𝐒𝐡𝐢𝐧𝐌𝐨𝐦𝐞𝐧𝐭𝐬🍂
Ir al canal en Telegram
دانشجوی سال اول پزشکی بعد از ۲ بار تغییر رشته 🩺 اینجا از درس خوندنم، روزمرگیهای دانشگاه و خوابگاه، و گاهی هم از کنکور مینویسم ✨️ ارسال پیام 👇 @shin_momentsbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
220
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-730 días
Número de Publicaciones
Carga de datos en curso...
Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por
Carga de datos en curso...
Análisis de publicación
Mensajes | Ver dinámicas | |||||
مسئول آموزش احمق دانشکدمون هی گفت اگه آزمونای ترم تابستونو غیبت کنید صفر میذارم
هی ما رفتیم خواهش کردیم که لطفااا صفر نذار که ما نریم سر جلسه
اینم فاز رییس بودن برداشته بود میگفت نه صفر میذارم باید شرکت کنید (درصورتی که میتونست وارد نکنه و بعضی از دانشگاه ها گفته بودن اشکالی نداره شرکت نکنید منتها واسه دانشگاه ما عقده اییی بود)
خلاصه که قبل از ۲ امتحان که براشون تایم نداشتیم بخونیم، ۲ ساعت توی دفتر این اقا بودیم و خواهش کردیم ولی قبول نکرد🫤
حالا که بخاطر عقده ای بازی ایشون همینطوری نخونده رفتیم سر جلسه و قطعا میفتیم
نامه زدن به همه دانشکده ها که اگه کسی غیبت کرده صفر نذارید و موجه درنظر بگیرید 😐😭 | 34 | 1 | 0 | 2 | Loading... | |
🎂🎁🤍 | 50 | 0 | 0 | 9 | Loading... | |
من برم خودمو بکشم 🚶♀🚶♀🚶♀😭😂 | 56 | 0 | 0 | 8 | Loading... | |
همین حینی ک داشتم اینو تایپ میکردم
صدای داداشمم اومد کخ داره میگه شیوا کیک شکلاتی درست کرده درحالیکه قراره فردا برات کیک بخریم 😐😐😐😭😭 | 58 | 1 | 0 | 10 | Loading... | |
مامانم خیلی وقت بود میخواست ی اتو مو خوب بخره
حالا فردا تولدشه
کلی با بابام هماهنگ کردم فردا صب که مامانم رفت باشگاه، بریم ی کیک و ی اتومو بخریم سوپرایزش کنیم
الان یهو بابام جلو مامانم میگه ی مارک خوب اتومو پیدا کردم برا فردا 😐😐😐😐
من اینطوری شدم 😳😳😳😳
به بابام میگم چی میگی؟؟؟؟😳
میگه بهش گفتم قراره اتومو بخریم :////
حاالا من عصبانیییی میگم چرا گفتیییی
بابام میخنده میگه نتونستم نگم 😐😭 | 57 | 1 | 0 | 13 | Loading... | |
از بیکاری میخوام کیک شکلاتی + پودینگ موز و ژله + کرم کارامل درست کنم 🚶♀ | 61 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
میخواستم این هفته موهامو رنگ کنم
آرایشگاه و همهچیشم انتخاب کرده بودم، عکس موهام و مدل مدنظرمم براشون فرستادم و قرار شد تایم نوبتمو فیکس کنن
اما یهو دیروز که از حموم دراومدم و موهامو شونه کردم، حس کردم خیلی دوسشون دارم و فعلاً میخوام هنوز همینطوری بمونن 🥲😂
پس کنسلش کردم و موکولش میکنم به عید :)) | 65 | 0 | 0 | 8 | Loading... | |
این مدت اکثرا مهمون داشتیم و بیرون بودیم و عملا هیچ کار دیگهای نکردم ://
و الان که برای آخرِهفته بلیط گرفتم و قراره برم و تا ۴ ماه دیگه برنگردم، حس میکنم اصلا آمادگیشو ندارم 😮💨
تقریبا ۱ سال و خوردهایه که خونم و واقعا فکر میکنم قراره این چند ماه توی خوابگاه سخت بگذره بهم :(
هماتاقیمم میگه ۲ تا دختر جدید اومدن که خیلی رو مخن 🙂↔️
خلاصه که فکر کنم دارم پشیمون میشم که نرفتم اون یکی خوابگاه
چون ۹۹ درصد همکلاسیامم رفتن اونور 🫠 | 65 | 0 | 0 | 5 | Loading... | |
سلام بعد از یه غیبت نسبتا طولانی 🙂↔️
۱۱ روزه چیزی اینجا نذاشتم و خودمم نفهمیدم اصلا کی گذشت 🫠
و الان حتی نمیدونم چی بگم :)) | 67 | 0 | 0 | 9 | Loading... |

