𝙀𝙉𝙝𝙖𝙯𝙚𝟕
Ir al canal en Telegram
𝘞𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 𝘵𝘰 𝘌𝘕𝘏𝘠𝘗𝘌𝘕'𝘴 𝘶𝘯𝘪𝘷𝘦𝘳𝘴𝘦 𝑾𝒉𝒆𝒓𝒆 𝑬𝑵𝑯𝒀𝑷𝑬𝑵 𝒇𝒆𝒆𝒍𝒔 𝒍𝒊𝒌𝒆 𝒉𝒐𝒎𝒆 A place for ENGENEs I hear u: @littlecrazyengeneBot
Mostrar más745
Suscriptores
-124 horas
-17 días
-930 días
Archivo de publicaciones
745
خبرنگار MTV LA از تجربهی ملاقاتش با انهایپن گفت. 🫶🏻
«من تا حالا با گروههای کیپاپ زیادی کار کردم و همهشون آدمای خوبی بودن، ولی برخورد با انهایپن واقعاً یه چیز دیگه بود.
بذارین بگم چرا.
توی صنعت کیپاپ همهچی خیلی قانونمند و کنترلشدهست. موقع مصاحبه همیشه نمایندههای شرکت حضور دارن و کلی قانون هست که چه سؤالهایی میشه پرسید، چی میشه گفت و آرتیستها چطور باید جواب بدن. معمولاً هم بعد از اینکه دوربین روشن میشه، سؤالها پرسیده میشن، جوابها داده میشن و تموم. تقریباً هیچ فرصتی برای گپ زدن بیرون از دوربین پیش نمیاد. شاید هم یه دلیلش تفاوت زبون باشه.
ولی انهایپن از همون لحظهای که وارد شدن، همهچی رو عوض کردن.
با همه سلام کردن، خیلی صمیمی و خوشبرخورد بودن و از همون اول جو رو راحت کردن.
دیدیم داشتن بازی نروژ و انگلیس رو نگاه میکردن، برای همین حرفمون به فوتبال کشید. بهشون گفتیم: «ما طرفدار نروژیم چون انگلیس تیم کشورمون رو حذف کرده.» اونا هم خندیدن و گفتن: «پس ما هم طرفدار نروژیم!»
واقعاً خیلی راحت، خونگرم و صمیمی بودن.
بعد از بخش رقص Payaso de Rodeo همه کلی هیجانزده شده بودیم و شروع کردیم به شعار دادن:
«Enhypen, hermano, ya eres mexicano!»
یعنی: «انهایپن، برادرها، شما دیگه مکزیکی شدین!»
اعضا با تعجب پرسیدن: «این یعنی چی؟»
وقتی براشون توضیح دادیم، سریع پرسیدن: «اگه فنها توی کنسرت اینو داد بزنن، ما باید چی بگیم؟»
ما هم گفتیم: «فقط بگین: "¡Viva México!" (زندهباد مکزیک!)»
بینمون کلی لحظهی قشنگ و صمیمی اتفاق افتاد که هیچکدومشون توی دوربین ثبت نشد و دقیقاً همین بیشتر از همه منو تحت تأثیر قرار داد.
واقعاً کمتر پیش میاد با آرتیستهای کیپاپ همچین ارتباط راحت و صمیمیای برقرار بشه.
با اینکه انهایپن شهرت جهانی دارن، ولی هنوز هم آدمهای خیلی متواضع، ساده و خاکیای هستن.
فکر کنم تا آخر عمر بابت بخش رقص احساس عذاب وجدان داشته باشم. نمیدونم اون لحظه مغزم کجا بود، ولی احتمالاً حرکات رو درست یادشون ندادم. با این حال، همه کلی خوش گذروندیم. هم اونا لذت بردن، هم ما.
متأسفانه نتونستم تا آخر برنامه بمونم، ولی بعداً فهمیدم روی صحنه هم سعی کردن اون رقص رو اجرا کنن... البته اشتباه رفتن. ببخشید... احتمالاً تقصیر من بود!
و آخرش فقط میخوام یه چیز به همهی انجینها بگم:
واقعاً خوششانسین.
انهایپن واقعاً آدمهای مهربون، صادق و دوستداشتنیای هستن.
راستش قبل از دیدنشون خیلی استرس داشتم. قبلاً یه بار به خاطر اینکه اسم یه آرتیست کرهای رو اشتباه تلفظ کرده بودم، کلی ازم انتقاد شده بود. برای همین کل روز داشتم تلفظ درست اسمها رو تمرین میکردم.
اما همین که وارد اتاق شدن، تمام استرسم از بین رفت.
یه فضایی درست کرده بودن که انگار همه احساس راحتی میکردن. خودشون خوشحال بودن، من خوشحال بودم، کل تیممون خوشحال بود؛ خلاصه همه واقعاً داشتن از اون لحظه لذت میبردن.
امیدوارم انجینها هم وقتی این مصاحبه منتشر شد، به همون اندازه از دیدنش لذت ببرن.
