مأوے|мανα
Ir al canal en Telegram
﴿وَوَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدَىٰ﴾ ضحى7🫀
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
534
Suscriptores
+624 horas
+27 días
+7730 días
Archivo de publicaciones
534
إن هذا القران يهدي للتي هي اقوم، اسراء/9 ويجعل الرجس على الذين لا يعقلون، يونس/100|وحی، تعقل، بیداری و نجاتِ آرامِ انسان از تاریکیِ جهل و تحریف| •المغربية،دار المنهاج• 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•
امام ابن الجوزي رحمهالله میفرماید:
از تجربههایی که گذر زمان به من یاد داد این بود که انسان تا جایی که براش ممکنه، نباید آشکارا با هیچ کسی دشمنی کنه و رابطهاش رو با بقیه به خصومت و کینه نکشونه. چون واقعاً آدم
هیچوقت نمیدونه فردا روزگار چی
براش پیش میاره…
ممکنه همون آدمی که امروز ازش دل خوشی نداری، فردا بشه کسی که بهش نیاز پیدا میکنی؛ حالا هر جایگاهی هم که داشته باشه، مهم نیست.دنیا خیلی وقتها غیرقابل پیشبینیه. آدم فکر میکنه بعضی رابطهها رو میتونه راحت قطع کنه یا بعضی آدمها رو برای همیشه کنار بذاره، اما تجربه زندگی نشون میده که اوضاع همیشه اونطوری که ما فکر میکنیم پیش نمیره. ممکنه روزی برسه که دقیقاً همون آدم، تو یه موقعیت حساس به کارت بیاد، یا یه کمک کوچیکش مسیر زندگیت رو تغییر بده.
امام ابنالجوزی در ادامه میفرماید: در طول زندگیام با آدمهایی با نرمی و مهربونی رفتار کردم که حتی لحظهای هم تصورش رو نمیکردم روزی مجبور بشم بهشون نزدیک بشم یا ازشون کمک بخوام. اما زمان گذشت و دیدم همون رابطههایی که ساده گرفته بودم، همون برخوردهای محترمانه و آرام، تبدیل شد به چیزی که در بزنگاههای زندگی به دردم خورد.گاهی یک رفتار محترمانهی ساده، یک لبخند، یا حتی اینکه دل کسی رو نرنجونی، در آینده تبدیل میشه به یک درِ باز. درِی که شاید وقتی به بنبست میرسی، تنها راه خروجت همون باشه.برای همین این حرف یه جور درس مهمه:با آدمها بیدلیل قطع رابطه نکن، بیجهت دشمن نساز، و تا جایی که میتونی حرمتها رو نگه دار. نه به این معنی که به هر کسی اعتماد کامل داشته باشی، بلکه یعنی بیدلیل پلها رو خراب نکن. چون زندگی پر از چرخشه… امروز بالا، فردا پایین.|صَيدُ الخاطِر للإمام ابن الجوزي/صفحه ۲۳۰| •با اندکی تصرف• 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
+1
•هیچکس رو از دست نده•
امروز هنگام مطالعهٔ کتاب «صَيدُ الخاطِر»
امام ابن الجوزی به نکتهای بسیار زیبا رسیدم؛
حرفی از جنس تجربه و گذر زمان که آنقدر به دلم نشست که حیفم اومد با شما به اشتراک نزارم.گاهی آدم بعد از گذشت سالها میفهمد که نباید هیچ پلی را پشت سرش خراب میکرد. زندگی پر از تغییر و چرخش است؛ و چهبسا همان کسی که امروز از او فاصله میگیری،
فردا در مهمترین لحظهٔ زندگیات
سر راهت قرار بگیرد.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
+1
•و صلَّىٰ اللّٰهُ علَى مُحمدٍ
عَددَ ما ذَكَرَهُ الذَّاكِرون، و عَدَدَ ما غَفَلَ عَن ذِكْرِه الغافِلون• •اللَّهُـمَّ صَلِّ عَلـى مُحَمَّـد، وَعَلـى آلِ مُحَمَّد، كَمَـا صَلَّيْـتَ عَلـى إبْراهـيمَ وَعَلـى آلِ إبْراهِـيم، اللَّهُـمَّ بارِكْ عَلـى مُحَمَّـد، وَعَلـى آلِ مُحَمَّـد، كَمـا بَارَكْتَ عَلـى إبْراهـيمَ وَعَلـى آلِ إبْراهيم، فِي العَالَمِين إِنَّكَ حَمـيدٌ مَجِـيد.•𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•اینترنت محتوایی را به تو تحمیل میکند
که باعث میشود با چیزهای بیهوده سرگرم
شوی و از حقیقت وجودت غافل بمانی•
- الشيخ عبدُالله العجيرِيّ.
