BluChtBot?start=6ea7af07b0dba2898543

Mostrar más
Irán118 307La categoría no está especificada
608
Suscriptores
-324 horas
-187 días
-1830 días
Archivo de publicaciones
ی پرونده خوندم آلبرت فیش کنیبال بود و حتی از هانیبالم که فقط ادمای بد و میخوره بدم اومد

این پرونده هایی که برای چالش گذاشتم تازه خوباشن✨💔

اصلا منتالم بروکن شد😔😭😂 یچیزایی خوندم

بعد حالا فکر کنم فهمیدید دیگه ایشون گی بودن

بقیه ی پرونده ها هم جالبن بخون

امیدوارم همه ی پیرمردا و هر شخصی که به خانوم ها و بچه ها نگاه جنسی داره از بین بره قشنگ تیکه تیکه‌شه

ولی متاسفانه حالت تهوع دارم

او به موسسات خیریه مختلف کمک مالی کرد و از نظر بسیاری به عنوان «رابین هود امروزی» شناخته شد. با این حال، کشتار روز سنت ولنتاین، که در آن هفت رقیب باند در روز روشن به قتل رسیدند، به وجهه عمومی شیکاگو و کاپون لطمه زد و باعث شد تا شهروندان با نفوذ از دولت خواستار اقدام دولت شوند و روزنامه‌ها کاپون را «دشمن عمومی شماره ۱» لقب دهند. مقامات فدرال قصد زندانی کردن کاپون را داشتند و او را به بیست و دو فقره فرار مالیاتی متهم کردند. او در سال ۱۹۳۱ به پنج فقره اتهام محکوم شد. در طول یک پرونده بسیار تبلیغاتی، قاضی اعترافات کاپون در مورد درآمد و مالیات‌های پرداخت نشده خود را که در جریان مذاکرات قبلی (و در نهایت ناموفق) برای پرداخت مالیات‌های دولتی که بدهی اش بود، به عنوان مدرک پذیرفت. او مجرم شناخته شد و به یازده سال زندان فدرال محکوم شد. او پس از محکومیت، تیم دفاعی خود را با کارشناسان حقوق مالیاتی جایگزین کرد و با حکم دیوان عالی ایالات متحده آمریکا زمینه‌های تجدیدنظر او تقویت شد، اما در نهایت درخواست تجدیدنظر او شکست خورد. کاپون در اوایل دوران محکومیت خود علائم نوروسیفلیس را نشان داد و پیش از آزادی پس از تقریباً هشت سال حبس، به‌طور فزاینده ای ناتوان شد. در سال ۱۹۴۷ بر اثر ایست قلبی پس از سکته درگذشت

او به موسسات خیریه مختلف کمک مالی کرد و از نظر بسیاری به عنوان «رابین هود امروزی» شناخته شد. با این حال، کشتار روز سنت ولنتاین، که در آن هفت رقیب باند در روز روشن به قتل رسیدند، به وجهه عمومی شیکاگو و کاپون لطمه زد و باعث شد تا شهروندان با نفوذ از دولت خواستار اقدام دولت شوند و روزنامه‌ها کاپون را «دشمن عمومی شماره ۱» لقب دهند. مقامات فدرال قصد زندانی کردن کاپون را داشتند و او را به بیست و دو فقره فرار مالیاتی متهم کردند. او در سال ۱۹۳۱ به پنج فقره اتهام محکوم شد. در طول یک پرونده بسیار تبلیغاتی، قاضی اعترافات کاپون در مورد درآمد و مالیات‌های پرداخت نشده خود را که در جریان مذاکرات قبلی (و در نهایت ناموفق) برای پرداخت مالیات‌های دولتی که بدهی اش بود، به عنوان مدرک پذیرفت. او مجرم شناخته شد و به یازده سال زندان فدرال محکوم شد. او پس از محکومیت، تیم دفاعی خود را با کارشناسان حقوق مالیاتی جایگزین کرد و با حکم دیوان عالی ایالات متحده آمریکا زمینه‌های تجدیدنظر او تقویت شد، اما در نهایت درخواست تجدیدنظر او شکست خورد. کاپون در اوایل دوران محکومیت خود علائم نوروسیفلیس را نشان داد و پیش از آزادی پس از تقریباً هشت سال حبس، به‌طور فزاینده ای ناتوان شد. در سال ۱۹۴۷ بر اثر ایست قلبی پس از سکته درگذشت

