Nina
Ir al canal en Telegram
687
Suscriptores
+224 horas
+67 días
+2130 días
Archivo de publicaciones
686
با اینا؛ شب و روز و سَر میکنیم
!
•براتی، مشاور سعید جلیلی:
اگر یک ماه دیگر مقاومت کنیم، آمریکا قطعا عقبنشینی میکند و میرود. در یمن، آمریکاییها فقط ۴۰ روز توانستند مقاومت کنند و بعد فرار کردند. آمریکا در یمن نتوانست هزینه ۲ میلیارد دلاری را تحمل کند و با از دست دادن چند هواپیما فرار کرد، اما اکنون در ۱۰ روز جنگ با ایران، ۲۰ میلیارد دلار خسارت دیده است. 📉✈️ /۲۱ اسفند ۱۴۰۴
•سعید جلیلی:
دنیا واقعیت بسته شدن تنگه هرمز را میبیند. 🌊🚫 /۲۸ اسفند ۱۴۰۴
•طهماسبی، مجری شبکه سه:
کشورهای منطقه باید تخلیه کنید، از کشورهای عربی فرار کنید و وقت بازگشت این کشورها به شترسواری است 🐫، اگر ایران امنیت نداشته باشد، برای هیچ کس نباید امنیت باشد. قیمت نفت به بالای ۲۰۰ دلار میرسد! شما به نفت و گاز وابسته هستید! اروپا برای انرژی به التماس رسیده بود! 🛢️📈
•ثابتی، نماینده مجلس:
تنگه از ۵ میلیارد تا ۵۰۰ میلیارد دلار برای ما درآمد دارد. این بستگی به عرضه ما داره! 💰
•خانعلیزاده، کارشناس دائمی صداوسیما، در ۱۳ اسفند ۱۴۰:
امارات فقط برای چهار روز مواد غذایی دارد و تمام فروشگاههای این کشور خالی است. 🛒📦
•شهبازی، کارشناس شبکه۲ سیما در فروردین ۱۴۰۵:
قیمت نفت را با بستن هرمز، زدن خط لوله ینبع عربستان، زدن تاسیسات نفتی و پالایشی امارات و مشخصا بحرین (همچنین پایگاه دریایی سنتکام)، زدن جاده عربستان بحرین، پالایشگاه الزرقاء أردن و اهداف نظامی و اطلاعاتی زدن نفتکشهای بقیه، اختلال انتقال نفت دریای سرخ و ... به حدود دویست دلار برساند. حشد الشعبی میتواند ۲۵۰۰ سرباز آمریکایی در عراق را گروگان بگیرد و معامله کند. 🎯⚔️
•ایزدی، کارشناس دائمی صداوسیما:
طبق برآورد رویترز در طول ۴ سال میتوانیم از تنگه هرمز ۵۰۰ میلیارد دلار درآمد کسب کنیم که چند برابر فروش نفت ما در این مدت است. آمریکا غرامت بده به ما نیستند، باید از طریق تنگه هرمز خسارتها را جبران کنیم. 📊💵 /۲۰ فروردین ۱۴۰۵
lotfi_mojtaba
@NinaYevsky2
686
🔴 فاحشه های واقعی
یکی از عجیبترین و البته مهمترین داستانهای کوتاه جهان، داستانی است به نام Boule de suif نوشته گیدو موپاسانِ فرانسوی که در فارسی به تُپُلی ترجمه شده است و در سال ۱۹۴۵ نیز فیلمی به همین نام بر روی پرده سینمای جهان رفت.
تُپُلی روایتِ اولویتِ غریزه بقا و پیشی گرفتنِ آن از تمام اخلاقیات ساخته بشر در مواقعی است که منافع و امنیتِ آدمیزاد به خطر میافتند و چقدر در جامعه ما روایتی آشناست.
داستان در خلال یکی از جنگهای پروس (آلمان) و فرانسه در قرن نوزدهم اتفاق میافتد. ده تن از اهالی یکی از شهرهای مرزی فرانسه برای فرار از نیروهای اشغالگر پروس تصمیم میگیرند سوار یک کالسکه شوند.
یک فاحشه که نام اصلی او الیزابت روزت (Elisabeth Rousset) است، یک کُنت، یک زوج مغازه دار از طبقه متوسط، یک کارخانه دار ثروتمند و همسرش، یک روشنفکرِ جمهوری خواه، دو زنِ راهبه و چند بورژوای دیگر که سبب میشوند کالسکه یک جهان کوچک از جامعه فرانسه را تشکیل بدهد...
الیزابت که برخلاف باقی مهمانها شخصیتی رُک و غیرنمایشی دارد نه به نظرات سیاسی باقی حاضران در کالسکه گوش میدهد و نه محافظه کار و محاسبه گر است. برخلاف بقیه که پس از پیمودن چند ساعت از راه گرسنگی را سرکوب میکنند و آذوقه هایشان را رو نمیکنند، تُپُلی (الیزابت) سبد غدایش را باز میکند و به بقیه هم تعارف میکند...
