03
Ir al canal en Telegram
برایِ بوسهی نور پس از تاریکی. اینجا یه دفتر خاطراتِ قر و قاطیه. جا حرفی🍏: @Dbjdj03kbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
223
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-430 días
Archivo de publicaciones
223
میتونم بگم امروز بهترین روز مدرسه توی ۱۱ سال تحصیلیم بود
اول که میز چیدیم توی حیاط و صبح با بچه ها و معلممون صبحونه خوردیم و یهو گیتی گفت ازمون پزشکیشو قبول شدههه بعد پاشدیم رفتیم کلی کارای عجیب کردیم و از در و دیوار رفتیم بالا و کلی خندیدیم. بعد رفتیم سراغ چاپ روی تت بگ و عاشق کارم شدم خیلی دوستش داشتم کارمو و خوب از اب در اومد و بعدش اسپیکر اوردیم اهنگ گذاشتیم و بلند با اهنگ پپرونی بمرانی خوندیم و یدونه فیلم خیلی احساسی گرفتیم که مطمعنم چند سال دیگه خیلی زیاد دلم واسه ی اون لحظه تنگ میشه.))))))
و بعد بافتام همه تایید شد و بعدش رفتیم توی کارگاه و برقارو خاموش کردیم و با اهنگ بلند اسپیکر کلی خندیدیم و رقصیدیم و بالا و پایین پریدیم و بعد که کلی تشنمون شده بود و اب نداشتیم یهو نگین در کلاسو باز کرد و با یک کاسه پر از ماکارانی و یک لیوان دوغ اومد توی کلاس و انقدر چسبید که باورتون نمیشه.
و یهو سوگند با یک بطری گنده دوغ لار اومد توی کلاس(دوغ مورد علاقه نگین دوغ لاره و براش میمیره ولی بطریه خالی بود)
بعدش گیتی خوشمزه ترین شیرکاکائو رو بهمون داد خوردیم و بعدش هلیا یه کیک خیلی خوشمزه داشت که روش شیرکاکائو گیتی رو ریختم و خوردیم.
و اخرش توی حیاط نشستیم و راجب یسری درگیری های ذهنیمون حرف زدیم.