Alphonse Gabriel Capone کاپون در سال ۱۸۹۹ در شهر نیویورک از مهاجران ایتالیایی به دنیا آمد. او در نوجوانی به باند پنج پوینت مل
Alphonse Gabriel Capone
کاپون در سال ۱۸۹۹ در شهر نیویورک از مهاجران ایتالیایی به دنیا آمد. او در نوجوانی به باند پنج پوینت ملحق شد و در اماکن جرایم سازمان‌یافته مانند فاحشه‌خانه‌ها درگیر شد. در اوایل بیست سالگی، کاپون به شیکاگو نقل مکان کرد و محافظ جانی توریو، رئیس یک سندیکای جنایتکار که به‌طور غیرقانونی مشروبات الکلی عرضه می‌کرد - پیشرو گروه - و از نظر سیاسی از طریق اتحادیه سیسیلیا محافظت می‌شد، شد. درگیری با باند شمال ساید در ظهور و سقوط کاپون مؤثر بود. توریو پس از اینکه افراد مسلح شمال ساید نزدیک بود او را بکشند، بازنشسته شد و کنترل را به کاپون سپرد. کاپون کسب و کار قلاب‌فروشی را از طریق روش‌های خشونت‌آمیز فزاینده گسترش داد، اما روابط سودآور دوجانبه او با شهردار ویلیام هیل تامپسون و اداره پلیس شیکاگو به این معنی بود که او از مجریان قانون در امان به نظر می‌رسید.

در حالی که عملیات جست‌وجوی گسترده اف‌بی‌آی برای یافتن کونانان در جریان بود، او به میامی بیچ گریخت. در ۱۱ ژوئیه یکی از کارکنان رستوران‌های فست‌فود که تصویر او را در برنامه تلویزیونی «تحت تعقیب‌ترین‌های آمریکا» (America’s Most Wanted) دیده بود، او را شناسایی کرد. با این حال، پلیس خیلی دیر به محل رسید و چهار روز بعد، کونانان ورساچه را در مقابل عمارتش در ساوت‌بیچ با شلیک گلوله به قتل رساند. اگرچه کونانان و ورساچه هر دو آشکارا همجنس‌گرا بودند و در محافل مشابهی رفت‌ و آمد داشتند، پلیس هیچ مدرکی دال بر آشنایی قبلی آن‌ها پیدا نکرد. قتل ورساچه، موجی از جست‌وجوی سراسری برای یافتن کونانان به راه انداخت؛ کسی که به دلیل تواناییِ «آفتاب‌پرست‌گونه»اش در تغییر چهره در هر عکس، شهرت داشت. با این حال، در ۲۳ ژوئیه این جست‌وجوها تنها در ۴۰ بلوکی خانه ورساچه، در یک خانه قایقی دوطبقه که کونانان به آن نفوذ کرده بود، به پایان رسید. پلیس جسد او را پیدا کرد که با شلیک گلوله‌ای از همان اسلحه‌ای که جان دو تن از قربانیانش را گرفته بود، خودکشی کرده بود. او هیچ یادداشتی از خود برجای نگذاشت.
شواهدی وجود دارد که نشان می‌دهد این دو نفر حداقل یک بار در سال ۱۹۹۰ در کلوبی در سانفرانسیسکو ملاقات کوتاهی داشته‌اند. برخی منابع مدعی هستند که کونانان سعی کرده بود توجه جیانی را جلب کند اما توسط او نادیده گرفته شده بود. با این حال، پلیس هیچ مدرکی دال بر وجود یک رابطه عمیق، دوستی یا خصومت مستقیم پیشین پیدا نکرد. به نظر می‌رسد ورساچه تنها یک هدف نمادین برای جنون و حسادت کونانان بوده است.
کونانان پس از قتل به مدت هشت روز در یک خانه قایقی در نزدیکی محل جنایت پنهان شد تا راهی برای فرار پیدا کند. او که می‌دانست تمام خروجی‌های شهر توسط اف‌بی‌آی و پلیس ایالتی محاصره شده، دچار استیصال کامل شده بود. سرانجام وقتی پلیس خانه قایقی را محاصره کرد، او با همان اسلحه به زندگی خود پایان داد. او احتمالاً می‌خواست تا آخرین لحظه کنترل بازی را در دست داشته باشد و با خودکشی، اجازه نداد پلیس او را زنده دستگیر کند.

