ᴀʀʟᴇʏ˙𓍯
Ir al canal en Telegram
ᴀʀʟᴇʏ ᴀʀᴇᴀ ★ | leyloş + arasko| unknown🧃: @Arleyareabot
Mostrar másIrán114 496La categoría no está especificada
692
Suscriptores
+424 horas
+307 días
+9630 días
Archivo de publicaciones
699
بعد از مادرش، لیلا اولین زنیه که به صورت اراس دست میکشه و موهاشو مرتب میکنه. یادتونه لیلا گفته بود «تو باعث شدی کلی چیزِ رو برای اولین بار تجربه کنم؟ » در واقع لیلا هم برای اراس کلی «اولین» رقم زده. هر دوتاشون دارن درد میکشن و من قلبمو توی این صحنه جا گذاشتم 💔.
699
aras demire kavuştuğunda leyla teomanı kaybedecek leyla her şeyi kaybettiğinde arasın korktuğu olacak onların beraber mutlu oldukları bi evren yok mu❤️🩹
699
«میترسم جفتمون نتونیم همزمان خوشحال باشیم…» اراس میدونه وقتی برادرش رو پیدا کنه، قراره خوشحالترین آدم دنیا بشه؛ ولی از طرفی میدونه دنیای لیلا قراره تاریک بشه و همین باعث میشه حتی اون خوشحالی هم براش ترسناک باشه. چون اگه لیلا ناراحت باشه، یعنی خودش هم نمیتونه خوشحال باشه… ❤️🩹
699
«چون ما دوتا نمیتونیم همزمان خوشحال باشیم... یکی وقتی برادرشو پیدا میکنه، اون یکی برادرشو از دست میده... خیلی حالم بده😭💔
699
اینکه وقتی درد و رنج آراس تموم میشه، درد لیلا شروع میشه… و آراس بهجای خوشحالی خودش، به ناراحتی لیلا فکر میکنه… امشب برای غیرممکن بودن ارلی گریه میکنم 😭💔
699
- دخالت نکن، لیلا. - چرا نمیخوای دخالت کنم؟ - چون میترسم هر دومون نتونیم همزمان خوشحال باشیم. آراس چون شک کرده تئومان همون دمیره، فکر میکنه وقتی بالاخره برادرش رو پیدا کنه، خوشحالی لیلا رو ازش میگیره. 💔
699
آراس، سالها دنبال دمیر گشت. حالا درست همون لحظهای که پیداش کرده، لیلا باید با دردِ از دست دادن برادرش تنها بمونه. همون خلأیی که یه زمانی توی دل آراس بود، این بار قراره توی قلب لیلا شکل بگیره. چه تقارن قشنگ و در عین حال دردناکی…
699
اراس : لیلا دخالت نکن
لیلا: چرا نمیخوای دخالت کنم؟
اراس:میترسم لیلا، که هر دومون نتونیم همزمان خوشحال باشیم…😭💔