745
سؤال ۲: جونگوون همیشه قبل از رفتن روی صحنه چی میگه؟
سونگهون: «فایتینگ، بریم!»
جونگوون: «آره آره، دقیقاً همینه!»
نیکی: «وای، عین خودش تقلیدش کردی.»
سؤال ۳: اولین برداشت جی از سونو وقتی تازه همدیگه رو دیده بودن چی بود؟
جی: «یه بچه که همیشه پاهاشو روی زمین میکشید.»
سونو: «آه، آره آره، درسته!»
جونگوون: «اون موقع همیشه همینطوری راه میرفت.»
جی: «آره، دقیقاً همین شکلی یادمونه. همیشه پاهاشو روی زمین میکشید.»
نیکی: «چرا اینطوری راه میرفتی؟»
سونو: «راستش الانم همینطوری راه میرم.»
نیکی: «الانم؟»
سونو: «فقط یه...»
جیک: «...عادته.»
سؤال ۴: نیکی بیشتر از همه توی سفرها چی رو جا میذاره؟
جیک: «شارژر!»
نیکی: «آره، درسته! جدی، هر بار که خارج از کشور میریم گمش میکنم.»
جی: «این کاملاً حقیقته.»
سؤال ۵: کدوم آهنگ انهایپن بیشتر از همه جیک رو توصیف میکنه؟
سونگهون: «Sleep Tight.»
نیکی: «این که خیلی آسونه.»
سؤال ۶: فکر میکنین کدوم عضو بیشتر از همه دلش بخواد توی مکزیک سوغاتی بخره؟
نیکی: «جی هیون.»
جی: «ها؟ من؟»
جونگوون: «جی هیون. حس میکنم همیشه سوغاتی میخره.»
جی: «فکر کنم راست میگی...»
جونگوون: «این اواخر هر چی ازت میپرسن اول میگی "ها؟" انگار ناخودآگاه شده.»
جیک: «آره، اولش همیشه انکار میکنه.»
جی: «راستش من داشتم به سونو فکر میکردم. فکر نمیکنم اون هم از این چیزا زیاد داشته باشه؟»
جیک: «سونو تقریباً هیچوقت از این سوغاتیها نمیخره.»
جونگوون: «آره، سونو هیون واقعاً سوغاتی نمیخره.»
جیک: «اصلاً خودش پیشقدم نمیشه بره بخره.»
جونگوون: «خیلی کم خرید میکنه.»
سونو: «من خیلی زمان لازم دارم تا اصلاً از اتاق برم بیرون.»
جونگوون: «و سونو هیون معمولاً پولش رو برای این چیزا خرج نمیکنه. خیلی صرفهجوعه.»
سؤال ۷: فکر میکنین نیکی وقتی کسی حواسش بهش نیست، چیکار میکنه؟
سونگهون: «فیفا بازی میکنه.»
جیک: «روی گوشیش فوتبال بازی میکنه.»
نیکی: «نه.»
جی: «NBA 2K؟»
نیکی: «وقتی تنها باشم؟ بستگی داره توی کره باشم یا خارج از کشور.»
جی: «تو کره فقط NBA بازی میکنی.»
نیکی: «فقط گاهی.»
جی: «ولی هر وقت من میبینمت، داری همونو بازی میکنی.»
نیکی: «چون تو دقیقاً همون موقع میای! در واقع شاید هر سه ماه یه بار بازی کنم.»
جی: «واقعاً؟»
جیک: «ولی برام جالبه توی هتل چیکار میکنی.»
نیکی: «توی هتل؟»
سونگهون: «احتمالاً فیفا.»
جیک: «من که هیچ کاری نمیکنم، فقط روی تخت دراز میکشم.»
جونگوون: «منم همینطور. حتی گوشی هم دست نمیگیرم، فقط دراز میکشم.»
سونو: «واقعاً؟»
جیک: «فقط یه آهنگ رو روی تکرار میذارم و خوابم میبره.»
سؤال ۸: چه چیزی دربارهی جونگسونگ (جی) خیلی جدی به نظر میرسه، ولی در واقع خندهداره؟
نیکی: «وقتی خیلی جدی رفتار میکنه، از همه بامزهتره...»
جونگوون: «هاهاها.»
جیک: «واقعاً، جی وقتی سعی میکنه جدی باشه از همه خندهدارتره.»
سونو: «این کاملاً درسته.»
سونگهون: «باید حدس بزنیم خود جی دربارهی خودش چی فکر میکنه.»
جی: «هیچی به ذهنم نمیرسه.»
جیک: «تا حالا شده با خودت بگی "وای، من خیلی بامزهام"؟»
جونگوون: «این هیون صددرصد همچین فکری کرده. یه چیزی میگه، بعد خودش از حرف خودش خندش میگیره.»
جی: «خب... خودم از شوخیهای خودم خوشم میاد.»
جونگوون: «فکر کنم خودش واقعاً معتقده از همه بامزهتره.»