•ما در دورهای زندگی میکنیم که خطرناکترین انحرافها، بیصدا و آرام وارد ذهن آدم میشوند، نه با اجبار، بلکه با تکرارِ تصویرها و روایتهایی که هر روز از جلوی چشممان عبور میکنند.فضای مجازی فقط ابزار سرگرمی نیست؛ میتواند آرامآرام سلیقه، باور و حتی شیوه فکر کردن ما را طوری شکل بدهد که دیگر نفهمیم کدام انتخاب
واقعاً از خودِ ما بوده است•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
یه خطر خاموش هست که صدا نداره…
با فریاد. نمیاد
با اسکرول میاد.
با یه لمس انگشت.
با یه اکسپلور بیانتها که ته نداره.
با تصاویری که میدرخشن اما ریشه ندارن..
الله متعال در سوره اسراء آیه ۳۶ میفرماید:
{لا تقف ما ليس لك به علم إن السمع والبصر والفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤولا}
«و از چیزی پیروی نکن که به آن علم نداری.بی گمان گوش و چشم و دل، همه، بازخواست خواهند شد»اما ما دقیقاً کجا زندگی میکنیم؟
وسط بازاری که علم کمارزشترین کالاشه.
حالا یه سوال:چند درصد چیزایی که توی فضای مجازی میبینی، واقعاً از رَوش علم رد شدن؟!هیچکس یهشبه سقوط نمیکنه.
قدمبهقدم بیحس میشه.
اولش فقط سرگرمیه.
بعدش میشه عادت.
بعدش میشه معیار.
اکسپلور اینستاگرام فقط محتوا نشونت نمیده؛ ذائقهتو میسازه،سقف توقعاتو بالا میبره. معیار انتخابتو دستکاری میکنه.آرومآروم بهت میگه چی قشنگه، چی زشته، کی موفقه، کی بازندهست.و تو فکر میکنی خودت انتخاب کردی.ولی انتخاب نکردی؛ انتخاب شدی. فضای مجازی امروز، دانشگاه نیست؛ کارخونهی تولید سلیقهست. کارخونهی ساختن باور. کارخونهی دستکاری ذائقه. تو فکر میکنی داری محتوا مصرف میکنی؛ اما محتوا داره تو رو مصرف میکنه. اونجا حقیقت برنده نیست؛ اونجا جذابیت برندهست. اونجا عمیق بودن مهم نیست؛ وایرال شدن مهمه.وایرال شدن یعنی چی؟ یعنی چیزی که بیشتر تحریک کنه، بیشتر دیده بشه.بیشتر شوکه کنه، بیشتر پخش بشه. بیشتر عقده رو قلقلک بده، بیشتر لایک بگیره. نتیجه؟آدمهای سطحی، تریبونهای بلند دارن. آدمهای عمیق، گوشهنشین میشن. فضای مجازی خطرناک نیست چون دروغ میگه؛خطرناکتره چون دروغ رو شبیه حقیقت طراحی میکنه. با نور خوب. با ادیت حرفهای. با اعتمادبهنفس مصنوعی. با لحن مطمئن. و تو، ناخودآگاه، تحت تأثیر «قطعیت صدا» قرار میگیری؛نه صحت محتوا.
