𝙑𝙆_𝙉𝙞𝙫𝙖𝙧𝙖𝙛𝙞𝙘
Canal cerrado
چنلی از فکیشن و فعالیت های از تهکوک و کوکوی 🍀✨>>> نویسنده: solly ناشناس @Vk_nivarabot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
543
Suscriptores
+124 horas
+267 días
+2830 días
Cargando datos
Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
noviembre '26nov '26
noviembre '26
+36
en 15 canales
octubre '26
+78
en 17 canales
Get PRO
septiembre '26
+168
en 37 canales
Get PRO
agosto '26
+127
en 25 canales
Get PRO
julio '26
+166
en 5 canales
Get PRO
junio '26
+96
en 1 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 08 noviembre | +1 | |||
| 07 noviembre | +1 | |||
| 06 noviembre | +33 | |||
| 05 noviembre | 0 | |||
| 04 noviembre | +1 | |||
| 03 noviembre | 0 | |||
| 02 noviembre | 0 | |||
| 01 noviembre | 0 |
Publicaciones del Canal
+1
میخواهم جیغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ بکشممممم
| 2 | ریاضی پدر سگ | 61 |
| 3 | امتحان دارم عرررررررررررررررررررررررررررررر | 63 |
| 4 | خانمیا اگه من امروز پارت لیتل فایر رو نزارم ناراحت میشوید؟ | 63 |
| 5 | درود بابونه ها کسای که تازه امدن شما از کار ودکای سیاه اسپویل گرفتید که میتونید اون رو تویه واتپد بخونید ناز دونه ها
#black_vodka | 71 |
| 6 | ای کسایی که مدام دنبال فیکشن هستین و هی میپرسین "چی بخونم؟" حتما برید همه رو چک کنید و موردعلاقهتونو انتخاب کنید که براتون بهترینا رو گلچین کردم فقط سریع چک کنید که یکم دیگه پاک میشن ☝️🏻 | 14 |
| 7 | 🤍 شرکت در تب چنلهای فیکشن و فیکچت ៚ | 28 |
| 8 | اون دوتا فکر میکردن بعد از سالها، رابطهشون بی نقصه، تا وقتی که تهیونگ حرفهای وحشتناکی به آلفاش میزنه و حالا نگرانه که جونگکوک رو برای همیشه از دست داده باشه.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 31 |
| 9 | کیم انیگمای چای سیاه که فرمانده یه سازمان دولتیه که یه چیز بود که اون رو میترسوند"تهیونگ؟؟؟" گفتن امگاش، جونگکوک. و خب مثل اینکه اینبار هم امگای شیرینش متوجه خراب کاری دیروزش شده...
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 26 |
| 10 | دو سال از همکار شدن تهیونگ و جونگکوک توی دانشگاه ملی سئول میگذره اما شایعهی رابطهشون هنوز بین دانشجوها داغه شایعهای که از همون روزهای اول باعث شد جونگکوک دید خوبی نسبت به استاد کیم نداشته باشه
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 23 |
| 11 | جونگکوک و تهیونگ دوتا آیدل با گذشتهی مرموز هستن که همه میدونن از وقتی دبیو کردن از همدیگه بدشون میاد، اما حالا به اصرار کمپانی برای بالا رفتن ویوهاشون باید تظاهر کنن باهمدیگه هستن!
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 21 |
| 12 | حکومتی که تازه روی کار اومده بود، قانون جدیدی به اسم "قانون باروری" برای جامعه وضع کرده بود که طبق اون، زنها و امگاهای بارور مجبور بودن به مقامات بلندمرتبهی رژیم خدمتت کنن. این وسط، تهیونگ امگایی بود که به جئون جونگکوک که از چهرههای اصلیِ حکومت بهحساب میاومد، سپرده شده بود. آلفایی که هیچ بویی از رحم و انسانیت نبرده بود...
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 20 |
| 13 | جونگکوک امگایی که منشی رییس جمهور کره بود، چی میشه اگه اتفاقی قبل از جلسه مهم رییس جمهور کیم تهیونگ، توی قهوه اش سیلاکس بریزه؟ رئیسجمهور قراره با گذاشتن یه بچه توی دلش به حسابش برسه؟
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 23 |
| 14 | کیم تهیونگ، آلفای هوسبازی که بعد از یک شب همخوابی با بتا جونگکوک، به طور معجزهآسایی حاملهاش میکنه اما حاضر به قبول مسئولیت نیست و جونگکوک برای حفظ آبروی خانوادهاش باید تن به ازدواج اجباری با یه آلفای دیگه بده. آیا کیمتهیونگ موفق میشه خانوادهاش رو حفظ کنه یا مسیر اون دو برای همیشه از هم جدا میشه؟
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 24 |
| 15 | قرار بود هدف بعدیش رو بکشه؛ اما نمیدونست قراره عکسِ همسرش رو مقابلش بذارن. حالا کیم تهیونگ باید بین وفاداری به پدرش و محافظت از تنها کسی که همهچیزشه، یکی رو انتخاب کنه؛ انتخابی بین خونی که در رگهاشه و عشقی که در قلبشه...
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 25 |
| 16 | جونگ کوک، امگای کیوت و ناز که کراشش تهیونگه.نمیتونه بهش اعتراف کنه چون فکر میکرد اون از امگا های سلیطه بدش میاد. ولی چی میشه اگه تهیونگ اکانت جونگ کوک رو ببینه و بخواد دل امگا رو به دست بیاره؟
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 28 |
| 17 | کیم تهیونگ 29 ساله یکی از قدر ترین مسابقه دهندههای پیست ماشین، نمیدونست قراره جئون جونگکوک 22 ساله روبروش ظاهر شه و ازش تقاضای مسابقه بکنه با موتورش و باهاش شرط ببنده!
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 26 |
| 18 | جئون جونگکوک فقط میخواست برای یک شب با پناه بردن به مبارزههای زیرزمینی، از افکار و احساساتش فرار کنه و کمی آرامش پیدا کنه؛ غافل از اینکه پایان اون شب، قراره به مواجههای غیرمنتظره ختم بشه. با صورتی زخمی، درست مقابل کسی قرار میگیره که انتظار دیدنش رو نداشت؛ کیم تهیونگ، اکسش. مردی که انگار هنوز نتونسته از گذشته عبور کنه.
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 27 |
| 19 | وقتی شرط ازدواجت بچه دار نشدن بود ولی الان تنها چیزی که میخوای اینه که از آلفات یه بچه داشته باشی. این دقیقا شرطی بود که جیمین به عنوان یه رقاص باله برای ازدواجش با مین یونگی گذاشته بود ، اما الان با چه روشی میخواد حرف خودش رو دور بزنه؟
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 30 |
| 20 | چندین سال از ازدواج تهیونگ و جونگکوک میگذره؛ اما تهیونگ کمکم توی مشغلههای کاریش غرق میشه و همسرش رو به فراموشی میسپره. تا اینکه جونگکوک که دیگه از این رابطهی سرد خسته شده، تصمیم به طلاق میگیره؛ اما آیا این جدایی قراره پایان عشقشون باشه یا فرصتی برای عاشق شدن دوباره؟
ㅤ❥៚ برای خوندن داستان کلیک کنید 💭 | 32 |
