"Black Rose"
Ir al canal en Telegram
خون میچکد از دیده در این کنج صبوری . . .!https://t.me/Meshki_ros
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
534
Suscriptores
-224 horas
+27 días
+2230 días
Archivo de publicaciones
533
اول مطمئن شید عشقه. هورمون نیست، تنهایی نیست، توهم نیست، تنوع نیست، فرار نیست، جایگزین پیدا کردن نیست، بعد مطرحش کنید.
533
اگه من بهت نیاز داشته باشم و تو اونجا نباشی، من یاد میگیرم که دیگه بهت نیازی نداشته باشم.
533
اشکهایش را پاک کرد و گفت:
این اشکها را میبینی؟ اینها همه نتیجهی آن روزهایی است که همهچیز سخت بود، اما من دم نزدم و ادامه دادم.
533
ناگهان میل شدیدی به خزیدن توی تختخواب، پنهان شدن از همهکس و همهچیز، و تا ابد خوابیدن، بر من غلبه کرد.
533
کاش پیرتر بودیم، مثل ریشهها
یا خیلی جوانتر، مثل شاخهها..
اینجا که ما ایستادهایم فقط تبر میخورد.
533
فعلا میسازم، چه میشود کرد؟ مگر میشود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی را درآورد؟ همین است که هست.
533
بدون اينكه مامان باباهامون چیزی بفهمن،
چه ضربه هاى روحى و چه شبايى رو پشت سر گذاشتیم.
ولى اونا فكر ميكنن ما بى خيال و بى مسئوليتيم..
533
اصرار به هیچ چیز نکنید،
آدمها بخوان حرف میزنن،
بخوان تماس میگیرن،
بخوان میمونن
و اگه بخوان همه کار میکنن.
