es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

'نوشته های لیلا؛ نخوانده های مجنون'

Ir al canal en Telegram

🪽روایت های مهجورِ ثامن یارِ در قفس مانده ی او'

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 161
Suscriptores
+524 horas
+487 días
+48930 días
Archivo de publicaciones
‌ سلام، خوب هستین؟ میشه لطفا برای یکی از دوستان من که دیروز فوت کردن و امروز خاک‌سپاری‌شون بوده، نماز لیله‌الدفن بخونید؟ چون خانواده و دوستان مذهبی‌ای ندارن و فکر میکنم تعداد کمی براشون نماز رو بخونن... تینا فرزند امیر

آنقدر دیوار ها برای آن حجم از غم

امید که تبریکِ ظهورت گویم'

بنده ی روسیاه خدا کجا؛ اصحاب بی بدیل حضرت سیدالشهدا کجا؟... اما عزیزِ من به تأسی از آن بانوی خوشبخت؛ از خدا بخواه مرا نیز با تو هم سفر کند!

‌ https://t.me/hoob_tor/1084 هانیه وقتی صورت خونین شوهرش را کنار زد و پیشانی مردانه‌اش را بوسید، تازه دامادش را تحسین کرد و خطاب به او گفت: «پدر و مادرم فدایت باد که از پاکان و ذریّه پیامبر دفاع کردی. بهشت گوارای وجودت! از خدا بخواه مرا نیز با تو هم‌سفر کند.» چقدر این متن برای شماهم صدق میکنه هانیه خانوم:)

Repost from - فاطمیه .
پیراهنش را جا گذاشت …

نامم را دوست دارم. هانیه از ریشه ی هنی معنای زیبایی دارد؛ شادمان و خوشبخت! از همان کودکی برایم شیرین بود و خوش آوا. عمیقا باور داشتم این نام بر طالعم تاثیر می‌گذارد. شاید به همین خاطر بود که من را همه با لبخند های عمیق و شادی بی انتها می‌شناختند. می‌دانم این نام اتفاقی بر لوح وجودم حک نشده و به دنبال سر رشته ی تقدیر میگردم. تا اینجای زندگی را، هم معنای نامم زندگی کردم و حالا شاید وقت آن است که هم مسیرِ این نام باشم. به یاد می‌آورم که نام تازه عروسِ وهب هانیه بود! و به اقبال بلند و آسمانی اش می‌نگرم. به آن بانوی شادمان و خوشبخت. حالا بیش از گذشته نامم را دوست دارم.

تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ می‌آیی و مرگ شیرین است'

نماهنگ تشییع جنازه 320.mp310.46 MB

تورا میخواهم ای دیرینه ی دلخواه!

به محض شنیدن خبر شهادت؛ سیاهی دنیا رو به روی چشمام اومد. میدونستم قرار نیست دنیا دیگه روی خوشش رو بهم نشون بده. دیگه تموم شد! بعد از تو خاک بر سر دنیا... روزای خوش زندگیم برای همیشه تموم شد. اینو هر روز بیشتر از روز قبل درک میکنم. تو تمام امید من برای زندگی بودی. تو همه ی دارایی من توی این دنیا بودی. بذار مردم به خیال خودشون فکر کنن این زخم التیام پیدا میکنه. تو به دلم نگاه میکنی دیگه؟ میبینی این حفره ی عمیقو؟ حزن و بیچارگی من بعد از تو دائمیه. اما حُزنی فَسَرمد!

گاهی با خودم فکر میکنم شاید وقتش شده! میشینم پای لپتاپ فولدر -شهید- رو باز میکنم؛ یه فیلم باز میشه. یهو یادم میفته اون روز چقدر به صورتم زدم و گفتم خاک دنیا بر سرم.. دوباره سقف آوار میشه. دوباره نفسم میگیره. هنوزم وقتش نیست. لپتاپو خاموش میکنم. مداحی گوش میدم و زیر لب میگم خاک دنیا برسرم...

لینک پیامرسان عوض شد. ازین به بعد داخل این لینک در خدمتم🙏

ممنون میشم برای شادی روح عادله ی عزیز؛ و آرامش دل صبا جانم و خانواده ی محترمشون صلوات ختم کنید🙏

در مرام من هر چیزی که به تو مربوط باشد عاقبت به‌خیر است. حتی گلدان گلی که برای مزار توست...
در مرام من هر چیزی که به تو مربوط باشد عاقبت به‌خیر است. حتی گلدان گلی که برای مزار توست...

'بسم‌تعالی' ~ قصد‌ داریم قدم‌کوچیکی در‌مسیر‌ روایتِ‌ شهدا برداریم و پک‌های‌ فرهنگی آماده کنیم 🌼 ~ ان‌شاءالله برکت‌ش‌ رو ببین
'بسم‌تعالی' ~ قصد‌ داریم قدم‌کوچیکی در‌مسیر‌ روایتِ‌ شهدا برداریم و پک‌های‌ فرهنگی آماده کنیم 🌼 ~ ان‌شاءالله برکت‌ش‌ رو ببینیم ✨ ~ اگر دوست دارید در این قدم خیر کنارمون باشید ، یک 'یاعلی' بگید ان‌شاءالله که کار روزی زمین نمیمونه🌻~ 6280231530974467 📌 محمود مسعودیان * بزنید روی شماره کارت کپی میشه - مارو از دعای خیرتون بی نصیب نذارید -

شما فراخوان دادید ما اومدیم بیرون! آخی، طفلکیای بی وجود :)))

میشه خواهر تموم میشه.. خدا برای ما چشم روشنی کنار گذاشته. به رسم همیشه ی این جمع بشارت بدیم به هم؛ خطاب به سرورمان حضرت بقیه الله-به قول امام سید مجتبی خامنه ای- آقاجان تو می‌آیی شهیدان نیز می‌آیند و آوینی روایت میکند فتح نهایی را!

Repost from «سَحاٰبه»
رز‌های بهشت سرخ‌تر است، شبیه دل مهدیه. شمع های زمین هم قدر و اندازه‌ی بارقه های بهشت نیستند، فروزان و درخشان. امشب جمعتان جمع است. رهبری، حاج‌قاسم و لبخندش، رئیسی و لاریجانی، هادی و رمضانی. احتمالا جای ارزو امام‌‌حسین دعایتان می‌کند. احتمالا کیکی بزرگ دارید به قدر شهدای تمام زمانه‌ها. چاقو هم که نمی‌خواهد، چیزهای برنده برای این دنیاست فقط. احتمالا آنجا روی سرتان نقل های براق بهشتی می‌ریزند، پیراهن ابریشمی به تن می‌کنید و دور هم، کنار هم، نشسته بر بال ملائک جشن می‌گیرید. احتمالا شهید‌ طغیانی شانه به شانه‌تان می ایستد و می‌گوید : بگو سیب...و ملائک ثبت می‌کنند. و حالا یک قاب بزرگ از شما هست روی دیوار های بهشت...یک قاب بزرگ با جای خالی مهدیه...
-همیشه بابت نوشتن چنین غم‌هایی شرمنده‌ام...شرمنده عزیزمن...