ִֶָ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ៸៸ ᴅᴇᴀᴅ:ᴀʟɪᴠᴇ
Ir al canal en Telegram
ᅠ 𑊩 𝗒𝗈𝗎'𝗋𝖾 𝗆𝗒 𝖽𝖾𝗌𝗂𝗋𝖾, 𝗍𝖺𝗄𝖾 𝗆𝗒 𝗁𝖺𝗇𝖽 ⭒ ᯤ 𝗓𝖻𝟣/𝖺𝗇𝖽𝟤𝖻𝗅𝖾 ،، t.me/BPlanetTeam 𐙚 ᅠᅠ ꒰ t.me/zb1and2blebot ꒱
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
394
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-430 días
Archivo de publicaciones
— گونووک گفت که یکبار اتفاقی نوشیدنی خیار سفارش داده، چون نمیدونسته cucumber یعنی خیار 😭
🧸” یادم نیست کجا بود، ولی رفته بودم صبحانهی هتل بخورم.. کجا بود؟ فکر کنم یکجایی توی جنوبشرق آسیا بود. آره، جنوبشرق آسیا...
🧸” داشتم صبحانه میخوردم و وقتی تموم شد رفتم سمت قسمت نوشیدنیها. اونجا یک نوشیدنی بود که روش به انگلیسی نوشته بود "Cucumber Ade"
🧸ولی همون لحظه، برای چند ثانیه یادم رفت که cucumber میشه خیار. با خودم گفتم "cucumber چی بود؟ چی میشد؟ یادم نمیاد" بعد گفتم "نه، باید خودم با چشمهای خودم ببینم این چیه!" و نوشیدنی خیار رو سفارش دادم
🧸” یک جرعه ازش خوردم و همون لحظه... آره، دیگه تسلیم شدم و ادامه ندادم 😂
— گونووک خوردن آب کِیل [یک نوع کلم] رو پیشنهاد داد و زیرز ها شروع کردن به گفتن اینکه خوشمزه نیست 😂
🧸” یک لحظه صبر کنین، چرا آبِ کِیل رو دوست ندارین؟ آبِ کِیل خیلی خوشمزهس!
🧸” من زیاد میخورم. واقعا خوشمزهس~
🧸” نه، فقط از کِیل درست نشده... چرا اینطوری باهاش برخورد میکنین؟
🧸” توش سیب هم داره، آناناس هم هست. واقعا خیلی خوشمزهس!
— گفت برای این لایو رو روشن کرده که خوابآلودگیش رو از بین ببره، همون لحظه که از خواب بیدار شده لایو گذاشته تا بعدش بتونه با انرژی به کارهاش برسه. انگار که زیرز ها باعث میشن کاملا بیدار بشه 🥹
— گونووک تازه از خواب بیدار شده بود و یک لایو خیلی کوتاه با صدای خوابآلود و خمیازه کشیدن گرفت و گفت دیروز اونقدر رقصیده که حسابی خسته شده 😭
— کات هانبین در تیزر Street World Fighter
🐹” نبرد دایرکتورها؛ رقابتی بین طراحان دنس که با خلق شاهکارهایی فراتر از صرفا یک اجرا، باهم رقابت میکنن.. سلام، من سونگهانبین هستم، امسی برنامه دنس امنت، استریت ورلد فایتر: نبرد دایرکتورها
— همون روزی که فقط برای یک سفر ۵ ساعته به ماتسویاما رفته بود، سه تا اسکجول کاری هم داشت... با این حال، از صبح زود راه افتاده بود و بهموقع به کره برگشت.. واقعا از دل و جون برای هیبایتیو مایه میزاره 🥹
— همون روزی که فقط برای یک سفر ۵ ساعته به ماتسویاما رفته بود، سه تا اسکجول کاری هم داشت... با این حال، از صبح زود راه افتاده بود و بهموقع به کره برگشت.. واقعا از دل و جون برای هیبایتیو مایه میزاره 🥹
— متیو اونقدر توی ژاپن خوش گذرونده بود و بازی کرد که هم توی تاکسی و هم توی هواپیما، از خستگی خوابش برد 🥺
— متیو یهوی وسط خیابون، جلوی چشم کلی غریبه، بیمقدمه شروع کرد به خوندن و رقصیدن با آهنگ ماتسویاما و منیجرنیم هم از شدت خجالت داشت آب میشد 😂
— بیبیگرل متیو، داشت غر میزد که میتونسته ۲۰ دقیقهی دیگه هم اسباببازیهارو نگاه کنه و منیجرنیم هم برای آروم کردنش چند تا ضربهی آروم به شکمش زد ☹️
