es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

مُسَطِّع

مُسَطِّع

Ir al canal en Telegram

فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253

Mostrar más
Irán142 925La categoría no está especificada
248
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
نادونِ بیشعور که تنها تحقیقِ علمیش خوندنِ حدیثِ اسکرین شاتیِ نصف و نیمه ست میاد زرت و پرت میکنه. همین که مراجع تقلیدِ عراق و فقها و مجتهدین پشتِ این تابوت میدَویدن و مغموم بودن نشون میده کت تنِ کیه و کی درست رفته و کی به فنا رفته...

من از جایِ دیگه عصبانی ام بذار سرِ اینا خالی کنم و چندتا فحشِ خوب سوا کنم به این ها بدم

اما این ها هزینه یِ زندگی شون بالاست و در فهمِ حقیقتِ زندگی هم هیچ ماستی نخوردن و همیشه چند گام عقبن. سراسر هزینه و نفهمی و کَژاندیشی... اینا بَل هُم اَضَل! اینا کمتر از الاغن...

حیفِ الاغ. الاغ در این دنیا نقشش رو فهمیده و داره ایفایِ نقش میکنه و باری از بارهایِ مردم رو جا به جا میکنه و با چند دسته علف سیر میشه.

ابله بیابون هایِ اطرافِ کربلا، عمودِ ۴۸۰ هم حرمه که دربش رو قفل کنن و خیابون قفل بشه؟ آدم حیرت میکنه که از شدتِ عناد داشتن چقدر میتونن خودشون رو به نفهمی بزنن؟ یعنی من اگه بخوام با کسی دشمنی کنم میگم بابا تا یه حدی که در حدِ مغزِ خر نباشه میتونم لج کنم ولی بیشتر از اون باید یه پالون بگیرم و به مردم سواری بدم. این ها اینقدر عناد دارن که حاضرن خودشون رو تا آیکیویِ الاغ تنزل بدن...

احمقه دیگه... نادانِ بی عقل دیگه نمیگه این چند میلیون نفرِ اطرافِ حرم و شهر از کجا اومده. چون احمقه رجوع میکنیم به فرمایشِ امیرالمومنین که فرمود چیزی مثلِ سکوت احمق رو مجازات نکرد! از احمق رد بشید تا در حسرتِ دیده شدن سکته کنه...

سلام شما باشین جواب اینجور آدما رو چی میدین؟ اگه یکی باشه چیزی از دین ندونه خب میگه این نادونه اما این جور آدما که دم از امام
سلام شما باشین جواب اینجور آدما رو چی میدین؟ اگه یکی باشه چیزی از دین ندونه خب میگه این نادونه اما این جور آدما که دم از امام حسین میزنن باز نمی‌دونن حق کدوم طرفه چی باید گفت بهشون؟

هنوز بهت گرفتارم یارم! یارم ای ماهِ شبِ تارَم یارم یارم دارم حسِ یعقوب رو دلخوش به یه دیدارم یارم یارم :) نگارا دل و دلبر مدد! سراپا دل و گوهر مدد بیاد روزِ قیامت، بگو: عزیزم علی اکبر مدد!