اینجاست که اگه اهل تدبر باشی اون آیه سنگین میشه:علم داری؟ یا فقط تحت تأثیر قرار گرفتی؟فضای مجازی یه میدان مسابقهست برای جلب توجه. هر کی تندتر، تیزتر، افراطیتر حرف بزنه، جلوتره.تعادل دیده نمیشه.تفکر کند وایرال نمیشه.احتیاط جذاب نیست. امروز کسی مستقیم نمیگه اشتباه خوبه. میگه: «واقعبین باش.» نمیگه بیتعهد باش. میگه: «مرز داشته باش.» نمیگه خودخواه باش. میگه: «خودتو اولویت بذار.» نمیگه ولخرج باش. میگه: «سطحت رو بالا ببر.» تحریف همیشه با تغییر اسم شروع میشه. تو فکر میکنی داری محتوا میبینی؛ درحالیکه محتوا داره جهانبینیتو تنظیم میکنه.و چون هزار بار تکرار میشه، دیگه عجیب نیست.عادیه. هر اسکرول یه آموزش پنهانه. هر ریلز یه تلقینه. هر تکرار، یه عادیسازی. خطر اصلی این نیست که یه بار یه چیز اشتباه ببینی؛خطر اصلی اینه که صد بار ببینی و دیگه برات عادی بشه.با استدلالهای شیک. با تحلیلهای نصفهنیمهای که فقط اونجایی رو نشون میگیره که به نفعشه. فضای مجازی صبرتو میکشه. تمرکزتو خرد میکنه.ذهنتو شرطی میکنه به سرعت، تنوع، هیجان لحظهای. بعد حقیقت که آرومه، که عمیقه، که زمان میخواد،برات خستهکننده میشه. اونوقت میگی: «چرا عبادت حالمو خوب نمیکنه؟» «چرا کتاب خوندن برام سخته؟» «چرا تمرکز ندارم؟» چون مغزت عادت کرده هر ده ثانیه پاداش بگیره.اینجاست که اون آیه دوباره جلوت میایسته:از چیزی که علم نداری پیروی نکن. علم فقط اطلاعات نیست. علم یعنی منبع رو بشناسی. انگیزه رو بشناسی. بدونی کی از باور تو سود میبره.
فضای مجازی فقط وقتتو نمیگیره؛ زاویه دیدتو عوض میکنه. آدم واقعی برات کمرنگ میشه. زندگی معمولی بیهیجان میشه. رابطه سالم بیجذابیت میشه. چون عادت کردی به نسخههای ادیتشده، فیلترشده، اغراقشده. و بدتر از همه؟ تو فکر میکنی «آگاهی». چند تا پست دیدی، چند تا جمله سیو کردی، چند تا تحلیل کوتاه گوش دادی، و خیال کردی صاحب فهمی. اطلاعات زیاد شده؛ اما فهم دقیقی وجود نداره. پیروی بدون علم فقط این نیست که چیزی رو ندونی؛این هم هست که منبعت رو نشناسی. وقتی معیار حق و باطلت از اکسپلور میاد، با هر آپدیت الگوریتم، باورت هم آپدیت میشه. یه روز یه چیز درسته،یه ماه بعد ضد همون ترند میشه،و تو هم همراهش میچرخی. اسمشو میذاری رشد. ولی بیشتر وقتا تطبیقه. آدم بیمعیار خطرناک نیست؛ آدمی خطرناکه که معیارشو از جمع گرفته. حقیقت همیشه پرسر و صدا نیست. ولی پایدارتره.فضای مجازی پرسر و صداست؛ اما گذرا. سوال اصلی این نیست که فضای مجازی بده یا خوب.سوال اینه:تو انتخاب میکنی چی ببینی، یا اون انتخاب میکنه چی باور کنی؟ اگر بدون علم پیروی کنی، فرقی نداره رهبرت یه آدم باشه یا یه الگوریتم. در هر دو حالت، اختیارِ فکر رو واگذار کردی. و بزرگترین باخت این دوره این نیست که دیده نشی؛اینه که دیگه خودت نباشی.𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
O Allah, expand my chest, ease my affairs, and remove the impediment from mytongue so that people may understand my speech
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
•
راهِ یادگیری، راهِ قدمهای کوچک اما مداومه آدم
با استمرار ساخته میشه،نه با شروعهای
پرهیجان و رهاشده.
