مُسَطِّع
Ir al canal en Telegram
فُروزِشگاهِ مُسَوَّده یِ آقازهیر. نمون برو چون خودمَم نیستم. مُسَطِّع: کسی که در حالِ شکستن است. http://t.me/HidenChat_Bot?start=770582253
Mostrar másIrán142 925La categoría no está especificada
248
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+2330 días
Archivo de publicaciones
248
صیغه داشتن مگه خلاف و گناهه؟
درسته برایِ یک عده بیش از حد و اندازه رایجه ولی یه طور مثلِ اهل سنت حرف نزنیم که انگار خلافه. "در جای خودش" که هزاران نکته داره به جاست. مُتعه رو عمر بن خطاب حرام کرد و امیرالمومنین فرمود اگه عمر متعه رو حرام نمیکرد، جز شَقی کسی زنا نمیکرد!
گناهِ این همه زِنا در دنیا به گردنِ او و پیروانِ اوست. از پیروانِ او نباشید.
خدا گفته حلاله ولی جا و اندازه ای داره. خدا گفته روزه هم بگیر ولی آیا شخصِ مریض روزه بر او واجبه؟ شخصِ سالم هر روز باید روزه بگیره؟ نه حلالِ خدا هم نکاتی برایِ رعایت کردن داره.
248
اعتمادم برای ازدواج رسماً صفرِ مطلق شده…
یا دوستدختر دارن، یا صیغه دارن، یا یه داستانی پشت پرده هست که آخرش آدم میفهمه اون چیزی نبودن که نشون میدادن.
واقعاً چرا یه پسر نرمال، سالم و با نیت درست اینقدر سخت پیدا میشه؟
چرا باید کسی که از اول با چارچوب و ارزشهای خودش زندگی کرده، آخرش به خاطر رفتار آدمهای اشتباه، اعتمادش رو از دست بده؟
حرف مردم به کنار… آدم وقتی خودش دیگه نتونه به کسی اعتماد کنه، اونجاست که کار سخت میشه.
بیاییم نرمال بودن رو نرمال کنیم…
صداقت، تعهد و درست بودن چیز عجیب و دستنیافتنی نباشه برامون...
آدمها از هم خیر و آرامش ببینن، نه زخم و بیاعتمادی…😔
248
دیوونه شدم انقدر گفتم این محبت رو از دلم بردارید. اینکه علت نشدن ها رو بدونب و اصلا عقلی دیگه نخوای ولی لازم دلی بخوای و بهش فکری کنی خیلی رو مخه
248
دیشب داشتیم درباره ازدواج بله یا خیر حرف میزدیم
دوستم گفت سنمون دیگه سن ازدواجه و اگر مورد خوب اومد واقعا دیگه باید بررسی بشه و ازدواج کرد وگرنه دیر میشه
بعد یادمون افتاد فقیریم و پول نداریم سهم جهیزیه خودمون رو بگیریم
هنوز هم شاغل نشدیم و تا بشیم هم سن بالا رفته هم کو تا پول جهیزیه حداقلی در بیاد
خلاصه
دعا کنید برای همه جوونا
پسرا همیشه فرصت دارن ازدواج کنن
دخترای دم بخت الان نسل سوخته نشن به خاطر معیاری به نام سن
248
منم اگه کسی چالشِ زندگی رو تا آخر رفته ازش کمک میخوام. اونایی که من میخوام مُردن. یه آدمِ زنده نیست که کمک کنه؟
248
خب اعتماد نکنین.
میدونید چقدر اهل بیت فرمودن تا نیازمودید و اطمینان حاصل نکردید به کسی اعتماد نکنین؟ راحت سه بار امتحان کنین بعد اعتماد کنین به کسی حتا در رابطه با انتخابِ رفیق و دوست.
248
https://t.me/mosatteh/4587
آفرین… دقیقاً حرف من همینه.
