_ مستاجر پلاک ۱۱ _
Ir al canal en Telegram
_آدمکی فرو رفته در پوسته ی آبی تیره http://t.me/HidenChat_Bot?start=8742421722
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
419
Suscriptores
Sin datos24 horas
+257 días
-730 días
Archivo de publicaciones
یکی بود، یکی نبود.
روزی از روزها زمینِ همیشه عاشق، باد و خورشید رو صدا زد و شیشهای از عطرِ محبت رو به اون ها سپرد وازشون خواست که اون رو تو کل جهان پخش کنن.
بادِ بی قرار ، عطر رو در گوش درختان نجوا کرد.
خورشیدِ گرم آغوش ، ذرهای از اون رو در خودش حل کرد و بر جهان تابوند.
اندکی از اون عطر هنوز ام در جهان سرگردونه!
گاهی روی بالِ یک پروانه
و یا گاهی بیخبر
راهشو تا قلبِ یک انسان پیدا میکنه!
امروز حتی پروانه های سفید هم بعد خدافظی ،دلِ "دل کندن" نداشتن.
چند دور ، دور هم گشتن تا دست آخر جدا شدن.
i don't wanna talk about anything.
i wanna kiss, kiss your eyes again.
wanna witness your eyes looking.
i don't wanna talk about anyone.
i wanna sleep in your car while you're driving, lay on your lap when i'm cryin'.
خوشم میاد روتین و روزمره آدمهایی که دوست دارم رو بدونم؛ عه الان سرکلاسه، الان خوابه، عه ساعت چهار میدونم میره سرکار، عه من میدونم الان با فلان همکارشه که ازش متنفره و همینطور الی آخر.
