es
Feedback
『 بَعدِ آدم‌ها 』

『 بَعدِ آدم‌ها 』

Ir al canal en Telegram

حرفی، سخنی: https://t.me/iRoChatBot?start=sec-hgijgbajeb

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
3 464
Suscriptores
-2524 horas
+6647 días
+61230 días
Archivo de publicaciones
آدمی که فقط موقع نیازش سراغت میاد حق نداره اسم خودش رو رفیق، عشق یا همدل بذاره. بعضیا فقط تا وقتی حالت خوبه کنارتن، تا وقتی میتونی براشون کاری انجام بدی، تا وقتی حضورت براشون منفعتی داره؛ اما همین که یه روز خودت خسته بشی، خودت به یه نفر احتیاج داشته باشی، آروم‌آروم ناپدید میشن، انگار نه انگار که یه روز ادعای موندن داشتن. یه زمانی ناراحت میشدم، دنبال دلیل رفتنشون میگشتم، فکر میکردم شاید تقصیر از منه؛ اما امروز میفهمم بودن بعضی آدم‌ها ارزش نبود، فقط عادت کرده بودم به حضورشون و وقتی این عادت از بین رفت، دیدم نه چیزی از من کم شد، نه زندگی متوقف شد.
بعضیا از زندگیت نمیرن که تنهات بذارن؛ میرن تا بهت ثابت کنن از اول هم ارزش موندن نداشتن.

بیخیال حرفایی که توو دلم جا مونده.

نگهبانان جهنم در حال منتقل کردن من به بهشت، بعد از اینکه کل ذخایر آب جوش رو به چایی تبدیل کردم :😂 پ.ن: چای یعنی زندگی❤️
نگهبانان جهنم در حال منتقل کردن من به بهشت، بعد از اینکه کل ذخایر آب جوش رو به چایی تبدیل کردم :😂 پ.ن: چای یعنی زندگی❤️

یکی ازم پرسید: چجوری انقدر آرومی، انگار هیچی برات مهم نیست؟ بهش گفتم: همه چیزایی که ترسیده بودم سرم بیاد، سرم اومد، دیگه نگران چی باشم؟

هرکی منو میبینه میگه چه پرانرژی، چقد موفق، چه خوش ذوق ولی میدونی واقعیت چیه؟ واقعیت اینه من غرق استرسم ولی نشون نمیدم... کوچیک‌ترین موضوعات باعث می‌شه ساعت ها فکر کنم و اعصابم خورد شه... احساس سختی و فشار، ناراحتی، بی‌حوصلگی، اورثینک، و بی‌اعتمادی داره منو میخوره... ‏من با يه نخ خيلى نازک به اين دنيا وصلم و در عین حال تلاش می‌كنم كه اين نخ نازک بريده نشه تا فقط بتونم شرایطمو عادی نشون بدم... بهتر بگم من تو ظاهر رو پاهام وایسادم،گاهی می‌خندم و گاهی گریه می‌کنم... اما حقیقت اینه که خستم... می‌خوام فرار کنم.... می‌خوام برم گم و گور بشم...

شبتون بخیر

لازم نیست درباره‌ی کسی حرف بزنم. آدم‌ها خودشون، با انتخاب‌هاشون، با رفتارشون و با مدل برخوردشون با بقیه همه‌چیز رو درباره‌ی خودشون میگن. یه زمانی سعی میکردم حرفاشون رو باور کنم. قول‌هاشون، قسم‌هاشون و اون تصویری که از خودشون ساخته بودن. اما با گذشت زمان فهمیدم بین چیزی که آدم‌ها میگن و چیزی که واقعا هستن، گاهی یه دنیا فاصلست. برای همین دیگه به حرف‌ها دل نمیبندم. فقط نگاه میکنم که وقت انتخاب، وقت سختی و وقت منفعت، چه کسی واقعا خودش باقی میمونه.
چون هیچ نقابی تا ابد روی صورت کسی نمیمونه؛ بالاخره یه روز حقیقت زودتر از خودش سلام میکنه.

میدونستی پروانه ها نمیتونن بال‌هاشونو ببینن و اصلا خبر ندارن که چقدر قشنگن؟ شاید تو یه پروانه‌ای، یه انسان فوق‌العاده که فقط خودت نمیتونی ببینیش.

پند امروز
بپذیرید، همه چیز رو بپذیرید و رها کنید اگه کسی دوستتون نداره، اگه کسی باهاتون ارتباطش رو کم میکنه، اگه کسی ازتون متنفره، اگه کسی ازتون دور میشه، اگه زندگی اونطور که میخواستین پیش نمیره، چون هیچی جز پذیرش نشون نمیده چقدر بالغ هستید 

یادمه یِ روز یکی بود عاشق نگاش شدم من همیشه تو خواب تو رویا میدیدم کنارشم‌ من...

تو خواب از ی دختره خوشم اومد فامیلیش باهنر بود باهنر کجایییییی

و من فرو رفتم در چیزی که نامش را نمی‌دانستم، اما از زخم عمیق‌تر بود و از مرگ اندکی خفیف‌تر.

عیبی نداره اگه کسی بی‌تابِ دیدنت نیست، و عیبی نداره اگه اون‌قدر خسته‌ای که از تنها بودنِت خوشحالی. بزرگ‌سالی، داستانِ مزخرفیه…

پند امروز
هیچ وقت سعی نکنید آدم خوبه ی هیچ داستانی باشید، خودتون باشین و هیچ وقت به کم تر از استاندارداتون راضی نشین. وقتی رعایت حال بقیه رو میکنید از نظر بقیه دم دستی تلقی میشین. چه تو کار، چه تو رابطه، چه فامیل چه دوست.

انقد این میکس قشنگه که عاشقش شدم.

هر وقت احساس بی‌مصرف بودن کردی، یادت باشه بیکی باتم، محله‌ی باب اسفنجی تو دریا یه آتش‌نشانی داشت :)
هر وقت احساس بی‌مصرف بودن کردی، یادت باشه بیکی باتم، محله‌ی باب اسفنجی تو دریا یه آتش‌نشانی داشت :)

این موضوع واقعا تحمل‌ناپذیرست که زندگیم در حال گذرست اما نمیتوانم آن را به معنای واقعی زندگی کنم.