هر روز حتی اگه خیلی کم هم شده یه چیزی یاد بگیر؛ این خیلی بهتر از اینه که آدم کلاً هیچ چیزی یاد نگیره.اینکه هر روز یه ذره درس بخونی، یه مرور کوچیک داشته باشی، چند صفحه مطالعه کنی یا حتی فقط چند دقیقه وقت برای یادگیری بذاری، خیلی ارزشمندتر از اینه که بشینی و مدام به خودت بگی: «من نمیتونم… از پسش برنمیام… سخته…»
آدم با قدمهای کوچیک ولی مداوم جلو میره، نه با هیجانهای یکیدو روزه.
همون تلاش کم اما پیوسته، خیلی قشنگتر و باارزشتر از اون حجم زیادیه که یه مدت انجام میشه و بعد نصفهکاره ول میشه. حتی همون تلاش تیکهتیکه و کمجون هم باز بهتر از اینه که آدم کامل تسلیم بشه و دستاشو بالا ببره.راه یاد گرفتن علم و دین، راه آسونی نیست.قربانی میخواد…از وقتت باید بزنی، از خوابت، از تفریحت، از راحتی و آسایش و حتی بعضی وقتها از پول و رزق و روزیت.شببیداری داره، خستگی داره، صبر میخواد، تحمل میخواد.خیلی وقتها بقیه دارن خوش میگذرونن ولی تو باید بشینی پای کتاب و درس و فکر و یادگیری.خیلی وقتها دلت میخواد ولش کنی، خسته میشی، ناامید میشی، حس میکنی دیر فهمیدی یا عقب افتادی؛
ولی اگه دوام بیاری، یه روز شیرینیِ واقعیِ یاد گرفتن و فهمیدن رو میچشی.اون لحظهای که حس میکنی چیزی رو واقعاً فهمیدی، یا میتونی دانشت رو به بقیه منتقل کنی، تمام اون سختیها ارزش پیدا میکنه.یادت باشه تو قراره معلم و الگوی نسل بعد باشی.قراره یه روز حرفهات روی آدمها اثر بذاره، قراره شاید کسی به خاطر دانشی که داری راه درست رو پیدا کنه.پس یا با علم و آگاهی تبدیل میشی به نور و روشنایی برای خودت و بقیه،یا اگر بدون علم و فهم جلو بری، ممکنه هم خودت گم بشی هم دیگران رو به سمت اشتباه و تاریکی ببری.
•﴿وَقُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْمًا﴾ «و بگو: پروردگارا، بر دانشِ من بیفزا.» — سوره طه، آیه ۱۱۴ •﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ﴾ «آیا کسانی که میدانند با کسانی که نمیدانند برابرند؟»— سوره زمر، آیه ۹ •﴿إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ﴾ «تنها بندگان دانا و عالم، از خدا، ترس آمیخته با تعظیم دارند.»— سوره فاطر، آیه ۲۸ •﴿وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا﴾ «و کسانی که در راه ما تلاش و مجاهدت کنند، قطعاً آنان را به راههای خود هدایت خواهیم کرد.» — سوره عنکبوت، آیه ۶۹ •﴿إِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾ «بیتردید خدا پاداش نیکوکاران را ضایع نمیکند.» — سوره توبه، آیه ۱۲۰ •﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ﴾ «پس صبر کن که وعدهٔ خدا حق است.» — سوره روم، آیه ۶۰𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
+5
•Изображения книги•📜🪞
علم، نوریست که آدم را از سردرگمی و تاریکی نجات میدهد.هر قدمی که انسان برای یاد گرفتن برمیدارد، در حقیقت قدمی برای رشدِ عقل، ایمان و آیندهٔ خودش است.