منِ دختری که تا امروز وارد هیچ رابطهای نشدم، همیشه برای خودم حد و مرز و چارچوب داشتم و به ارزشهام پایبند بودم، آخرش یه نفر سر راهم قرار میگیره که بهترین ورژن خودش رو نشون میده…
از صداقت، غیرت، تعهد و هزار تا چیز قشنگ حرف میزنه، ولی بعد یه مدت میفهمی یا همهش نقاب بوده یا فقط بلد بوده قشنگ حرف بزنه🙂
درد اصلی همینجاست… بعضی آدمها اون چیزی رو نشون میدن که میدونن طرف مقابل دوست داره ببینه، نه چیزی که واقعاً هستن. بعد که زمان میگذره، فاصلهی بین حرف و عملشون خودش رو نشون میده.
آدم بیشتر از خودِ اشتباه، از این ضربه میخوره که به صداقت یه نفر اعتماد کرده…
کاش آدمها قبل از اینکه وارد زندگی کسی بشن، به همون اندازهای که از طرف مقابل پاکی، تعهد و درست بودن انتظار دارن، خودشون هم پایبند همون چیزها باش😊🫱🏻🫲🏼
248
دعا کنیم، از اهل بیت بخوایم که میل و کِشِشِ به گناه رو از وجودِ ما پاک کنن که اگه خودمون بخوایم یا زمینه هایِ گناه حاصل شد، میلِ انجامش رو نداشته باشیم...
248
حضرتِ وَجهُ الله، عَینُ اللهِ النّاظِرَه امیرالمومنین علی بهش نظر انداخت. عرب به نگاه با گوشه یِ چشم رو میگه نظر. دعایی براش فرمود و امر کرد پاشو برو مشکلت حل شد...
عرض کرد چطور آقاجان؟
امر فرمود پاشو برو من دعا کردم خدا کِشِش و میلِ تو به گناه رو از بین ببره! تو دیگه اصن به هیچ گناهی کِشِش نداری! فرمود تو دیگه اگه بخوای هم نمیتونی و میلِ به گناه دیگه نداری!
248
با امام باید آدم راحت باشه دیگه...
زیر و رو نباس کشید.
عرض کرد آقاجان به دادم برس! میلِ به گناهِ زنا داره بیچارم میکنه! نزدیکه که دیگه خدایی نکرده بهش دچار بشم!
248
ما همیشه از خدا میخوایم خدایا در گناه نیفتیم! به گناه دچارمون نکن! نذار آلوده به گناه بشیم...
پله یِ بالاتر اما چیزِ دیگه ای ست.
باید از خدا بخوایم خدایا این علاقه، این کِشِش، این محبت، این گوشه چشم داشتن و نظر به گناه داشتن رو از ما بگیر!
یکی اومد خدمتِ امیرالمومنین...
248
حالا یه روز بشه مفصلا درباره یِ ابعادِ وجودیِ قلب حرف بزنیم. حرف دارم در این باره اما مختصراً به همین اکتفا کنیم که چون نَفس و جان مون میطلبیده و خواهشِش رو داشته، دل کَندَنی وجود نداره فقط اون رو به حکمِ عقل پس زدی. اما اون کِشِش سرجاش هست. مثلا خدایی نکرده یک رابطه یِ حرامی فرصتش دست میده. لذت داره انجامش اما به حکمِ عقل اون رو پس میزنی و نادیده میگیری بخاطرِ هزاران دلیلِ محکمه پسندِ زشتی هایِ این کار و معایبش. در لحظه لذت داره اما هم قبلش و هم بعدش جسم و روحت دچار آسیب میشه. چشم روش بستی اما نفسِ تو بهش کِشِش داره. تا وقتی زنده ایم اون خواهشِ حرام هم زنده ست.
اما باید یه پله بیایم بالاتر...
چطور؟
248
آقا چرا وقتی دیگه واقعا متوجه میشیم به صلاح نبوده، یعنی میفهمیم که چرا این همه دعا و توسل و حتی زیر قبه جواب نداده علتش چی بوده ولی بازم نمیتونیم دل بکنیم؟ بازم دلمون گیره
