alone
Ir al canal en Telegram
جایی برای حرفایی که هیچوقت گفته نشدند.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
217
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-2930 días
Número de Publicaciones
Carga de datos en curso...
Reacciones
Comentarios
Estrellas de Telegram
PUBLICACIONES TOP por
Carga de datos en curso...
Análisis de publicación
Mensajes | Ver dinámicas | |||||
— | 6 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
_ | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
و گریستم؛ به یاد تمام لحظاتی که قلبم
عمیقا شکسته بود، اما لبخند زدم. | 15 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
... | 19 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
مرسی از شرکت همگی
جاموندید بگید | 6 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
من اینجا بس دلم تنگ است
و هر سازی که میبینم بدآهنگ است
بیا رهتوشه برداریم
قدم در راه بیبرگشت بگذاریم
ببینیم آسمانِ هر کجا آیا همین رنگ است
- مهدی اخوان ثالث
https://t.me/HaniNatrak | 7 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه میپنداشتیم
تا درخت دوستی کی بر دهد
حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم
رفت و رنجی ماند و یادی از رفیق
- حافظ
https://t.me/JosephGrimaldi | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست
بی باده گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که امروز تماشاگه ماست
فردا همه از خاک تو برخواهد رست
- خیام
https://t.me/hosnaamrollahi | 13 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
دلا دیدی که آن فرزانه فرزند
چه دید اندر خمِ این طاقِ رنگین
به جای لوح سیمین در کنارش
فلک بر سر نهادش لوح سنگین
- حافظ
https://t.me/xDeadllock | 8 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
صدای باران
دختر هر شب قبل از خواب، چند دقیقه کنار پنجره میایستاد.
یک شب برادرش پرسید: «چی رو نگاه میکنی؟»
گفت: «هیچی، فقط گوش میدم.»
پرسید: «به چی؟»
لبخند زد و گفت: «به بارون... وقتی همهجا ساکته، صداش بیشتر شنیده میشه.»
شاید بعضی چیزهای قشنگ همیشه وجود دارند؛
فقط باید کمی از شلوغی فاصله بگیریم تا متوجهشان شویم.
https://t.me/Eghlime | 8 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
آخرین صندلی
دختر همیشه در اتوبوس روی آخرین صندلی مینشست.
یک روز پسری کنار او نشست و گفت: «اینجا همیشه خالیه؟»
دختر لبخند زد و گفت: «تا امروز، آره.»
از آن روز، پسر هر صبح همان صندلی را انتخاب میکرد.
هیچوقت حرف زیادی نمیزدند، اما هر دو منتظر صبح بعد بودند.
گاهی عشق با یک اتفاق بزرگ شروع نمیشود؛
فقط با خالی ماندن یک صندلی برای یک نفر شروع میشود.
https://t.me/havali_aghoshet | 8 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
جعبهی کفش
دختر هنگام مرتب کردن کمد، یک جعبهی کفش قدیمی پیدا کرد.
داخلش چند سنگ کوچک، یک بلیت پاره و یک برگ خشک بود.
با تعجب از مادرش پرسید: «اینها رو چرا نگه داشتی؟»
مادر خندید و گفت: «چون هر کدومش یه روز معمولی رو برام به یه روز خاص تبدیل کرده.»
دختر دوباره در جعبه را بست.
آن روز فهمید بعضی چیزها ارزششان به خودشان نیست؛
به خاطرهای است که با خودشان حمل میکنند.
https://t.me/across_us | 8 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
تو پای به راه در نه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
گر مرد رهی میان خون باید رفت
از پای فتاده سرنگون باید رفت
- عطار نیشابوری
https://t.me/across_us | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
چون عهده نمیشود کسی فردا را
حالی خوش دار این دل پر سودا را
می نوش به ماهتاب ای ماه که ماه
بسیار بتابد و نیابد ما را
- خیام
https://t.me/bluestars_am | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نیمهکاره
مرد سالها بود نقاشیای را روی دیوار اتاقش نیمهکاره گذاشته بود.
هر بار میخواست تمامش کند، فکر میکرد هنوز خوب نشده و دوباره کنار میگذاشت.
یک روز تصمیم گرفت همانطور که هست تمامش کند، بدون اینکه دنبال بینقص بودن باشد.
وقتی تمام شد، فهمید چیزی که همیشه مانعش شده بود، خود نقاشی نبود؛ انتظارش برای کامل بودن بود.
گاهی شروع کردن کافی نیست؛ باید اجازه بدهیم بعضی چیزها با نقصهایشان کامل شوند.
https://t.me/curemybroken | 8 | 0 | 0 | 1 | Loading... | |
مغازه قدیمی
پسر برای خرید یک وسیله کوچک وارد مغازهای قدیمی شد که صاحبش سالها آنجا کار میکرد.
موقع حساب کردن، پیرمرد گفت: «این مغازه رو پدرم بهم سپرد، ولی شاید چند وقت دیگه ببندمش.»
پسر پرسید: «ناراحت نیستید؟»
پیرمرد لبخند زد و گفت: «هر چیزی یه زمانی شروع میشه و یه زمانی تموم؛ مهم اینه که درست زندگیش کنی.»
پسر هنگام بیرون رفتن فهمید پایان هر چیزی الزاماً به معنی بد بودن آن نیست.
https://t.me/txt24HRs | 6 | 1 | 0 | 1 | Loading... | |
شروع | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
به صحرا بنگرم صحرا ته وینم
به دریا بنگرم دریا ته وینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت
نشان از قامت رعنا ته وینم
«باباطاهر» | 21 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
چه چالش جالبی | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
- | 24 | 0 | 0 | 0 | Loading... |