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
آدم توی طول روز فقط میتونه تعداد محدودی تصمیم درست و باکیفیت بگیره؛ اما ما خودمونو مجبور کردیم هر روز برای هزار تا چیز ریز و درشت تصمیم بگیریم. از همون لحظهای که بیدار میشیم ذهنمون درگیره؛ چی بپوشم؟ به کی جواب بدم؟ کدوم پیامو باز کنم؟ چی بخرم؟ چی ببینم؟ کجا برم؟ با کی حرف بزنم؟و کمکم این همه شلوغی، انرژی آدمو میخوره بدون اینکه خودش بفهمه. برای همین، زندگیتو سادهتر کن. هر چیزی که اضافیه و فقط ذهنتو شلوغ میکنه، کمکم از زندگیت کنار بذار. آدم لازم نیست همهچی داشته باشه تا خوشحال باشه.گاهی برعکس، هرچی کمتر دوروبرت شلوغ باشه، آرامشت بیشتره. اتاقت، گوشی موبایلت، گالری عکسهات، حتی آدمهایی که هر روز باهاشون در ارتباطی… همه اینا روی ذهنت تأثیر میذارن. وقتی همهچیز مرتبتر و خلوتتر باشه، ذهنت هم نفس میکشه.
زندگی ساده یعنی ذهنت کمتر خسته بشه. یعنی وقت و انرژی بیشتری برای چیزایی داشته باشی که واقعاً مهمن؛ آرامش، تمرکز، حال خوب، خانواده، رشد خودت و لحظههایی که واقعاً ارزش زندگی کردن دارن. اگر کمکم شلوغیهای اضافی رو از زندگیت حذف کنی، یه روز به جایی میرسی که تمرکز و آرامش ذهنت انقدر زیاد میشه که خودتم باورت نمیشه.اون موقع تازه میفهمی آرامش واقعی، توی زیاد داشتن نیست؛ توی سبکتر زندگی کردنه.𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
+2
•Изображения книги•📜🪞
•قيمة الزمن عند العلماء•بقلم العلامة
المربي الشيخ عبدالفتاح أبوغدة•
𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
534
/صبر، بازخوانی، تأمل و رشد آرام عقل و ذهن/
پیش از ورود به این بحث، باید نسبت به یک آفت رایج هشدار داد: سطحینگری در مواجهه با علم. کسانی که گمان میکنند با مطالعهای کوتاه و گذرا میتوان به اصل علم رسید، در حقیقت از درک مسیر واقعی علمآموزی بازماندهاند.طلب علم، مسیری کوتاه و سطحی نیست، بلکه سفری تدریجی در دل فهم و تجربه است.آنچه از بزرگان علم به ما رسیده، تنها متن نیست؛ بلکه عصارهی سالها تلاش،تفکر،خطا، رشد و پختگی فکری است.
تصور کن امامِ نحوی، و سرشار از نبوغ مثل الإمام جمال الدين ابن هشام الأنصاري، سالها از عمر خود را در مسیر علم نحو، تحقیق و یادگیری صرف کرده است. او به مرحلهای از بلوغ علمی و فکری رسیده که میتواند عصارهای از دانش عمیق و تجربههای گرانبهای خود را در قالب یک کتاب گردآوری کند.
