ㅤLights Are On
Ir al canal en Telegram
ㅤㅤHere, A Slice Of Apple Pie. 🍎 How Was Its taste? @ButwhoKnowsBot
Mostrar másIrán141 259La categoría no está especificada
311
Suscriptores
Sin datos24 horas
+97 días
+2730 días
Archivo de publicaciones
بله پووین ترکش کرده که پوند بفهمه از دست دادن یک ملکه دیوا چه شکلیه و چجوری از یک ددی آلفا تبدیل میشه به لوزرترین مرد جهان 😏
به هرحال اگر آقای ناراویت واسه بقیه یک رئیس ترسناکه واسه پووین یه پاپی ناز و کوچولوعه که همش دلش ناز و بوس و توجه میخواد
وقتشه هرچه زودتر این دو گل پیر رو بهم برسونیم وگرنه قبل از پووین انون رو از دست دادیم برای این دونفر.
اروم باش 🖐
همونطور که میبینید خوندن کیچن باعث از دست رفتن منتالتون میشه. 🖐
من گردن نمیگیرم هااااا
تزرو به زبون ایتالیاییعه 🙂↕️
لطفا سانتا. لطفا از روی هممون رد شو. بذار خودمون رو قربانی درگاهت کنیم.
پرنسس بهارنارنجی لطفا بذار برات فرقه بزنیمممممم
:(( ای وای نه لطفا
نگران نباشید بعد از هرشب طولانی صبح هم میرسه و خوشبختی به خونه این دونفر برمیگردههههه
"زود باشید تکسلولیهای من، وگرنه دیرتون میشه"هربار پووین به دوقولوها میگه"تک سلولیهای من" قلبم اب میشه چهجوری انقدر بامزه صداشون میکنه خدای من الهی بمیرمممم
بابایی!" همزمان گفتند و پووین از هماهنگیشون نرم خندید. "بله کوچولوهای من؟" "بوس!"منم بوس میخوام مامانی منم منم منممم ولی یه موضوع جالب راجب پووین که خیلی دوستش دارم اینهکه همهی کرکتر ها از دوقولوها تا خدمتکار خونه تا است و ویلیام و سانتا به یهنحوی عاشق پووینن ناراویت هم که کاپیتان همشونه این کرکتر واقعا پرستیدنیئه و پوندناراویت واقعا بابت داشتن این مرد کنارش خوشبختترین ادم دنیاست البته یه چیزی بگم از صدای گریههای ناراویت کر بشیم در حال حاضر این ملکه رو کنارش نداره بیچاره😞😞😞😞😞
"زودتر برو و سرکار به کسی اخم نکن" "چشم سرورم"Oh همون میمئه که فرستاده بودم میگفت"yes mommy" دقیقا همون وای شما نمیدونید ولی بله من دقیقا عاشق تاپ هایی هستم که همه از ابهتشون میترسن و اونارو رئیس صدای میکنن ولی وقتی برمیگردن خونه خودشون گوش به فرمان ملکهاشون هستن بله دوستان بله شما نمیدونید من چهقدر با این موضوع ابسسد هستم و با دیدن این تیکه چهقدر گریه کردم
با اخم کمرنگی گفت و قبل از دور شدن پوند، یقهی کتش رو سمت خودش کشید و بوسهی کوتاهی روی گونهی مرد گذاشت. "امروز موفق باشی" آلفا با قلبی که تندتر میتپید سری تکون داد و انگشتهاش رو نوازشوار روی بازوی پووین کشید. "بعد از الان، قطعا هستم"Damnnnnnn بگید چشمام داره درست میبینه بگید که دارم درست میبینم یا فاطمهی زهرای مرتضی کاظم موسی زینب بلقیس شمسی حسین حسن علی عسی محمد بن آل مولانای رازی جعفر نوح رضای مهدی مصطفی گونش رو بوسید گونهاش رو ب و س ی د گونهاش رو بوسید زردطسسصصثثع۷شفخفثثفخثخعفخث۷ث۵۷۴ث۲۸۵ثث۸۵ثحعحثعقحععحیلحیلینینللینلمیمایمیامایزمازمارمترپتپتررپتپنررپتپترمازبمتبمایجههجیجهیجهیجعیسعحسحعحسعح وای وای وای وای وای وایوایوایوایوایوایوایوایوایوای یا خدا حالا با خیال راحت میرم که بمیرم یکی برای من و ناراویت امبولانس خبر کنه دوتامون حالمون خیلی بده
بعد از الان، قطعا هستماخ ناراویت لوزر زن ذلیل اخخخخ ولی خب پووینهها من اگر ملکه بوسم کنه قلههای موفقیت رو فتح چیه میشکافم تیکهی دوم هم چون پووین از خونه رفت خیلی ناراحتم پس هیچی راجبش نمیگم جز اسنکه عاشق وقتاییام که است پووین و ژولی صدا میزنه🥹🥹🥹 قهرم میرم بخوابم ولی، کلی کلی کلی خسته نباشی بابت این چپتر منتظر چپتر بعدی میرم که تا هفتهی بعد فسیل شم
من واقعا میخوام گریه کنم چون
Hello?hi hi hello?
