خطِ نگار🍁
Ir al canal en Telegram
خطهای من، قصههای منند… اینجا با خطِ نگار، روزها و لحظههایم را مینویسم، جایی برای رنگها، صداها و سکوتهای کوچک:)
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
316
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-930 días
Archivo de publicaciones
316
اگر بعدها خواستم از این روزها داستانی تعریف کنم، از تنِ خستهای میگم که وسطِ تاریکی گیر کرده بود؛ خودش پر از درد و فرسودگی بود، اما همونجا ایستاد تا چراغِ راهِ بقیه خاموش نشه…
از کسی میگم که با همهی خستگیش، هنوز باور داشت میشه به آینده راه نشون داد، حتی وقتی خودِ راه رفتن سختترین کار دنیاست….
~دیماه/۱۴۰۴~
316
و بنظرم ته هر اتفاقی دنیا به آدمای تحصیل کرده نیاز داره
من توی این مسیر کاری که از دستم برمیاد اینکه توی این شرایط کنار بچها باشم و روحیه بدم که بتونن تمرکز کنن و درس بخونن
شماهایی هم که مسئولیتتون درس خوندنه همون مسئولیت و وظیفه رو درست انجام بدید واقعا بُرد بزرگی محسوب میشه
تغییراول ازخودتون باید شکل بگیره که بعدش بتونید دستاورد بزرگتری رقم بزنید
316
چون حقیقتا من سواد سیاسی این قضایا رو ندارم
و در نهایت چی بگم؟
وازطرفی خیلی ازبچهای جمع محدود اینجا کنکورین
من همین جوریم که اوضاع سلامتیم جالب نیست عذاب وجدان کارامو دارم
بعد بیام ذهن بقیه رو بهم بریزم و درگیرشون کنم که چی؟
منم مثل شمام دیگه
قاعدتا تو امریکا زندگی نمیکنم
و ترجیح میدم راجب چیزایی که علم کافی رو ندارم حرفی نزنم
و جو اینجا که رسانه ایی نیست که من خبرارو پوشش بدم
316
با اینکه هنوز کمرم درد میکنه و نمیتونم زیاد بشینم و نیاز به استراحت مطلق دارم چند روز
و حتی الان دراز کشیده روی تختم
ولی عذاب وجدان کارهای عقب افتادم با اینکه انقد بچها همراهی میکنن ، خودم اذیت میشم بیشتر و انگار دردمو تشدیدتر میکنه…
امیدوارم بتونم تا جایی که هست کارمو انجام بدم حتی نصف رو بتونم پیش ببرم روانم آرومتر میشه …
گفته بودم کار برام نجات دهندست؟چون واقعا کارمو دوست دارم🩵✨
میشه برای خودم این بار انرژی مثبت بفرستید🫠🩵
316
واقعا دلم میخواد از کمر درد بمیرم
از صبح تا حالافقط دراز کشیدم و اصلا نمیتونم تکون بخورم🫠
