es
Feedback
رویاهای رنگی

رویاهای رنگی

Ir al canal en Telegram

«اینجا از زندگی، رویاها و چیزهای کوچیکی می‌گیم که دنیا رو رنگی‌تر می‌ک

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
769
Suscriptores
Sin datos24 horas
+207 días
+9930 días
Archivo de publicaciones
🌨❄️🌨 ❄️🌨 🌨 الهی امروز...، قشنگترین لحظه ها در انتظارتون باشه الهی هرگز لبخند از رو لباتون نیفته الهی خوشبختی مثل سایه همر
🌨❄️🌨 ❄️🌨 🌨 الهی امروز...، قشنگترین لحظه ها در انتظارتون باشه الهی هرگز لبخند از رو لباتون نیفته الهی خوشبختی مثل سایه همراهتون باشه الهی بهترین خبرهای عمرتون رو امروز بشنوید... ما چه ميدانيم انسانهاى كه امروز ميبينم با چه حالى سر پا هستند پس مهربان باشيم ... 🌨 ❄️🌨 🌨❄️🌨

🌺✨در این شب زیبا 🤍✨آرزو مــیـکــنــم 🌺✨همه خوبی های دنیا 🤍✨مـال شـمـا بـاشـه 🌺✨دلتون شـاد بـاشـه 🤍✨غمی توی دلتون نشینه 🌺✨خنده از لب قشنگتون پاک نشه 🤍✨و دنیابه کامتون باشه... 🌺✨شــبــتــون بــخــیــر 💖👇 🌸🍃 🌸🍃

یکی بود یکی نبود غیر از خدای مهربون هیچکس نبود. سال ها پیش در جنگلی بزرگ و سرسبز،روی بالاترین شاخه ی بزرگ ترین و بلندترین درخت،گنجشکی زندگی می کرد.🌲🕊 گنجشک قصه ما؛ روزی تصمیم گرفتکه برای دیدن دوستش به خانه ی او برود. صبح زود به راه افتاد. از جاهای زیادی عبور کرد. اما گنجشک کوچک قصه ی ما یک مشکل داشت؛ و آن هم این بود که ” فراموش کار ” بود. او در راه متوجه شد که خانه دوستش را فراموش کرده است.🤔 او از بالای رودی عبور کرد که آن جا یک قو در حال آب تنی بود . او از قو آدرس خانه دوستش را پرسیداما قو نمی دانست.🕊 او رفت و رفت تا به یک روستا رسید .خیلی خسته شده بود . روی پشت بام خانه ای نشست تا استراحت کند. تصمیم گرفت به خانه ی خودش برگردد. ولی او آنقدر فاصله اش از خانه زیاد شده بود که راه خانه ی خودش را هم فراموش کرده بود. احساس کرد یک نفربه طرف او می آید. ترسید و به آسمان پرید .از بالا دید یه سگ به طرف او می آید .سگ به او گفت: « چی شده گنجشک کوچولو؟ »از من نترس. من پلیسه جنگلم می خواهم با تو دوست بشوم.🕊🐶 گنجشک گفت : « یعنی تو نمی خواهی مرا شکار کنی ؟ » سگ گفت : « معلوم است که نمی خواهم! کارم کمک به بقیه حیوان هاست.» گنجشک گفت : « من راه خانه ام را گم کرده ام. سگ گفت : « من به تو کمک می کنم تا راه خانه ات را پیدا کنی،سپس از گنجشک پرسید : « آیا یادت می آید که خانه ات کجا بود؟ »🕊😕 گنجشک جواب داد : در جنگل بزرگ روی درختی بسیار بزرگ . سگ گفت : « با من به جنگل بیا من به تو کمک می کنم تا آن درخت را پیدا کنی . سگ و گنجشک کوچولو باهم وارد جنگل بزرگ شدند.🕊🐶🌲 و بعد از ساعت ها تلاش و جست و جو سگ توانست خانه ی گنجشک کوچولو را پیدا کند. گنجشک کوچولو پرواز کرد و روی بالاترین شاخه رفت و نشست و به پلیس جنگل قول داد که از این به بعد، حواسش را بیشتر جمع کند تا دیگرگم نشود. و سگ مهربون هم بهش گفت همیشه یه نقشه از ادرس خونتون و با خودت داشته باش تا هر وقت مثل امروز راه و گم کردی بتونی زود خونتو پیدا کنی

photo content

انگوره بعد چند روز می‌ره سرکار صاحبکارش بش می‌گه: «چرا چند روزه نمی‌ای؟» می‌گه: «ببخشید مویز بودم.» #لطیفه

ارزشیابی فارسی دی ماه پایه اول تا آخر نشانه ی "فـ ف" برای اولی ها هم بفرستید❤️

رو مخ ترین چیزی که میتونه وجود داشته باشه😂
رو مخ ترین چیزی که میتونه وجود داشته باشه😂

🌈آموزش چرخه ی تولید نان......

گاهی اوقات تمرین بیش از حد باعث می‌شه تاثیر معکوس داشته باشه و دانش‌آموز نه تنها یاد نگیره بلکه زده بشه و اون میزان یادگیری‌ای که داشته هم از دست بده

دلایل بدخطی دانش اموز یک غلبه طرفین دو عدم تقویت عضاات کوچک و بزرگ دست سه بد مداد گرفتن

/‌ آفتاب ظهر..  روی شانه‌های شهر چکه‌چکه می‌ریزد  و کوچه‌ها...  بوی نان تازه و خستگی ناتمام می‌دهند. من ... در میانه‌ی این روشنای بی‌حوصله  به تو فکر می‌کنم به دستی که اگر بود  سایه‌ام را کمی بلندتر می‌کرد. ظهرتون دلپذیر عزیزان♥️🌹🍃

صبح بخیر ☀️ امروز یک صفحه‌ی تازه‌ست؛ با فرصت‌هایی که منتظر باور تو هستند، با لبخندی که می‌تونه حالِ دلت و دنیات رو عوض کنه. آروم شروع کن، به خودت اعتماد کن، و یادت باشه: حتی قدم‌های کوچک هم تو رو به جای درست می‌رسونن. روزت پر از انرژی خوب 🌱✨

شعر کودکانه در وصف 🍎
شعر کودکانه در وصف 🍎

موج انرژی مثبت از همین لحظه میتونه شروع بشه… از همون‌جایی که تو ایستادی فقط با یک لبخند 🥰 و پخش کردنش به دیگران دوست خوبم لطفاً لبخند بزن😊

sticker.webp0.57 KB

نون شکلاتی.. با مغزی نوتلا و شکلات چیپسی

🇮🇷🇮🇷چو ایران نباشد تن من مباد، در این بوم و بر زنده یک تن مباد
🇮🇷🇮🇷چو ایران نباشد تن من مباد، در این بوم و بر زنده یک تن مباد

☀️🌱 سلام ✋ صبح زیباتون بخیر و نیکی ☕️☺️
☀️🌱 سلام ✋ صبح زیباتون بخیر و نیکی ☕️☺️