بَعدِ سکوت؛
Ir al canal en Telegram
در برابر بیمهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
556
Suscriptores
-124 horas
-247 días
+3930 días
Archivo de publicaciones
556
ولی حتی حالا، وسط همهی دردها، وسط تمام تنهاییهام… بازم به تو فکر میکنم.
بعضی وقتا فکر میکنم شاید هیچوقت نتونم فراموشت کنم. شاید تو همیشه میمونی تو قلبم و هیچ وقت یاد تو و خیالت
من رها نکنه
556
ما خیلی عمیق بودیم.
نه فقط یه رابطه، یه گره، یه اتصال محکم که حالا با نبودنت… یهجورایی همهچی از هم باز شده.
نمیدونم ناراحت باشم که تو رفتی…
یا اینکه این همه درد و بیپناهی توی زندگیمه.
556
میگفتش که :
تو تنها کسی بودی که جلوت لازم نبود قوی باشم. میتونستم از درد بگم و مطمئن باشم، بغلم میکنی،
فقط دستتو میذاری روی چشمام، آروم، و من حس میکنم امنترین جای دنیا اونجاست… تو آغوش تو.
556
بله، ما غمگینیم یا من غمگینم، میدانم، ولی همین است که هست. شاید نسل بعد بتوانند از چیزهای شاد هم بگویند.
آینههای دردار - هوشنگ گلشیری
556
وقتی چیزی من رو رنج میداد
در موردش با کسی حرفی نمیزدم . . .
خودم در موردش فکر میکردم
به نتیجه میرسیدم و به تنهایی عمل میکردم
نه اینکه واقعا احساس تنهایی بکنم . . .
بلكه فکر میکردم که انسانها در آخر
باید خودشون ، خودشون رو نجات بدن !
