مُسَطِّع
Ir al canal en Telegram
فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253
Mostrar másIrán142 925La categoría no está especificada
248
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
248
شیخ به پیر و فردِ معتمد و و شخصِ بزرگ میگن. به طلاب هم چون درسِ دین میخونن میگن شیخ یعنی آدمِ بزرگوار و محترم.
248
شیخ روح الله؟! 🥲
الان این طلبه هایی که تازه طلبه شدن رو شیخ خطاب میکنیم.
قصدم این نیست که حرف شما رو نقد کنم هااا کلا خواستم نظرتون بدونم
248
اگه منظورتون ظاهریه نه.
در ظاهر سرم خم نیست.
خدا رحمت کنه شیخ روح الله خمینی رو...
این مطلب رو سالها پیش از او یاد گرفتم که او هیچگاه سرش به زیر نبود بلکه نگاهش رو به زمین میدوخت. سرش همیشه بلند بود اما نگاهش به زیر بود. ظاهرم اینه. حالا باطنی رو خدا باید تایید کنه که سر به زیرم یا نه. سر به زیری فقط نگاه به نامحرم نیست بلکه با خشم به کسی چشم ندوزم، نگاهِ حسرت به مالِ کسی نندازم و امثالهم هم سر به زیری محسوب میشه. خدا خودش نگاهِ ما رو از آلایش هایِ دنیا پالایش کنه به مددِ امیرالمومنین...
248
یکی از بچه ها رو گذری تویِ خیابون دیدم.
شروع کرد به نصیحت کردنم که زودتر ازدواج کن! ازدواج دینت رو کامل میکنه! یه پیرمرد هم اونجا بود و یهو به پیرمرده گفت بد میگم حاجی؟ ازدواج دین رو کامل نمیکنه؟ پیرمرده گفت بله! باعث میشه سر به زیر باشی. شب بیرون نری. دختر بازی نکنی!
گفتم حاجی من شب بیرون نمیرم و دختربازی هم نمیکنم😐😂 رفیقم خب منو میشناخت گفت حاجی این پاستوریزه تر از این حرفاست از این جهت نصیحت نکن😂
248
کمِ ما و کَرَمِ مرتضی علی...
الحمدلله. ان شاء الله خدا به زندگی همه سرور و شادی و عزت ببخشه بحقِ اهل بیت.
248
در جایِ دیگه یک بیتِ کوچه بازاریِ قدیمی میگه که:
ما خودمون اینقدر داریم دردِ کمر
که نمیتونیم بریم احوال پُرسِ خاله قمر
اِحتیاجی به اداهایِ غم انگیزِ تو نیست...
248
Repost from قَدّاره بَند
آن قَدَر هَست غَمِ دِل که مَرا بَس باشَد
اِحتیاجی به اَداهایِ غَم اَنگیزِ تو نیست...
شب بخیر جماعت.
248
حقیر به هیچکدوم از معلمانم علاقمند نبودم به قدری که پهلوان و مردافکن بودن. به قدری ترسناک بودن که بنده نگران شوهرانِ اون ها بودم.
248
https://t.me/mosatteh/6361
واقعا پسرا از بچگی زن میخوان
معلم پیشدبستانی بودم یکی از پسرام اسمش مهدی بود
یه روز اومد در گوشم گفت خانوم میخوام بزرگ شدم باهاتون ازدواج کنم😂😭
گوگولی منننننن
248
سلام خوبین من هروقت اینجا خواستم برا الهی به رقیه بگین مشکلم حل شد….
میشه دعا کنین پدرم راضی شن به کربلا؟تروخدا…نزدیکترین و شدنی ترین موقعیتیه که میتونی بریم😭دعا کنین دعوت شده باشم…
الهی به رقیه
تروخدا پیاممو ببینین