کاش مام به دردت بخوریم ابی عبدالله... تا زنده ایم کاش به کارِ بساطِ تو بیایم. کاش همونجوری که خوبانِ دستگاهت تو رو دوست دارن، ما هم دوستت داشته باشیم. کاش همونجوری که به خِبره هایِ محبتت تکیه داری و بهشون کار میسپاری و باری به دوشِ اون ها میگذاری، همونجوری رویِ ما هم حساب کنی. کاش دیگه از خیر و ثواب و صَواب دیگه چیزی نفهمَم و فقط بگم برایِ حسین فلان کار رو میکنم. کاش هیچ دعایی بلد نبودم و فقط میگفتم حسین رو بهم بده خدا! کاش لذتِ سرابیِ هیچ شادی رو نمیچشیدم فقط با غمِ شیرینِ تو محشور بودم. کاش فقط پیش تو دَم و نفسی چاق کنم و از همه روی بگردونم به طرفِ کربلا. کاش از همه بِبُرَم و فقط با تو پیوند داشته باشم. کاش همیشه صدام برات بگیره جایِ اینکه دلم برایِ دنیا بگیره و حالمو دیگران بگیرن. کاش چشام به همه چیز کور بشه و تاریک بشه و فقط نورِ محضِ تو رو ببینم. کاش لال بشم به بقیه یِ واژگان و فقط زبانم بگه حسین. کاش کَر بشم و هیچ آوایی جز نامِ مقدست نَشنَوَم. کاش سواد و جدولِ حروفِ الفبا یادم میرفت و فقط با پنج حرف بلدم بود. حاء سین یاء نون. کاش به هر خدایی کافر بشم و فقط به اللهِ تو ایمان داشته باشم. کاش هیچ چیزی در دنیا برام جَذَبه و جلوه نداشته باشه جز جلوه یِ نورانیِ تو. کاش همه هَمّ و غمِ من، همه یِ داشته یِ من تو باشی. اینا چیه که دورمو گرفته اباعبدالله؟ از من دور کن این تعلقات و چسبندگی ها رو. باز کن از دست و پام این زنجیرهایِ قطورِ زندانِ دنیا رو. بشوی و طهارت بده این قلب رو از حالتِ دنیازدگی. مَسخ شدم! تو دستِ یَدُاللهیِ خودت رو به عقلم بکش تا هوشیار بشم. شما زیادتر از سرِ ما به ما عنایت کردی اما داریم عشقت رو حیف میکنیم اباعبدالله. نذار کفرانِ نعمتِ عشقِ شما رو کنیم. استغفارِ ما بویِ نا و نَمِ دنیا رو میده آقا! یا اَبانا! اباعبدالله! اِستَغفِر لَنا ذُنوبَنا! تو برامون استغفار کن پدرِ ما و امامِ ما! اِنّا کُنّا خاطِئین! ما قطعا از خطاکاران بودیم... به دادِ ما برس تا دیر نشده. دیر برسی ایمانِ ما نداشته یِ ما از کف رفته! بیا و صورت به صورتِ قلبِ ما بذار. بِدَم به قلبِ سنگِ ما. قلبی که محتاجِ تو نباشه بیماره! من به تو احساسِ نیاز و احتیاج ندارم! فقط دوستت دارم! من قلبم بیماره حسین جان! در من احساسِ احتیاج و نیاز نسبت به خودت به وجود بیار...

پروردگارا از شرِ حسادت و حَسَد که چونان آتش تنه یِ ایمان مون رو میخوره و میسوزونه در امان بدار. چه اینکه به کسی حسادت کنیم و چه اینکه موردِ حسادتِ کسی قرار بگیریم...

از این حرفا نزنید رفقا... کاری نکردم. سیدالشهدا خودش خواسته که من و شما امثالِ سید رو بشناسیم. ما که به خودِ سیدالشهدا نمیتونیم راه پیدا کنیم به همین خاطر ستارگانی رو مثلِ سیدجواد، مثلِ رسول ترک، مثلِ حاج رضا سراج، مثلِ شیخ مهدیِ قَوام، مثلِ مرحوم فلسفی، مثلِ حاجی شریعت، مثلِ حاج غلامرضا سازگار، مثلِ حاج فیروزِ زیرک کار، مثلِ محمد آقا حوله ای، مثلِ مرشد رجب، مثل حاج اکبرِ ناظم، مثلِ برادران موذن زاده، مثلِ مرحوم شاه حسین بهاری، مثل حاجی دِلجو، مثل حاجی کوثری، مثل شهید غلامعلی، مثل مرشد حسین، مثل مرشد باقر، مثل مرحوم صداقت، مثل حاج احمد چِلویی، مثل حاجی چمنی، مثل مرحوم فیضی، مثل حاج حسن جمالی، مثل مرحوم حاجی باقری، مثل حاج غلامرضا عینی فرد و سایرِ حسینچی ها که اگه بخوام اسم ببرم تا قیامت طول میکشه... این ها نمونه ها و محصولاتِ کارخانه یِ آدم سازیِ سیدالشهداست. ستارگانِ آسمانِ سیدالشهدا هستن و با دیدنِ نورِ این ستارگان میتونیم قدری درک کنیم که آفتابِ وجودِ مقدسِ سیدالشهدا چقدر فروزَنده و درخشنده ست...