به عنوان مثال کتاب {قطر الندی}در علم نحو، این کتاب در حقیقت فقط مجموعهای از کلمات نیست، بلکه حاصل سالها تلاش، تفکر، خطا، تجربه و رشد تدریجی یک ذهن بزرگ است.این کتاب، چکیدهی سالها زندگی علمی اوست؛ یعنی آنچه که در ظاهر ساده به نظر میرسد، در باطن حاصل مسیری طولانی و پُر زحمت است. حالا اگر کسی، حتی با اشتیاق، این کتاب را مطالعه کند—مثلاً چهار سال پیش آن را خوانده باشد—آیا صرفِ خواندن آن کافی است که او نیز به همان سطح از عقلانیت و نبوغ برسد؟ آیا میتوان انتظار داشت که تنها با یکبار خواندن، همان عمق فهم و بینش در وجود او شکل بگیره؟ پاسخ روشنه: نه. دانشی که در این کتاب وجود داره، نتیجهی یک مسیر طولانی هست، نه یک لحظه یا یک مطالعه ساده.یا یک تجربه سریع و گذرا.یا به عنوان مثال زمانی که امام الحرمین کتاب «الورقات»برای مقدمه خوانی علم اصول الفقه الورقات رو تالیف میکنه، این کتاب هرچند مختصر و مقدماتی به نظر میرسد، اما در حقیقت محصول ذهنی است که به بالاترین سطوح دانش اصولی رسیده. «الورقات» شاید برای مبتدیان نوشته شده باشه،این اثر، هرچند از نظر حجم کوچک و از نظر سطح آموزشی مقدماتی است، اما پشت هر جملهی آن، سالها تجربه و فهم عمیق قرار گرفته،و حاصل ذهنی است که به بالاترین مراتب علمی در آن حوزه رسیده، بنابراین سؤال مهم این است: این دانش و این نتیجه، متعلق به چه کسی است؟ قطعاً متعلق به نویسندهای است که آن مسیر طولانی را طی کرده است.به بیان دیگه، سادگی ظاهری آن نباید باعث بشه که ارزش واقعیش نادیده گرفته بشه. پشت هر جملهی این کتاب، تجربهای گسترده، فهمی پخته و دانشی تثبیتشده قرار داره،پس آنچه در اختیار ماست، تنها یک متن ساده نیست، بلکه نتیجهی یک مسیر کامل علمی است.برای مثال امام مزنی رحمهالله می فرماید از زمانی که کتاب الرساله امام شافعی رحمهالله تالیف شد بیشتر از 500بار این کتاب رو خوندم و هر بار به یک مسئله جدیدی رسیدم. کلام امام مزنی نشان دهنده اینه در مطالعه علمی، خواندنِ یکبار و دوبار نبوده، بلکه همراه با تکرار بسیار، بازگشت مداوم و فهم تدریجی بوده است.از همینجا یک نکته بسیار مهم روشن میشود: یادگیری واقعی، یک فرآیند تدریجی و پیوسته است. انسان نباید تصور کند که با یکبار خواندن یک متن، به نهایت فهم آن میرسد. بلکه لازم است هر سال، بلکه هر بار که به آن متن بازمیگردد، با سطحی تازه از فهم، تجربه و بلوغ ذهنی به سراغ آن برود. هر بار، نکات جدیدی کشف میکند، لایههای عمیقتری را درک میکند و ارتباطات تازهای میان مفاهیم میبیند.این بازگشتِ مکرر، در حقیقت نوعی پیشرفت تدریجی است. انسان در هر مرحله از زندگی خود، نسخهی متفاوتی از خودِ گذشتهاش است. بنابراین، مواجههی دوباره با یک کتاب، در واقع مواجههی یک «خودِ جدید» با یک متن قدیمی است، و همین باعث میشود برداشتها دقیقتر شوند.حتی اگر آن کتابها، متونی مقدماتی مانند «ورقات»، «عوامل» یا «بیقونی» باشند، باز هم ارزش بازگشت و بازخوانی دارند. چرا که این متون ساده، در واقع دروازههایی به سوی فهم دقیقتر هستند. اگر انسان با رشد فکری خود به آنها بازگردد، درمییابد که همان متن ساده، معانی بسیار گستردهتر در خود دارد. در نهایت، پیام اصلیم این است که علم و طلب علم، چیزی نیست که با عجله یا سطحینگری یا گوش دادن به چندتا تراک صوتی به دست بیاد. بلکه نیازمند صبر، تکرار، بازاندیشی و رشد مداوم است. هر بار که انسان به منابع علمی بازمیگردد، در حقیقت به نسخهی کاملتری از خود تبدیل شده و میتواند بهرهی بیشتری از آن دانش ببرد.• والحمد لله رب العالمین. 𝐿𝒾𝓃𝓀𝑒:𝒎𝒂𝒗𝒗𝒂