مهمانها که در بدو ورود و به دلیل دانستنِ شغلِ تُپلی با اکراه و انزجار به او نگاه میكردند و از همسفر بودن با او احساس حقارت میکردند دست رد به غذاهای خوشمزه تُپُلی نمیزنند...
در این میان کالسکه به دلیل هوای بد و مه گرفتگی وارد نواحی تحت اشغال آلمانیها میشود و اعضای کالسکه که برای شب مانی به یک مسافرخانه مراجعه میکنند متوجه حضور نظامیان پروس در آنجا میشوند...
افسر آلمانی تمام اعضای کالسکه را در مسافرخانه بازداشت میکند و پس از دو روز که فرانسویها جویای دلیل میشوند افسر آلمانی به آنها میگوید شرط آزادی شان این است که تُپُلی بپذیرد که یک شب پیش او بخوابد...
فرانسویها که ابتدا از شنیدن این درخواست بیشرمانه خشمگین شده بودند، رفتهرفته از غرور و مقاومت الیزابت برای نخوابیدن با افسر آلمانی به ستوه میآیند.
روشنفکر و ثروتمند و راهبه و تاجر و فرهیخته همه دست به یکی میکنند تا تُپُلی را راضی به قحبگی کنند...
موپاسان در این داستان به طرزی شگفت انگیزی وابسته بودنِ اخلاق به شرایط را نشان میدهد. تمام کسانی که تا چند ساعت پیش ظاهرا فاحشگی را زشت و قبیح میدانستند به هر روشی که بلد بودند از توجیهات مذهبی تا شیوههای رایزنیِ تجاری استفاده میکنند تا دختر بینوا را راضی کنند با افسر آلمانی بخوابَد...
صحنههای پایانیِ داستان یک تراژدی محض است. تُپُلی برخلاف غرور و خواست قلبی برای خیر جمعی با افسر آلمانی خوابیده، کالسکه در حال حرکت است و افرادی که در روز روشن برای تُپُلی دیوثی کردهاند حالا آذوقههایشان را در آوردهاند و میخورند.
تُپُلی گرسنه و غمگین در گوشه کالسکه نشسته است و به جماعتی نگاه میکند که دوباره بر سر میهن و غرور و آزادی و خدا و پاکدامنی دارند حرف میزنند. هیچکس به الیزابت نگاه نمیکند ولی گی دو موپاسان او را در تاریخ ادبیات جهان جاودانه میکند. دختری مهربان و پاک که بین فاحشههای واقعی نشسته است.
@NinaYevsky2
686
🔴بودجههایی که معلوم نیست کجا خرج میشوند؛ فرشاد مومنی از نهادهای بودجهخور میگوید
✍فرشاد مومنی، اقتصاددان
🔺در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه زیر فشار تورم، کاهش قدرت خرید و کمبود منابع برای خدمات عمومی قرار دارد، فرشاد مومنی انگشت روی یکی از مسائل قدیمی اما همچنان مناقشهبرانگیز بودجه ایران میگذارد: منابعی که تحت عناوین فرهنگی و مذهبی تخصیص پیدا میکنند، اما درباره ضرورت، عملکرد و نحوه هزینهکرد آنها پرسشهای جدی وجود دارد.
🔺مومنی در این سخنان، بهعنوان نمونه از تعدادی نهاد و ردیف بودجه نام میبرد و میپرسد منابعی که باید در خدمت رفاه مردم، تولید و زیرساختهای کشور باشد، بر چه اساسی به چنین مصارفی اختصاص پیدا میکند و حاصل این هزینهها کجاست؟
🔺این انتقاد محدود به چند نام و چند ردیف نیست؛ مسئله اصلی شفافیت و پاسخگویی در تخصیص منابع عمومی است.
🔺خود مومنی پیشتر نیز با استناد به گزارشهای رسمی سازمان هدفمندی یارانهها گفته بود در فهرست پرداختها، عناوینی مانند کمک به تولید آثار صداوسیما، تقویت فرهنگ دینی، شبکه جهانی ثقلین و تقریب، فرهنگستان زبان و ادب فارسی و کارگروه ملی زیارت دیده میشود؛ در حالی که فلسفه اصلی این منابع، جبران فشار واردشده بر رفاه مردم، حمایت از تولید و زیرساختهای کشور بوده است.
🔺پرسش ساده است:
در اقتصادی که دولت دائماً از کمبود منابع سخن میگوید، چرا تکلیف هر ریال از پول عمومی نباید برای مردم روشن باشد؟
🔺شفافیت بودجه فقط انتشار یک جدول از اعداد نیست؛ هر نهادی که از منابع عمومی سهم میگیرد باید بتواند توضیح دهد چقدر گرفته، برای چه گرفته، کجا هزینه کرده و نتیجه قابل سنجش آن برای جامعه چه بوده است.
@NinaYevsky2