Andrew Cunanan کونانان تا پیش از بهار ۱۹۹۷، یعنی زمانی که زنجیره قتل‌های خود را در مینیاپولیس آغاز کرد، هیچ سابقه کیفری نداشت
+1
Andrew Cunanan
کونانان تا پیش از بهار ۱۹۹۷، یعنی زمانی که زنجیره قتل‌های خود را در مینیاپولیس آغاز کرد، هیچ سابقه کیفری نداشت. در ۲۷ آوریل ۱۹۹۷ کونانان پس از سفر از سن‌دیگو، «جفری تریل» را با ضربات جسم سخت به قتل رساند. تریل از آشنایان «دیوید مدسون» (معشوق سابق کونانان) بود که خودِ او نیز در تاریخ ۳ مه توسط کونانان کشته شد. کونانان به سرِ مدسون شلیک کرد، جسدش را در نزدیکی دریاچه‌ای در حومه مینیاپولیس رها کرد و خودروی جیپ چروکی قرمز او را دزدید. دو روز بعد در شیکاگو، او به خانه «لی میگلین»، انبوه‌ساز ثروتمند راه یافت، وی را تا حد مرگ کتک زد و خودروی لکسوس او را سرقت کرد. در ۹ مه، کونانان خودروی میگلین را در پنس‌ویلِ نیوجرسی رها کرد و «ویلیام ریس»، مسئول قبرستان را برای تصاحب وانت قرمز رنگش، با شلیک گلوله به قتل رساند.

کارگران هر کدام در بخش کوچکی از ساختمان کار کرده و هر کدام نیز مدتی قبل از اتمام کار آن قسمت از هتل اخراج می‌شدند، به جز هولمز که خود می‌توانست تصویر کلی تمامی بخش‌های تکمیل شده هتلش را ببیند. هتل نمایشگاه بین‌المللی در واقع یک خانه وحشت بود که برای شکنجه و قتل طراحی می‌شد. بیشتر اتاق‌ها هیچ پنجره‌ای نداشته، همراه با درها و راه پله‌هایی که به جایی نمی‌رسیدند و راهروهایی که به بن‌بست منتهی می‌شدند. یکی از اتاق‌ها مخصوص دار زدن بود، سلولی دیگر با آجر ساخته شده و برای کسانی بود که هولمز می‌خواست از گرسنگی و تشنگی در آن بمیرند. در دیوار برخی از اتاق‌ها چراغ‌های جوشکاری نصب شده و در برخی دیگر شیرهای گاز تعبیه شده بود، در حالی که راهرویی از طبقات بالاتر به سمت زیرزمین می‌رفت. زیرزمین دارای دو کوره بزرگ بود که می‌توانستند به یکباره چندین جنازه را در خود جای دهند. هولمز از هجوم توریست‌ها و شهروندان جدید که به خاطر نمایشگاه بین‌المللی به شیکاگو می‌آمدند استفاده کرده و آن‌ها را به هتل خود که بعدها به هتل مرگ مشهور شد می‌کشاند. او تا قبل از دستگیری ده‌ها نفر را شکنجه، قصابی و به قتل رساند، اما از آنجایی که بقایای اجساد در کوره‌ها، چاله‌های آهک یا اسید از بین رفته بودند، مشخص کردن تعداد قربانیان بسیار دشوار می‌نمود. بعد از بررسی مدارک جمع‌آوری شده توسط پلیس در جریان تفتیش هتل، ۹ قتل به‌طور رسمی تأیید شد. هولمز که یک شخصیت توهمی و بسیار دروغگو داشت ادعا کرد که او به‌طور مستقیم آلت دست شیطان است و در حالی که در ابتدا به قتل ۱۰۰ نفر اعتراف کرده بود، سپس تعداد آن‌ها را به ۲۷ و ۳۰ نفر تقلیل داده و در نهایت ادعا کرد که تنها دو نفر را کشته است، اما برآوردهای مقامات، تعداد قربانیان او را بیش از ۲۰۰ نفر نشان می‌داد. هولمز در می ۱۸۹۶ گناهکار شناخته شده و به اعدام محکوم شد. طناب دار نتوانست گردن او را بکشند که باعث خفگی دردناک هولمز در مدت ۱۵ دقیقه شد. هلمز تا لحظه مرگش آرام باقی ماند و علائم بسیار کمی از ترس، اضطراب یا افسردگی از خود نشان داد. او وصیت کرد تا تابوت خود را در سیمان قرار دهند و در عمق ۱۰ فوتی دفن کنند، زیرا نگران بود دزدان قبر جسد او را بدزدند و از آن برای تشریح استفاده کنند. یک سال قبل از مرگ هولمز، هتلش به شکلی رازآلود دچار آتش‌سوزی شده و اسکلت باقی مانده از آن نیز چند دهه بعد فرو ریخت. زمین این هتل اکنون محل استقرار شاخه انگلوود اداره پست ایالات متحده است. در سال ۲۰۱۷، در پی برخی شایعات که هلمز از مجازات اعدام گریخته است، بدن وی توسط دانشگاه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی پنسیلوانیا نبش قبر شد، به دلیل اینکه تابوت هلمز توسط سیمان کاملاً پر شده بود مشاهده شد که بدن او به‌طور طبیعی تجزیه نشده است. لباس‌های او تقریباً کامل حفظ شده بود و سبیل‌هایش دست نخورده پیدا شد. طبق آزمایش‌ها تشخیص داده شد که جسد هولمز است