وای وای وای حالا چهجوری با این این غم بزرگ بخوابم چهطوری با این غم زندگی کنم نمیدونم من که ریدرم جوری غم جدا شدنشون رو قلبم سنگینی میکنه خودشون چهجوری باهاش کنار میآن
با هر چپتر از کیچن یه غم بزرگی رو قفسه سینم میشه که احساس میکنم راه تنفسم رو بسته خدای من امیدوارم من بمیرم ولی این دوتا بههم برگردن روحم رو میفروشم بابتش بیشوخی
خب گریه بسه بزارید از اول شروع کنم به فنگرلی
تقتق پاشنهی بوتهای سانتا روی زمین سرامیکی، داخل راهروی طبقهی مهمانان ویژه میپیچیدOK DIVA وای چهجوری انقدر دیوائه با همون پاشنهها از روم رد شو پرنسس بزار جای کفشات روی صورتم بمونه لقبم انتخاب کردم برا دیوای خوشگلم اگر پووین ملکهی منه سانتا پرنسسمه حتی توی دنیای واقعی هم این وایب و بهم میدن:(((
"ادامه بده زیبای وحشی"وای است وای استتتت عاشق القابیامکه به کرکترها میده☹️ پلیبوی واننایتی الفاباز بامزهام حق ترین لقب هارو به کرکتر ها میده
"چرا عزیزم؟ دوست نداری وقتی بوی بقیه رو میدم؟" "نه، چون بوی خودت به قدر کافی روی اعصابم هست"اسلییی دیوا سانتا واقعا دیواست لطفا همینجوری به پخت و پز ادامه بده پرنسس وای عاشقشم دیوای من همینجوری به له کردن الفاها ادامه بده
"نگران نباش، تو بیشتر تایپمی آقای تاناپون"با این تیکه جوری خندیدم صدای اسب دادم فکر کنم تنها الفایی که تایپ است نیست پونده اونم فقط چون خوشاخلاقیاش فقط برای پووینئه
"صبح بهخیر تزِرو"دو دستی زدم تو سرم شیه کشیدم صدای اسب دادم بلند گریه کردم الهی بمیرم الهی برم زیر تریلی بیوفتم تو چرخ گوشت دست و پام بشکنه استخونام خورد شن تجزیه شم به هزاران تیکهی نامساوی تقسیم شم و بعد دوباره تیکههامو بچسبونن بههم خورشتی خوردم کنن بیوفتم تو ظرف اسید شنیدید یا نه درست دارم میبینم خودم رو کشتم وای خداااا شاهدهههه بالای پنجاه بار همین یا چسمثقال جمله رو خوندم و گریه کردم انقدر جیغ زدم گلوم هنوز درد میکنه بابتش دارم پوند و با اون صدای بم وقتی صبح تازه بیدار شده و کمر باریک پووین و بغل کرده و با صدای بمش این جمله رو میگه تصور میکنم و هی بیشتر گریه میکنم خدای من وای وای وای وای وای وایوایوایوایوایوای خدای من معنی کلمه رو که دیدم بیشتر زدم تو سرم بیشتر گریه کردم الهی بمیرم هرچه سریعتر ولی شما دوتا برگردین بههم فقط یک چیزی برام سوال شد تزرو به چه زبونیئه؟:((
"پوند..." "بله عزیزترین؟"اخ اخخ الهی بمییرم باور کنید هربار پوند به پووین میگه "عزیزترین" منم همراه پووین دوتا تپش چا میندازم الهی بمیرم که انقدر عاشقی ناراویت الهی بمیرمممم