همین الان دم اذونی سد جواد مارو دعوت کرد تنها کسی که اول اسمش به یادم اومد شما بودی بهشون گفتم نامردی کردم گفتم آقا زهیر بودن
همین الان دم اذونی سد جواد مارو دعوت کرد تنها کسی که اول اسمش به یادم اومد شما بودی بهشون گفتم نامردی کردم گفتم آقا زهیر بودن که شما رو به ما شناختن ازشون خواستم برامون دعا کنه کمی از معرفتی که نصیبشون شد نصیب ماهم بشه..

به مناسبتِ سالروزِ وفات.

هَرگِز نَمیرَد آن که دِلَش زِنده شُد به حُسین ثَبت اَست بَر جَریده یِ عالَم دَوامِ او! بخشی از تشییعِ پیکرِ مطهر سید جواد ذاکر

پَهلَوانِ عربه شاه داماد هم عسل، هم رُطُبه شاه داماد همه یَل ها کردند تَرکِ میدان از خشم و غضبِ شاه داماد :) اهلِ خیَم کِل کِشان، نجمه به صورت زَنان خیمه عزا گشته است وَصلَتِ لب تشنگان :) همسرِ او آمده تا که تماشا کُنَد پیکرِ معشوق را زیرِ سُمِ مَرکَبان... من عزادارتَم! آره بیمارتَم! تا قیامت قاسم سگِ دربارِتَم! صبحِ روزِ دهم بطلب کربلا خون بریزم واست آخرین خیمه گاه...

ای جووونم! بر فَرَسِ تیزرو هر که تو را دید گفت باد کجا می بَرَد برگِ گلِ یاس را؟ تازه عِریسِ حرم میرَوَد از انجمن میرود و می بَرَد ریشه یِ احساس را... رَجَزَش حق حق میزَنَد بِیرَق زیرِ پا لِه کرده جسدِ اَزرَق! :) ابی عبدالله صدقه داده گفته به به! جانم برادرزاده! :)))

سر تَر از ملائکه شاه داماد کُلُّ شَیء هالِکه شاه داماد وَجهِ حق رو میشه دید در جمالِ مبارکِ شاه داماد :)

دَرد کِشیدِگان را دیشَب مَحَل نَدادی! اِمشَب بِگیر جان را! اِی کَربَلا کُجایی؟ پاسی گُذَشته اَز شَب هَمراهِ خود بیاوَر عَبّاسِ مِهرَبان را، اِی کَربَلا کُجایی؟

هیشکی از اولش نمیدونه... همه از وسطش میدونن و قضاوت میکنن. از حرفایِ شنیده. از اونجایی که فهمیدن نه اونجایی که شروع شده. در حالی که از نشنیده ها باید قضاوت کنیم. من اون شنیده ها نیستم! شنیده ها رو که همه شنیدن. محرم و نامحرم. من اون حرفایِ نشنیده ای هستم که شب به شب به ابی عبدالله گفتم. بذار من مقصر باشم. من اونی باشم که بازنده میشه. من اصن می بازم و سکوت میکنم که بیام در خلوتم و یه حرفی داشته باشم با پسرِ پیامبر. من باید یه دردی داشته باشم که طبیب نگاهم کنه! آدمِ بی درد رو چه نیازی به طبیب؟