es
Feedback
بَعدِ سکوت؛

بَعدِ سکوت؛

Ir al canal en Telegram

در برابر بی‌مهری سرنوشت سکوت اختیار کرده بود. https://t.me/HarfChatBot?start=67c2fff79a8e

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
553
Suscriptores
-224 horas
-207 días
+4130 días
Archivo de publicaciones
تا یه حد ارزش دلتنگی داری

ولی خب

آخرش دلتنگیت جونِ این آدمو میگیره.

میدونی

قلبت همیشه چیزایی رو به یاد میاره که ذهنت میخواد فراموش کنه .

تو این دوره حتی اگه هزار سال با یکی آشنا بودی؛ فکر نکن شناختیش بعضی ها عجیب ذاتشون کثیفه.

برکه‌ی بخت من از ماهی دلمرده پر است.

مارا هیچ‌گاه همرنگ جماعت نمیبینی آموخته‌ایم در اصلِ خود باشیم نه تشبیهِ دیگران.

‏اگر در سرم افعی هم می‌پروراندم، نیش‌هایشان با من اینگونه نمی‌کرد که افکارم می‌کنند.

‏عمیقاً دلم «فکرشم نمی‌کردم بشه» میخواد.

او به گذشته چسبیده بود، مثل کسی که می‌خواست زمان را وادار کند دوباره از نو آغاز شود. اما گذشته‌ای که رفته بود، دیگر باز نمی‌گشت. گتسبی بزرگ - اف. اسکات فیتزجرالد

جدی یعنی هیچ راهی نداره برگرده؟

فکر کردی میشینم و واسه یه ماهی گریه میکنم در حالی که کل دریا پیش رومه؟ بله ، درست فکر کردی چون اون ماهیِ مورد علاقم بود.

خیلیامون بازیچه‌ی آدمی شدیم،که اول اون مارو دوست داشت :)

«به راستی که بعضی از غم‌ها عزیز اند؛ و تو همان عزیزترین غمِ منی.»

«دلتنگی مثل خوره به جانم افتاده است.»

او تو را کشته بود؛ ولی تو انگار طوری هستی که اگر بر مزارت دسته گلی می‌گذاشت او را می‌بخشیدی.

آن‌قدر ایستاده‌ای و تاب آورده‌ای که دیگران فراموش کرده‌اند در این پیکرِ صبور، قلبی هم هست که می‌شکند و در سکوت اندوهگین می‌شود.

همین؛
همین؛