مریمِ نامقدس
Ir al canal en Telegram
'سال دوی طبابت، کمی امیدوار. t.me/HidenChat_Bot?start=7246790181 پلیلیست: t.me/MariellasSongs تبادل و حمایت داریم؛ ترجیحاً چنل دیلی.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
509
Suscriptores
-324 horas
+37 días
+9030 días
Archivo de publicaciones
509
امروز یه دخترکوچولوی سه و نیم ساله بهم گفت خیلی خوشگلی ناخنات خوشگلن همه چیت خوشگله تا اطلاع ثانوی خدارو بنده نیستم.💅
509
توی یکی از دفترام نوشته بودم:
آنچه دیدی بر قرار خود نماند، وین چه بینی هم نماند بر قرار»
509
بزدلی جانوری است که همیشه در کمین انسان هاست. هرروز به بهانه هایی به نام مصلحت و احتیاط و گاهی عقل و کمال به آنها حملهور میشود، اما تعداد اندکی قادرند خودشان را از تیزی چنگال هایش در امان نگه دارند.
~ نامه به کودکی که هرگز زاده نشد
509
از اینکه گرفتار انسان ها هستم خستم، کاش گرفتار یک گرگی شغالی چیزی میشدم که احتمالا اونها بهتر بودن.
509
آیا خواب، درمان این رنج دردآلود، تسکین این محنت تبآلود، روشنای این ظلمت مهآلود... تواند بود؟
509
یه چیزی متوجه شدم اونم اینه که اگر بدترین اتفاق دنیا هم برات بیفته چون تو ایران زندگی میکنی خیلی زمان برای غصه خوردن نداری چون بعدش پونصد تا مسئلهی دیگه پیش میاد که قبلیا توش گم میشن. :))
509
اخرین بار سال۹۶ رفتم اعتکاف. اون موقعها دین حقیقت مطلق بود، منتهای انتخابها و آرزوها ظهور بود، ابهامات به سرعت تبدیل به یقین میشد، پشتم به حقیقیترین معنای جهان گرم بود، رنجهای نچشیده معنادار و خواستنی بودن، قلبم زنگار نگرفته بود و جهان از دریچهی قلبم خیلی امن بود.
- واقعا زمانی که کل دغدغه همین بود و تکیه گاه روحیمون دین بود، زندگی سخت نبود. ولی مهمه که آدم این سختی رو به قیمت آگاهی انتخاب بکنه.