با شنیدن اون لقب، قلبش پر کشید اما پووین میدونست تسلیم شدن اشتباهه.من هم همینطور ملکهی من منم قلبم پر کشید توروخدا زودی برگردین بههم باور کن هربار تو ناراحت میشی من میخوام خودم رو از اولین بلندی پرت کنم پایین ناراویت زودباش دیگه یه تکونی بده بهخودت ملکهام رو برگردون پیش خودت و دوقولوها باور کنید دیگه نمیکشم
"میشه نری؟"اخ سیخ داغ فرو میکردین تو قلبم دردش کمتر بود به تمام مقدساتی که بهشون اعتقاد دارم و ندارم باور کنید من این تیکه قشنگ گوشای توله سگی ناراویت که افتادن پایین و دمش رو میتونم ببینم گوشاش رو انداخته پایین و داره مظلوم نمایی میکنه برای ملکه تا ترکش نکنه اخ ناراویت اخخخ دو دستی هم خودتو بدبخت کردی هم مارو الهی برم زیر تریلی برا دوتاتون کی میتونه تصور کنه پوندناراویت بزرگ که سرکار با اون ابهت دستور میده اینجوری توی تخت با عجز و التماس از ملکهاش میخواد ترکش نکنه جیگرم اتیش گرفت
"تمام این مدت من به وجودت نیاز داشتم و تو نبودی، حالا نوبت توئه یکم من رو درک کنی"OH LOUDER QUEEN❗️ ملکهی من الهی فرش زیرپاهات بشم انقدر اسلی نکن صدای گریههای ناراویت تا اینجا اومد
"و این ساده بهدست نمیاد پوند. همونطور که من ساده به این نقطه نرسیدم، من همسرتم و اونها هم بچههای ما هستن، پس یاد بگیر که کدوممون قراره الویتت باشیم. خانوادهت یا کارِت؟"Queen Energy فورران میکنه از مادر پس موضوع اصلی اینه ملکهی من درد جدایی رو به جون خریده تا به ناراویت یاداوری کنه جایگاه یه ملکه دقیقا کجاست اوه مامی اینجوری اشک ناراویت رو درنیار دلم سوخت واسش🔥🔥🔥🔥🔥🔥
"میدونم مردی که همراهش کل پاریس رو قدم زدم، ناامیدم نمیکنه"پس منو مرد قدبلند بیگبوی جنتلمن پولداری که قراره باهام مثل ملکه رفتار کنه کی؟ دوستان نمیدونم به این پوینت که چهقدر قدم زدن کل پاریس با مرد موردعلاقهی جذاب قدبلند جنتلمنت که ازت اجازه میگیره و بعد میبوستت چهقدر ایدهآل و رومانتیکه واقعا با تصورش هم خونگریه کردم
کلی از شما ممنونم بابت نظرت و وقتی که گذاشتی برای این پارت و خوندیش 🙂↔️
خوشحالم دوستش داشتی و کلی بوسه روی موهای نازت 💞
فدای شما بشم من :(
کاری نکردم، رسالت کیچن اینه که بین غمهاش گاهی باعث لبخندتون هم بشه و خوشحالم که کارش رو به خوبی انجام داده 🙂↕️💞
راستش واقعا ساده نبود. 😂😂😂
گفتیم پرث سانتا هم رو از زمان دانشگاه میشناختن کمابیش
و بعد بهخاطر این جریان هتل، تعاملاتشون خیلی بیشتر شده و شازده تاناپون تا حدی دل کویین رو نرم کرده 🤭
و نه پرث سانتا در حد همینن که اخبارشون کم و بیش بهمون برسه 🙂↔️
